Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781016-46965S1

Date of Document: 2000-01-06

علل و نشانه هاي كمرويي تعريف كمرويي تاكنون تعاريف متعددي از كمرويي ارائه شده است كه از ميان آنها، شايد تعريفي كه در زير مي آيد نسبتا جامع تر، كامل تر و دقيق تر باشد. در اين تعريف آمده است: كمرويي توجهي غير عادي و مضطربانه به خويشتن در موقعيتهاي اجتماعي است كه به دنبال آن فرد دچار نوعي تنش رواني - عضلاني شده، شرايط عاطفي و شناختي اش تحت تاثير قرار مي گيرد و موجب بروز رفتارهاي خام و ناسنجيده و واكنشهاي نامناسب مي گردد. نشانه هاي كمرويي نشانه هاي كمرويي را مي توان به 3 دسته فيزيولوژيكي رفتاري، رواني تقسيم كرد. افراد كمرو در بيشتر نشانه هاي سه گانه با هم وجه اشتراك دارند و با توجه به اين ويژگيهاي مشترك مي توان نسبت به تشخيص فرد كمرو اقدام كرد. نشانه هاي فيزيولوژيكي سرخ شدن چهره تشديد ضربان قلب اختلال در ريتم تنفسي و سرفه به هنگام صحبت تنش و انقباض عضلاني و به هم فشردگي عضلات و ماهيچه هاي بدن تغيير در تن صدا اختلال در كنشهاي بعضي از غدد درون ريز و برون ريز لكنت زبان به هنگام صحبت در موقعيتي اجتماعي اختلال در مثانه تعرق فراوان - داشتن دستهاي مرطوب عقبافتادگي جسماني نسبت به همسالان نشانه هاي رفتاري * آهسته صحبت كردن فرد كمرو از اينكه در حضور جمع با صداي بلند صحبت كند ناتوان است و در كلاس درس يا ساير موقعيتهاي اجتماعي اغلب ساكت و آرام است. * دوستان كم فرد كمرو به دليل عدم استفاده از مهارتهاي اجتماعي و پيشقدم نبودن در محاورات اجتماعي، اغلب از دوستان كمي برخوردار است كه گاهي به يك دوست محدود مي شود. * عدم پافشاري برروي عقيده شخص كمرو به دليل داشتن شخصيت انفعالي و تلقين پذيري از اينكه بر عقايد خود پافشاري كند ناتوان بوده و از جرات كافي براي ابراز عقيده برخوردار نيست و از اينكه ادعا، نظر، يا شكايت خود را نسبت به كسي بيان كند ناتوان است و غالبا از بيان آن صرفنظر مي كند. * عبوس بودن فرد كمرو به دليل نگرانيها و تشويشها، اضطراب و خود مشغوليهايي كه دارد كمتر لبخند زده و بيشتر اوقات عبوس است و اگر نظر اطرافيان او را بپرسيم آنها وي را ناشاد توصيف خواهند كرد. * بازي با انگشتان يكي از ويژگيهاي بارز رفتاري اشخاص كمرو در موقعيتهاي اجتماعي، سرگرمي و بازي با انگشتان، ور رفتن با لباس و توجه غير عادي به سر و وضع خود است. حركات بيش از اندازه دستها و مشغوليت با آنها حاكي از اضطراب و تنش رواني فرد كمرو است. * عدم ارتباط بصري حدود نيمي از افراد خجول گزارش مي دهند كه برايشان بسيار مشكل و گاهي غير ممكن است كه هنگام صحبت به چشمهاي طرف مقابل خيره شوند. به عبارت ديگر يكي از رفتارهاي آزار دهنده براي فرد كمرو نگاه كردن مستقيم به مخاطبين است. شخص كمرو معمولا بطور زير چشمي به غريبه ها نگاه مي كند و در بيشتر اوقات با گرفتن سر به پايين و چشم دوختن بر زمين با مخاطبين صحبت مي كند. * گريه كردن و رو بر گرداندن از غريبه ها در كودكان با سن پايين حضور در اجتماع موجب آزردگي و اضطراب مي گردد و كودك به محض حضور در جمع افرادي كه قبلا آنها را نديده يا نسبتا غريبه اند فرياد زده و به افراد آشنا مي چسبد. * بروز رفتارهاي خام و ناسنجيده شخص كمرو فاقد انگيزه لازم براي فعاليت اجتماعي بوده و به دليل عدم برخورداري از ابتكار عمل و خلاقيت هاي ذهني در ارتباطات اجتماعي غالبا رفتارهاي خام و بي لطافت نشان داده كه فاقد مهارت لازم براي جذب و دوست يابي است. نشانه هاي رواني * مردد و نامطمئن عدم توانايي در تصميم گيري و ترديد فراوان به همراه نامطمئن بودن از شيوه هاي زندگي كه پيش مي گيرد حكايت از اضطراب و كمرويي در فرد دارد. اين ترديد بيشتر ناشي از آن است كه وي تصور مي كند: آيا ديگران شيوه اتخاذ شده را مي پذيرند يا؟ نه چرا كه او اهميت فراواني به نظر و تصورات ديگران قائل است. * ضعف اعتماد به نفس به دليل ضعف اعتمادبه نفس در ارتباطات اجتماعي احساس بي كفايتي مي كند و در مقايسه با همسالان، خود را كمتر از آنها مي داند، عليرغم اينكه از اجتماع دوري مي كند به دليل ضعف اعتماد به نفس به ارزيابي ديگران در مورد نحوه عملكرد خود اهميت فراوان مي دهد. * عدم برخورداري از ابتكار عمل اضطراب فراوان شخص كمرو موجب مي شود تمام قواي شناختي او نظير هوش، حافظه و... تحت تاثير قرار گيرد و خصوصا حافظه فرد كمرو مختل گردد. از آنجا كه فرد كمرو بيش از هر چيز توجه غير عادي و مفرط به خويشتن دارد، از توجه به محيط و اموري كه در اطراف او در جريان اند بازمانده و اين خود موجب كاهش تمركز فكر و خلاقيت و ابتكار عمل وي مي گردد. * نگراني و تشويش براي تجسم فرد كمرو به تمام خصوصيات بالا، نگراني و تشويش را هم اضافه كنيد. - نگران از اينكه مورد بي توجهي ديگران قرار گيرد. - نگران از اينكه چگونه كارها را انجام دهد. - نگران از اينكه آيا تاثير ذهني خوبي بر ديگران گذاشته است يا؟ خير - نگران از اينكه نظر مثبتي نسبت به او نداشته باشند. * داشتن شخصيت انفعالي چنين فردي تلقين پذير بوده و سخنان ديگران را خيلي زود مي پذيرد. دستورات ديگران را به راحتي انجام مي دهد، عقايد و نظرات خود را بيشتر اوقات براساس عقايد و نظرات ديگران پي ريزي مي كند و نظرات خود را به راحتي تغيير مي دهد. تمام اين تلاشها فقط براي اين است كه احيانا كسي نسبت به وي نظر منفي نداشته باشد. * تمايل به تنهايي افراد كمرو در كلاس درس، در اماكن عمومي نظير پارك، سالن غذاخوري، كتابخانه و... غالبا كنج تنهايي را انتخاب كرده و در جمع يافت نمي شوند. اين ويژگي خصوصا در دانش آموزان كمرو، از آنجا كه غالبا در انتهاي كلاس مي نشينند مشهود است. تمايل به تنهايي را در كودكاني كه در سنين پايين هستند نيز مي توان مشاهده اين كرد كودكان گرايش بيشتري به انجام بازي هاي انفرادي نظير بازي با آب، شن و ماسه دارند و از اينكه در بازي هاي اجتماعي پيشقدم شوند و يا دعوت دوستان را پاسخ گويند، خودداري مي كنند. در بزرگسالان نيز تمايل به سروكار داشتن با كتاب و اشياء به جاي آدمها خود نمودي از گرايش به كمرويي است. * احساس حقارت، توجه غير عادي و مضطربانه به خويشتن كودكان و نوجوانان كمرو اعمال و رفتار و ظاهر خويش را بطور مفرط مورد توجه قرار داده و در اين توجه غير عادي فقط جنبه هاي منفي شخصيت خود را مورد توجه قرار مي دهند و جنبه هاي مثبت شخصيت خويش را يا اصلا نمي بينند و يا در صورت مشاهده آنها، بهاي زيادي برايشان قائل نيستند. همين توجه افراطي بر جنبه هاي منفي خود موجب نگراني، اضطراب و تنش رواني شده و كودك يا نوجوان با درشت نمايي عيوب خود به تدريج احساس حقارت را در خود پرورش داده و در مقايسه با ديگران همواره خود را كمتر دانسته و اين خود از دلايل بروز افسردگي و غمگيني در چنين افرادي است. دلايل كمرويي و خجالتي بودن - 1 كناره گيري از مناسبات اجتماعي و خجول بودن نشانه اي از حقير شمردن خود و شك و ترديد نسبت به ارزش هاي انساني خويشتن است. تحمل طولاني احساس دردناك ازيك عمل اشتباه مي تواند به عنوان زمينه مساعد براي پرورش چنين احساسات نامطلوبي به حساب آيند. برخي از افراد در مسير زندگي فردي يا اجتماعي خود، به علت بروز رفتاري خاص، به گونه اي مورد تحقير و نكوهش قرار مي گيرند كه جريان رشد شخصيت آنان با مشكلاتي مواجه مي شود. چنين اشخاصي به محض قرار گرفتن دربرابر جمع، احساس مي كنند كه مورد ارزيابي و عيبجويي قرار مي گيرند و اعتماد به نفس خود را از دست مي دهند. - 2 گاهي اوقات يكي از انگيزه هاي اصلي پيدايش احساس كمرويي، وجود ضعف يا ضايعه عضوي و بيماري رواني و عصبي و بويژه افسردگي است و ممكن است دامنه تاثير دردناك مربوط به آنها بويژه در كودكان حساس و زودرنج، تا مراحل زيادي گسترش و نفوذ پيدا كند، تا جايي كه وي را در سنين كودكي يا دوران بلوغ، از زندگي متنفر و گريزان سازد. - 3 عدم موفقيت در كار و شغل و مقام يا ناكامي در عشق مي تواند فرد را به ورطه پايين مفرط و سرخوردگي و كناره جويي سوق دهد، اما احساس گمراهي و انحطاط اين گونه افراد چيزي بجز فقدان اعتماد به نفس و احساس بيهودگي نيست كه از تعارض با واقعيات و فروريختن بناي روءياها و تصورات موهوم آنها حاصل مي گردد. - 4 افكار غيرمنطقي كه فرد نسبت به خود دارد موجب منفي بافي و عدم اعتمادبه نفس وي شده و در نتيجه آن فرد نمي تواند از توانائيهايش بطور موءثري استفاده كند. نمونه اي از افكار غيرمنطقي كه عواقب ناخوشايند به دنبال دارد عبارتند از: - هيچ كس نبايد از من انتقاد كند. - انتقاد ديگران از من نشانگر عدم كفايت من است. - هيچكس مرا دوست ندارد. - همه بايد به من توجه كنند. اين افكار شناخت فرد را نسبت به خودش تغيير داده و موجب تغيير رفتار و نگرش او نسبت به محيط نيز مي گردد. بنابراين، قبل از هرچيز بايد فكر و عقيده او را در مورد وقايع و خصوصا خودش تغيير داده و حالت شكنندگي اش را در مقابل انتقادات يا تصورات و عقايد ديگران در مورد خودش را تعديل بخشيد. وقتي فرد افكارش معتدل تر گردد رفتارها و روابط او نيز از حالت مصنوعي يا مضطربانه خارج شده و تنش رواني - عضلاني وي كاهش مي يابد. - 5 نقش الگوها باندورا معتقد است بخش اعظمي از يادگيري كودكان از طريق مشاهده رفتارهاي الگوهاي موجود در محيط زندگي شكل مي گيرد. والديني كه از مهارتهاي اجتماعي لازم در مسير زندگي استفاده نكرده و انزوا و سكوت را ترجيح داده و كمتر درگفتگوها و موقعيتهاي اجتماعي شركت مي نمايند غالبا فرزنداني كمرو و منزوي تربيت مي كنند. كودك از سنين 4 به بعد با توجه به جنسيت خود يكي از اولياء را سرمشق خود قرار داده و رفتارها و حركات وي را تقليد مي كند. كمرويي نيز مي تواند به عنوان يك رفتار تقليدي بدين شيوه در كودك پرورش يابد. - 6 حوادث و تغييرات پي درپي در زندگي در مطالعات موردي، مواردي ازكمرويي مشاهده شده است كه در آن هيچگونه نقص تربيتي و يا الگوي ناصحيح وجود نداشته، بلكه حوادث خاص زندگي موجب بروز تدريجي كمرويي شده است. حوادثي نظير نقل و انتقالات مكرر، تغيير مدرسه و محل تحصيل مي تواند در كودك احساس نوعي غريبه بودن و تازگي محيط به وجود آورد بطوري كه كودك هميشه احساس ميهمان بودن داشته و هرگزاحساس ميزبان به او دست ندهد. در نقل و انتقالات مكرر به محض سپري كردن مدتي كه براي آشنايي با محيط لازم است ناگهان والدين كودك تصميم به ترك محيط و جابجايي محل زندگي مي گيرند تا آنجا كه در تكرار پياپي اين وضعيت كودك ديگر هيچ گونه سعي در تطبيق و آميختگي با محيط نمي كند و اين شروع انزواي اوست. - 7 برچسبها القاب و عناوين گمراه كننده آنچه كه امروزه در مدارس بسيار شايع است تشويق دانش آموزان آرام به سكوت است. اولياء و مربيان براي تربيت فرزندان و دانش آموزان خويش اغلب از عبارات: دانش آموز ساكت، موءدب، آرام و متين استفاده مي كنند و دانش آموزان را بطور ضمني محكوم و مجبور به سكوت كرده و دانش آموزان نيز براي كسب تشويق بيشتر از سوءالات خود صرفنظر كرده و به بروز رفتاري كه موءدب و متين شناخته مي شود مي پردازند. والدين عزيز، آگاه باشيد كه... نافعالي با روحيه همه بچه ها و موجودات زنده بيگانه است. * حس اتكاء و متكي شدن را در بچه ها و شاگردان صرفا به دليل آنكه به كمك آن بهتر مي توانيد آنها را كنترل و اداره كنيد، تشويق ننمائيد. اتكاء، درست مثل آب نبات تافي است كه گرچه در ابتدا طعم خوبي دارد، ولي درنهايت هميشه به دندانتان مي چسبد. * به بچه هايتان درسنين پايين و كودكي بياموزيد كه مسئول اعمال خود باشند. * به فرزندانتان اجازه دهيد مرتكب اشتباه شوند و به آنها دقت كافي دهيد تا اعتماد به نفس بيشتري پيدا كنند. بچه هاي خجول جرات انجام كاري را ندارند چون تمام مدت مي ترسند مبادا كاري را به غلط انجام دهند. پيامي كه به كودك بايد القاء و تلقين شود اين است كه كوششهاي او ممكن است با شكست مواجه شود ولي خود كودك هرگز شكست خورده نيست. شكست به معني اين است كه يا هدف به غلط انتخاب شده و يا راههاي رسيدن به آن درست نبوده. * اولياء بايد نسبت به برخوردي كه بچه با همسالانش دارد، حساس باشند، آنها بايد قدري بيشتر وقت صرف كرده و شرايطي را كه كودك ضمن آن با ساير بچه ها كار و بازي مي كند يا نمي كند در نظر داشته باشند. لازم است از بچه سوءال شود كه آيا به بازي دعوت؟ شده و يا از ديگران پرسيده شود چرا آنها بچه ما را به بازي دعوت نكرده اند يا او را به حساب ؟ نياورده اند * حمايت كردن و قبول بدون قيد و شرط فرزندان، حتي اگر بعضي از رفتارهاي آنها مورد پسند والدين نباشد. * ايجاد فضايي آزاد تا همه بچه ها بتوانند آزادانه صحبت حتي كنند در مواقعي كه پاسخ يا راه حلي نداريد، به حرفهاي آنها گوش كنيد، اظهار محبت و همدلي چه كنيد در جمع و چه در خلوت رفتاري از خود نشان دهيد كه فرزندتان احساس كند، مورد توجه و علاقه خاص شماست. * از هر گونه ارزيابي كه قضاوتي به همراه داشته باشد خودداري كنيد. * از سرگرميها، فعاليتها و دوستي هايي كه فرزندتان از آن لذت مي برد، استقبال كنيد. * اعتماد به نفس فرزندتان را افزايش دهيد. به او القاء كنيد كه تواناست و ويژگيهاي مثبت او را يادآوري كنيد و هرگز از او كاري كه خارج از توانايي اش است درخواست نكنيد. حميده عبادتي