Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781016-46963S2

Date of Document: 2000-01-06

اشتباهات الفبايي فرياد وچند نگاه براي رسيدن به اين نكته كه فرياد فيلمي ازهم گسيخته و بي منطق است، اصلا نيازي به نقدهاي كارشناسانه و تحليل هاي موشكافانه احساس نمي شود، چرا كه حتي يك نگاه عاميانه نيز مي تواند بي نظمي ها و اغتشاشات داستاني فرياد را محض دريابد نمونه: كل قضيه تركش خوردن فاروق و سوءتفاهم به دنبال آن و رفتارهاي انتقام جويانه دو برادر او و نوسانات رفتاري آنها و... كه بخش قابل توجهي از زمان فيلم را اشغال كرده اند، وصله نچسبي به مضمون محوري داستان - يعني رابطه قهرمان زن و مرد فيلم - به حساب مي آيند. درواقع كيميايي موضوع موردعلاقه اش، انتقام جويي شخصي را بدون اينكه شرايط ساختاري داستان فرياد پذيراي آن باشد، جبرا به فيلم تحميل كرده است و حتي شخصيتهاي گذرايي مثل ننه ماري و يا آن پزشك قلابي نيز درواقع حضوري به عاريه گرفته شده از فيلمهاي سابق كيميايي هستند. جدا از همه اينها، فلاش بك هاي ذهني نامربوط و نابجاي دخترك و حضور بي دليل آن نوجوان همسفر با دو قهرمان داستان و از همه مهمتر واكنشهاي احساسي سطحي قهرمان مرد داستان و... برگي ديگر از دفتر اشتباهات الفبايي موجود در فيلم فرياد هستند. اما اين همه ماجرا نيست. منطقي به نظر نمي رسد كه تصور كنيم فيلمسازي باسابقه كيميايي در بيست وچندمين ساخته اش قادر به درآوردن يك روايت جمع و جور سينمايي نباشد. ازطرفي، هنگامي كه راحت تر و كم انتظارتر به تصاوير فيلم نگاه مي كنيم، درمي يابيم كه تك لحظه ها، تك صحنه ها، تك پلان ها و تك گفتارهايي نيز در فرياد وجوددارند كه در آنها به وضوح حس سينما جاري است. مثل سكانس ابتدايي فيلم و ماجراي كركري خواندن فروتن و فاروق و درگيري آن دو كه يادآور فيلمهاي وسترن است. يا تركيببندي هاي بصري فصول مختلف فيلم و مهره چيني افراد و اجزاي صحنه مثلا در پلان ترمينال مسافربري يا پردازش سكانس زايمان زن و به موازات آن تعمير كاميون و.. كه همگي از تسلط كارگردان بر مديوم سينما حكايت مي كنند. اين تناقض ميان كاستي ها و امتيازات فيلم تا بدان حد جلبتوجه مي كند كه از يك طرف هر بيننده منصف و حتي طرفداران پروپاقرص سينماي كيميايي نيز نمي توانند مشكلات داستاني عديده فيلم را، حتي با اظهارنظرهايي همچون اين سبك كيميايي است توجيه كنند. ازطرف ديگر، خرده گيران دائمي فيلمهاي كيميايي نيز اگر موشكافانه فيلم را بررسي كنند، نمي توانند منكر خلاقيت هاي لحظه اي و جرقه هاي ناگهاني فرياد شوند. در هر حال چه اين منوال، سبك كيميايي باشد و چه نباشد، با پيگيري اين روند مسلما انتظار فيلم درجه يكي - مثلا در حدواندازه هاي گوزن ها - از كيميايي كمي دور از ذهن به نظر مي رسد. ولي با آرزوي تحقق اين امر، منتظر مشاهده فيلم اعتراض در جشنواره فجر امسال مي مانيم. نيما استواري