Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781016-46974S3

Date of Document: 2000-01-06

سفر طولاني و باقي قضايا...! در جامعه قانونمند يك شهروند انتظار دارد به ميزان پولي كه مي پردازد خدمات مناسبي دريافت كند. اما ظاهرا در جامعه ما در برخي موارد تناسبي بين پولي كه مي پردازي و خدمتي كه دريافت مي كني (اگر اصولا خدمتي دريافت بكني! ) وجود ندارد.؟ چطور يك نمونه را يادآوري مي كنم: احتمالا شما هم با اتوبوسهاي شركت س - س مسافرت كرده ايد و /1 5بهاي برابر بليط آن را هم پرداخت كرده ايد و لابد با خود گفته ايد سرويسهاي بهتر، بيسكويت و نوشابه! و از اين قبيل امور ارزش اين پول را دارد. من هم همين فكر را مي كردم ولي در مورد اتوبوسهاي اين شركت در مسير نجف آباد به تهران وضع كمي متفاوت است. اگر احيانا زمستان قصد مسافرت داشته باشيد ناچاريد سرما را تحمل كنيد، چون راننده دلش نمي خواهد بخاري را روشن كند. برعكس در تابستان بايد گرما را تحمل كنيد چرا كه ظاهرا كولر خراب است. هميشه هم لازم نيست فيلم ببينيد، بعضي وقتها موسيقي كافي است. پذيرايي هم كه اصلا مهم نيست و مي شود گاهي آن را فراموش كرد! با تمام اين اوصاف به صرف اينكه مقصد اين اتوبوسها ميدان آرژانتين بود و ما مجبور نبوديم چند برابر بهاي بليط كرايه تاكسي بدهيم تا به منزل برويم، تمام سختيهاي فوق را تحمل مي كرديم تا اينكه مثل خيلي از مشتاقان ديگر براي تماشاي خورشيد گرفتگي به نجف آباد رفتيم. البته خوشبختانه چون خارجي نبوديم از حمله بعضيها در امان مانديم! ولي وقتي با بليط /10بامداد 45ساعت به مقصد ميدان آرژانتين حركت كرديم، صبح روز بعد خود را در ترمينال جنوب ديدم و هرچه اعتراض كردم كه بليط من به مقصد ميدان آرژانتين است راننده اهميتي نداد و حتي حاضر نشد كرايه تاكسي مرا تا مقصد بپردازد. همان موقع با خود گفتم اگر خانمي تنها و ناآشنا با ترمينال جنوب كه آشنايانش در ميدان آرژانتين منتظر او هستند جاي من بود چه اتفاقي مي افتاد. مهدي زائري