Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781016-46963S3

Date of Document: 2000-01-06

توجيه ناپذير و سوءال برانگيز فرياد، بيست و دومين اثر مسعود كيميايي فيلمي است كه از چندين لحاظ در كارنامه اين فيلمساز متفاوت مي نمايد. ابتدا در نوع فيلم ( ژانر ) كه در سينماي جاده اي مي گنجد و حدود هشتاد درصد فيلم در جاده و در ضمن حركت جريان مي يابد، البته اين رويكرد در وراي منطق داستاني خود (دور شدن از منطقه جنگي و رساندن بار گوجه به تهران ) به عنوان بستري مناسب عمل مي كند تا نمادگونه در راستاي تاثيرپذيري شخصيت هاي اصلي فيلم از يكديگر و نيز از محيط پيرامون عمل نمايد. سهراب، شخصيت اصلي فيلم پسر يكي از بارفروشان اهواز است كه در نبود پدر در اثر بيماري مي خواهد با انجام كار او و رساندن بار به تهران از يك طرف جور پدر را بكشد و از طرف ديگر به ديگر بارفروشان و همكاران پدرش اعلام استقلال و موجوديت كند. اما در ادامه، رويارويي با زني باردار انگيزه سفرش يكسره ديگرگون مي شود. شخصيت اين زن يكي از شخصيت هاي ماندگار و تاثيرگذار در سينماي كيميايي است كه شايد درصد بالايي از ميزان تاثيرگذاري سينماي اين فيلمساز در ذهن مخاطب و ماندگاري آثارش مربوط به خلق شخصيت هايي است خاص كه قسمت عمده اي از بار معناي فيلم توسط آنها نمود مي يابد. در اين فيلم نيز فاطمه شخصيتي است كه دربستر فيلم، تبديل به نمادي ازمظلوميت افرادي مي گردد كه مورد تجاوز قرار گرفته اند. تجاوز دشمني كه وراي قواعد جنگ خاك و زمين و حيثيت و تنهايي افراد را هدف قرار داده است. فاطمه و سهراب هر دو انسان هايي تنها هستند كه حتي با هم بودنشان نيز از تنهايي آنها البته نمي كاهد در فيلم فرياد به موازات پيگيري سفرفاطمه و سهراب يك خط پررنگ ديگر نيز جريان دارد كه همان دوبرادري هستند كه درپي مرگ برادر بزرگشان فاروق در فكر گرفتن انتقام از سهراباند كه مي پندارند كه باعث مرگ برادرشان بود. حضور اين دو برادر از همان ابتداي فيلم، قرين نوعي طنز موكد است كه شايد به نوعي در سينماي كيميايي بي سابقه و سوءال برانگيز مي نمايد. ديالوگ هاي طنزآميزي كه بين دو برادر رد و بدل مي گردد، عليرغم شيرين بودن آنها، به دليل خط پررنگي كه در طول فيلم ايجاد مي كند، به هيچ عنوان در فضاي تلخ و جدي و اصلي فيلم جا نمي افتد و صحبت هاي طنزآنها در شرايطي كه برادر آنها مرده است و آنها قصد انتقام گيري دارند و نيز فضاي جنگي منطقه و همچنين پيش زمينه شخصيتي آنها به عنوان آدم هايي لوطي و جاهل، هيچگاه براي مخاطب توجيه پذير نيست. حضور عراقي ها نيز درطول فيلم زائد به نظر مي رسد، زيرافضاي جنگي و ناامني كه بر فضا در طول فيلم حاكم است، به نحوي غير مستقيم حضور عراقي ها را محسوس مي كند و تنها توجيه براي حضور فيزيكي آنها تغيير ديدگاه دو برادر نسبت به سهراب است. در مجموع، فرياد به رغم تفاوتهايي كه نسبت به ساير آثار كيميايي دارد، به مانند آنها داراي لحظات و سكانس هايي تاثيرگذار و به ياد ماندني است كه از آن جمله مي توان به سكانس انتهايي فيلم اشاره كرد كه با خاموش شدن چراغ هاي تزئيني امامزاده، كودك به دنيا مي آيد و صداي زن و بچه گويي كه در وسعت خالي اطراف امامزاده انعكاس مي يابد و همچنين صحنه عبوركاميون از روي پل درحال مرمت در زيرباران در انتها نيز بايد به بازي هاي خوب محمدرضا فروتن و ميترا حجار و نيز موسيقي بجا و مناسب بابك بيات و تصاوير درخشان عليرضا زرين دست در فيلم اشاره كرد كه به نحو موثري درراستاي جان بخشي به افكار كيميايي قرار گرفته اند. اميد جوان بخت