Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781015-46952S2

Date of Document: 2000-01-05

اميدهاي تازه ژن درماني براي بيماران قلبي * در يكي از اولين گزارش هاي موفقيت آميز ناشي از مطالعات ژن درماني، پزشكان به ما مي گويند چگونه مي توان به قلبهاي انسانها آموخت كه خودشان را التيام ببخشند همه ساله /400 000حدود آمريكايي تحت عمل جراحي باي پس قرار مي گيرند تا خون در سرخرگهاي مسدود شده قلبشان جريان يابد/500 0000بيمار ديگر روش ديگري را برمي گزينند كه آنژيوپلاستي ناميده مي شود. در اين روش، بادكنكهاي باريك باد شده، تنگناهاي يك مجرا را پاك بيشتر مي كنند كساني كه تحت اين عملهاي جراحي قرار مي گيرند، به چيزي كه اميد چنداني به آن نداشتند، مي رسند، يعني زندگي دوباره. ولي معمولا اين نتايج، موقتي هستند. پس از چند سال پيوند باي پس يا شريان باز شده، مجددا با لخته هاي جديد مسدود مي شود اغلب بيماران به دوره درمان ثانويه احتياج پيدا مي كنند. برآورد شده است كه از بين هر 10 بيمار قلبي يك نفر آن چنان جراحت پيدا مي كند كه ديگر هيچ كاري براي آن نمي توان انجام داد. اين چشم انداز نااميد كننده، شايد در حال تغيير باشد. دانشمندان روش جديدي را مورد آزمايش قرار داده اند كه بر اساس نوعي ژن - درماني است. تحريك قلب براي ايجاد رگهاي خوني جديدي كه جاي رگهاي فرسوده قديمي را بگيرند. پزشكاني كه در حال انجام اين كار هستند، با ديدن نتايج، بيشتر و بيشتر شگفت زده مي شوند. ولي تا چندي قبل كه محققان بلندپايه در اجلاسي در آتلانتا، ايده هاي جديد خود را مطرح كردند هنوز آشكار نشده بود كه چقدر اين امر پيشرفت كرده است. دكتر تاد رزنگارت از دانشكده پزشكي دانشگاه نورت وسترن مي گويد: چون ما به دنبال روشي متفاوت براي ايجاد جريان خون هستيم، به طرف آنچه كه مي تواند در درمان درازمدت مرض قلب موءثر باشد، گام برمي داريم. در حال حاضر 1000 بيمار در 50 مركز پزشكي متفاوت به طور آزمايشي تحت درمان قرار در گرفته اند اكثر موارد، درمان همراه با باي پس يا آنژيوپلاستي مرسوم بوده است. ولي نتايج اوليه، آنچنان دلگرم كننده بود كه پزشكان درمان جديدي را براي بيماران بدحالي آغاز كرده اند كه ديگر نمي توانستند تحت عملهاي مرسوم قرار بگيرند. هنوز سوءالهاي زيادي بدون پاسخ باقي مانده و بعضي از بيماران، جان خود را از دست داده اند (البته محققان علت مرگ آنها را درمانهاي موجود نمي دانند ).با اين حال، اگر درمان جديد به نتيجه برسد، صدها هزار مرد و زن مبتلا به بيماري قلبي، در چند سال آينده التيام مي يابند. پزشكان از مدتها قبل مي دانستند كه قلب مي تواند در واكنش نسبت به افت ميزان خون حاوي اكسيژني كه دريافت مي كند، رگهاي خوني اضافي توليد كند. ولي اغلب اوقات، روند انجام اين كار كه آنژيوزنسيس ناميده مي شود، خيلي كند است و آن قدر وسيع نيست كه حمله قلبي را دفع كند. حدود ده سال پيش، دانشمندان شروع به شناسايي پروتئينهاي خاصي كردند كه عامل رشد ناميده مي شدند و بدن انسان از آنها براي ساخت رگهاي خوني جديد استفاده مي كند. اين پروتئينها، همانند سركارگر يك ساختمان درحال ساخت عمل مي كنند و مراقب هستند كه كارها به خوبي پيش بروند. آزمايش هايي كه روي حيوانات انجام گرفت، نشان داد كه براي كشاندن عوامل رشد به درون قلب، چندين راه وجود دارد. مي توان ژني را به تنهايي يا به طوري كه در يك پوشش ويروسي پيچيده شده باشد، تزريق كرد، تا به ماهيچه قلب بگويد كه چگونه عامل رشد بسازد. يا مي توان ژن را ناديده گرفت و تنها محصول نهايي يعني خود پروتئين عامل رشد را به كار گرفت. مزيت ژن - درماني اين است كه فقط يك بار بايد انجام شود و خود ژن به توليد پروتئين عامل رشد ادامه مي دهد. به كارگيري پروتئين به تنهايي باعث مي شود كه پزشكان تسلط بيشتري بر اوضاع داشته باشند، واما اشكال آن اين است كه اين كار بايد هر چند ماه، يك بارانجام شود. چه ژنها به كار گرفته شوند و چه پروتئينها، هدف يكي است; يعني پوشاندن قلب با تعداد زيادي رگهاي خوني كوچك. (جاي تعجب است كه با تعداد زيادي رگهاي خوني كوچك به مقدار بيشتري از ماهيچه قلب مي توان رسيد تا با تعداد كمي رگهاي بزرگ )ولي اين مطلب، مشكل ديگري را به وجود مي آورد. رگهاي خوني آن قدر كوچكند كه حتي با اسكن هاي امروزي قلب، كه داراي قدرت تجزيه و تحليل بالا هستند هم، نمي توان آنها را ديد. بيماران كمتر از درد سينه يا آنژين رنج مي برند و مدت بيشتري مي توانند به كارهاي سنگين بپردازند. از سازمان مواد غذايي و دارويي آمريكا كه بگذريم، بعضي از پزشكان با وجود گزارشهايي كه حاكي از نجات بيماران است، متقاعد نمي شوند كه اين درمان موثر واقع شود. البته محققان اطمينان دارند كه پيشرفتهاي تكنولوژي كه در پيش رو داريم، به زودي اين امكان را فراهم خواهد ساخت تا وجود رگهاي خوني جديدي را نمايان سازند. به نظر مي آيد كه تا آن زمان، درمان آنژيوزنسيس به تعداد بيماران روبه افزايشي كه ديگر اميدي به زندگي ندارند، يك شانس دوباره مي دهد و همان طور كه هر بيمار قلبي هم مي گويد، گاهي وجود همين شانس، كافي است. منبع: ترجمه /تايم: بي تا عسگري