Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781016-46970S1

Date of Document: 2000-01-06

نابغه هاي عصر فوتبال از آمريكاي جنوبي مي آيند * در مقايسه اي به نسبت جمعيت كشورها، شايد بتوان اروگوئه را از لحاظ شمار بازيكنان شاخص، غني ترين كشور آمريكاي جنوبي دانست بسياري، بزرگترين ستارگان دنياي فوتبال را پله و مارادونا مي دانند، اما مقايسه اي راستين در اين باب ناممكن است. آنها هيچگاه رسما با هم بازي نكردند. يك سال پس از آغاز دوره درخشش مارادونا ( ) 19971976 پله ( ) 19771956 بازنشسته شد و تاكتيكهاي فوتبال در زمان اوج درخشش هركدام از اين بازيكنان به گونه اي گسترده متحول شد. اما تاثير ديگر بازيكنان آمريكاي جنوبي بر فوتبال ] [ قرن حاضر چه بوده؟ است آرژانتينيهاي سالخورده تر سخن از جوزه مانوئل مورنو به ميان مي آورند كسي كه از 1935 تا 1957 (او 33 بار براي تيم ملي آرژانتين بازي كرد، همچنين عضو ريور تيم پلات ملقب به ماشين بود ) فوتبال بازي كردو از هر دوي آنها پله ] و [مارادونا بهتر بود، اما هرگز در جام جهاني حضور نداشت زيرا آرژانتين در آن زمان در اين بازيها شركت نكرد. او شنبه شبها پيش از بازي، عادت داشت تا ديرگاه شب را به خوش گذراني سپري كند و بدين ترتيب زمان كافي براي آن كه به اندازه ديگران تمرين كند در اختيار نداشت. اين موضوع اما، هيچگاه تاثيري بر بازي درخور تحسين او نگذاشت. اگرچه برادران براون، پنج برادر اسكاتلندي تبار آرژانتيني در ابتداي قرن و در سالهاي 1902 و 1910 در بازيهاي ملي شركت داشتند، اما هنوز هم افسانه فوتبال ] [آرژانتين هستند. چهار نفر از آنها همراه با آرژانتين، برزيل را در سال 1908 آن هم در ريو با نتيجه 32 شكست دادند و بدين ترتيبركوردي برپا كردند كه گمان نمي رود هرگز شكسته شود. جورج آلفردو،، اليسيو و ارنستو (كارلوس در آن بازي حضور نداشت ) و، همچنين پسرعمويشان، جوآن در آن تيم بازي مي كردند. آرتور فريدريش برزيلي، سنترفورواردي چالاك و جلوتر از زمان خود بود. او ستاره برزيل و بسياري از باشگاههاي برزيلي -تنها بازماندگان آن باشگاهها، سائوپائولو و فلامينگو هستند - بود. آرتور 1329 گل در دوره 26 ساله بازي اش به ثمر رساند; مي گويند او در اين دوره حتي يك پنالتي راهم از دست نداد. لئونيداس داسيلوا ستاره برزيلي دهه 1930 است; كساني كه بازي اين مهاجم قدرتمند را ديده اند او را در رديف پله قرار مي دهند. شهرت داسيلوا در برزيل به سبب ضربات قيچي فوق العاده او بوده. در اروپا و درجريان برگزاري مسابقات جام جهاني نيز 1938 داسيلوا بهترين گلزن بود; در اين مسابقات به او لقب الماس سياه دادند. برنابه فريرا مهاجم آرژانتيني را بدان روي كه عامل شكوه ريورپلات در نخستين روزهاي فوتبال حرفه اي بوده، قدر مي نهند. ريورپلات با خريد اين بازيكن به مبلغ 8 هزار پوند در سال 1932 ركوردي در اين زمينه برجاي گذاشت و در پي اين خريد ناچار به ساختن ورزشگاهي بزرگتر شد تا بتواند 25 هزار نفر هوادار مشتاق فريرا را كه هر هفته پشت درهاي بسته ورزشگاه مي ماندند، در خود جاي دهد. او با ضربات سهمگينش در 195 بازي باشگاهي موفق شد 204 گل به ثمر برساند، و از اين نظر ركوردي برجاي گذارد كه هيچگاه شكسته نشد. يك روزنامه محلي به دروازه باناني كه در مقابل فريرا تسليم نشدند مدال طلا اهدا كرد. ريورپلات را باشگاه ميليونرها مي خواندند زيرا در 1931 و در آغاز پاگرفتن فوتبال حرفه اي، به گونه اي بي محابا نخستين انتقال بزرگ تاريخ فوتبال را انجام داد، اين باشگاه 6 هزار و 300 پوند براي كارلوس پوسله پرداخت مبلغي كه بي گمان به باشگاه بازمي گشت. پوسله در زمان خود، نخستين بازيكني بود كه در تمامي ميدان بازي مي كرد و مي توانست در هر پستي انجام وظيفه كند. او در نخستين جام جهاني بازي كرد و 50 بار براي بازي در تيم ملي كشورش انتخاب او شد چه به هنگام بازي در ريورپلات و چه در مقام مربي اين تيم در دهه 1930 و اوايل دهه 1940 سبب شكل گيري ريورپلات بدان گونه است كه هنوز هم بهترين تيم باشگاهي آرژانتين به حساب آمده، لقب ماشين را به خود اختصاص داده است. بسياري گمان آرسينيو دارند ي اريكو پاراگوئه اي، بازيكن تيم اينديپندنت آرژانتين، از برجسته ترين گل زنان است. او هنوز هم با 47 گلي كه در 1937 به ثمر رساند ركورددار ليگ آرژانتين محسوب مي شود. در آن سال، اريكو نقش اصلي را در قهرماني اينديپندنت ايفا كرد. اين تيم جام سال را 1938 نيز از آن خود كرد. در آن جام هم اريكو 43 گل به ثمر رساند. اريكو مي توانست بالاتر از هر بازيكن بلندقدي بپرد، از اين رو او را مردي با فنرهاي پنهاني مي خواندند! آنجل لابرونا ديگر بازيكن برجسته خط حمله ريورپلات موسوم به ماشين است. او بيش از هر بازيكن ديگري در اين تيم دوام آورد. لابرونا از 1932 تا 1959 با ميانگين گلزده / به 6 ازاي هر بازي در ريورپلات بازي كردوتا پيش از 41 سالگي بازنشسته نشد. همين امر به تنهايي موجب برجستگي او در تاريخ باشگاهي چنين بزرگ است. لابرونا اما، بار ديگر در سمت مربي عناويني ريورپلات براي كسب كرد. لابرونا به رغم 37 بازي ملي به گونه اي شايسته و آنچنان كه درخور بازيكني با ويژگيهاي اوست، در دنيا شناخته نشده است. در آن زمان آرژانتين به ندرت خارج از قاره خود بازي مي كرد. از ديگرسو، آلفردو دي استفانو كه در مدتي به درازاي اندكي بيش از يك فصل در آن خط حمله بازي مي كرد، بدل به بهترين گلزن آرژانتين در 1947 و چهره اي جهاني شد كه بسياري او را كامل ترين مهاجم نوك حمله تاريخ فوتبال قلمداد كردند. سپس نوبت به گارينچا مي رسد كسي كه در سالهاي 1955 و 1956 51 بازي كامل براي تيم ملي برزيل انجام داد وگرچه باورنكردني است اما در اين بازيها برزيل تنها يك بار شكست آن خورد شكست نيز در دور نهايي بازيهاي جام جهاني روي 1966 داد. جالب است بدانيم كه روانشناسان گارينچا را به سبب عدم تعادل رواني از بازي در تيم ملي منع كرده بودند. هنرمندي و قدرت كنترل توپ او دوست و دشمن را شيفته و مجذوب مي ساخت. پاي چپ پوليو از دوران كودكي كج بود، اما به رغم اين موضوع حريفان، دشوار مي توانستند جهت حركت او را تشخيص دهند. با آن كه مدافعان، تاكتيك گارينچا راكه عبارت بود از حركت گول زننده بدن به چپ، حركت به راست و آنگاه سانتري گل ساز، مي شناختند، اما باز هم قادر نبودند او را متوقف كنند. متاسفانه او نه با زندگي شخصي و نه با زندگي حرفه اي خود نتوانست بخوبي كنار بيايد و عاقبت خود را در 49 سالگي با الكل و موادمخدر ازپاي درآورد. نزد بسياري از مردم، والدير پريرا ملقب به ديدي نقشي كليدي را براي برزيل آكنده از ستارگان فوتبال در فتح جامهاي جهاني 1962 و 1958 بعهده داشت. او به ظاهر كند، اما داراي تدابير تاكتيكي برجسته اي بود. ويژگي اخير از او مربي اي تمام عيار ساخت و موجب شد تا پرو به كمك مربي خود، والدير پريرا به، مرحله يك چهارم نهايي جام جهاني 1970 برسد و به اين ترتيب بهترين نتيجه تاريخ فوتبال خود را بدست آورد. ديالما سانتوس بازيكني، كه در چهار جام جهاني حضور داشت، ديگر برزيلي برجسته تاريخ فوتبال است. او مدافعي بزرگ، كارآ، كامل، پهلوان صفت، قابل اعتماد و به معناي واقعي كلمه حرفه اي بود. او از نخستين كساني است كه به جمع كوچك چهارنفره آمريكاي جنوبي هاي 100 كلوپ يعني بازيكنان بابازي 100 ملي پيوست. ديگر بازيكن ] از جمع چهارنفره [اخير هكتور، چومپيتاز، بهترين مدافع تاريخ فوتبال بار پروست 111او به عضويت تيم ملي كشورش درآمد و در مرحله نهايي جامهاي جهاني 1970 و 1978 و در حالي كه تصور تيم ملي بدون حضور او ناممكن به نظر مي رسيد، براي پرو بازي كرد. دوران 20 ساله بازيگري او در 1983 آن هم در سن 40 سالگي پايان يافت. شهرت آنتونيو راتين هافبك، آرژانتيني بيشتر به سبب اخراج از زمين در مرحله يك چهارم نهايي جام جهاني 1966 در ورزشگاه ويمبلي و در بازي مقابل انگلستان است كه افتضاحي بزرگ به بار آورد. همچنين بايد از او به عنوان آخرين هافبك مياني كلاسيك قاره ] ياد [آمريكا كرد. در مقايسه اي به نسبت جمعيت كشورها، شايد بتوان اروگوئه را از لحاظ شمار بازيكنان شاخص، غني ترين كشور آمريكاي جنوبي از دانست ميان اينان، دو تن شاخص ترند. نخست، اوبدوليو وارلا بازيكن، خط دفاع، كاپيتان و معمار پيروزي شورانگيز 21 اروگوئه برابر برزيل در بازيهاي جام جهاني; 1950 و فرناندو ديگري مورنا بازيكن نوك حمله برترين بازيكن باشگاههاي اروگوئه، و بزرگترين گلزن اين كشور. كارلوس والدراما سومين فوتباليست آمريكاي جنوبي است كه در دهه 1980 و 1990 با 103 بازي ملي براي كلمبيا به جمع بازيكنان داراي بيش از 100 بازي ملي پيوست. تلاشهاي او نقشي بزرگ در پيوستن كشورش به جغرافياي فوتبال جهان داشت. البته موهاي زرد رنگ او را نيز نبايد ناديده گرفت! اسكار روگري با حضور در 98 بازي ملي از 1986 تا 1994 شامل سه جام جهاني (پيروزي در يكي از اين جامها )، ركورددار حضور در بازيهاي ملي آرژانتين است. او تا مرز بازي 100 ملي پيش رفت. آمريكاي جنوبي فهرستي بلندبالا از دروازه بانان برجسته دارد كه بيشتر آنهاآرژانتيني بودند (آمادئو كاريزو، اوبالدو فيلول و بسياري ديگر ) اما، رنه ي هيگويتا كلمبيايي در اين ميان جايگاهي ويژه دارد، زيرا نخستين دروازه باني است كه با زدن گل روي ضربات پنالتي و ضربات آزاد، شهرتي بين المللي براي خود كسب كرده است و در مهار اين ضربات نيز توفيق فراواني داشته و اكنون نيز دارد. حركت عقربوار (Scorpion) او در مهار ضربه انگليسي ها در آستانه دروازه در تاريخ فوتبال ثبت شد. به هر روي، ستارگان فوتبال قرن آنچنان پرشمارند كه سخن گفتن از آنها مجالي فراختر از اين نوشتار مي طلبد; نمي توان كتابي را در مقاله اي گنجاند. ترجمه: فرهاد جم منبع: ورلد ساكر