Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781015-46952S1

Date of Document: 2000-01-05

فلاسفه و دانشمندان نظر مي دهند; مغز و روح چه ارتباطي با هم؟ دارند در قرن ميلادي گذشته، پيشرفتهاي زيادي در زمينه شناخت فعاليت مغز به دست آمده در مركز پژوهشهاي مرتبط با اين زمينه، اين پرسش دو هزار و پانصد سال است كه ذهن فلاسفه و در روزگار اخير روانشناسان را به خود مشغول داشته است كه چگونه مغز با روح در ارتباط است. به گزارش خبرگزاري آلمان، به رغم پيشرفتهاي ياد شده، مطالب زيادي در اين عرصه وجود دارد كه هنوز بي پاسخ مانده است، از جمله، مساله تكامل يا به عبارت ديگر توسعه رواني ژنتيك مغز. دانشمندان معتقدند كه تكامل مغز و تكامل روح، مسائلي است كه اطلاع زيادي درباره آن وجود ندارد. پروفسور گرهارد روث استاد دانشگاه برمن كه در سال 1994 كتاب مغز و واقعيت آن را منتشر كرد، مي گويد: هنوز معلوم نيست مغز انسان چرا اين قدر بزرگ است، هر چند كه بزرگترين مغز يك جانور زنده نيست. وي خاطرنشان كرد: ما دريافتيم كه عامل اساسي بزرگي مغز، اندازه بدن است. يعني نخستين گام تكاملي مبتني بر مغز يا ظرفيت ذهني نيست، بلكه به اندازه بدن بستگي دارد. نهنگ آبي و نهنگ اسپرم از موجوداتي هستند كه مغز بسيار بزرگتري به نسبت انسان دارند، اما باهوش تر نيستند. اين پرسش كه چرا جانوراني كه مغز بزرگتري از انسان دارند، هوشمندتر نيستند، هنوز بي پاسخ است. به علاوه، به نظر نمي رسد شمار سلولهاي عصبي در مغز، پاسخ آن باشد. بيشترين تعداد سلولهاي عصبي در انسان و در فيلها وجود دارد و البته فيل، هوشمندي خاصي ندارد. استيون پينكر دانشمند آمريكايي، تلاش خود را به حل اين سوءال معطوف كرده است كه چگونه تفكر در مغز شكل مي گيرد. هسته مركزي نظريه جديد وي، اين است: آگاهي كاري است كه مغز به انجام مي رساند. مغز عمدتا اطلاعات را پردازش مي كند. تفكر، نوعي محاسبه است. پينكر بر اين اعتقاد است كه روح سامانه اي از يكانهاي رياضي است كه با انتخاب طبيعي به صورتي شكل گرفته است كه مي تواند مشكلات زندگي انسان را به منزله شكارچي و گردآورنده حل كند. اين نوعي از زندگاني است كه پيشينيان ما در قسمت اعظم دوران تكامل به آن شكل مي زيستند. برخلاف تصور همگان، تكامل بشر را نه تنها به غرايز، واكنشها و الگوهاي مشخص رفتاري همچون نياز به پرخاشگري و رفتار مرزگرا مجهز كرده است، بلكه نوعي رايانه عصبي كارآمد در ما تعبيه كرده است. پينكر در توضيح مي گويد: نرم افزارهاي رايانه اي چگونگي پردازش اطلاعات را به شيوه اي كارآمد و هوشمندانه نشان مي دهد. او ادامه مي دهد: افكار و اعمال انسان مي تواند نتيجه برنامه اي بسيار پيچيده باشد. راث با گفته هاي پينكر در مورد تكامل و اينكه ممكن است فشار انتخاب سبب رشد مغز و پيچيدگي آن و ايجاد روح شده است، موافق است، اما درعين حال خاطرنشان مي كند كه اين ادعا هيچ سندي ندارد و مي توان آن را غير محتمل دانست. اخيرا سميناري در مورد موضوع مغز، آگاهي و روح در آلمان برگزار ديدگاهي شد كه عمدتا در اين گردهمايي مطرح شد، آن بود كه آگاهي انسان را، صرفا نمي توان ناشي از قوانين فيزيك دانست. صحبت از چيزي مي شد كه از نظر كيفي، تازه است. به علاوه، حاضران يادآوري مي كردند بين فرايندهاي عصبي و روح، رابطه ضرورتا تحليلي وجود ندارد. هارالد شوندورف استاد فلسفه معتقد است: انسان به يمن قدرت روح خود، به جاودانگي و الوهيت كشيده مي شود و مي تواند به تجديد حيات در جسمي روحاني اميدوار باشد. روث گفت: امروزه براي ما بديهي است كه هر آنچه مي انديشيم، احساس مي كنيم، آنچه به ياد مي آوريم و آنچه تصور مي كنيم و يعني تمام تلاشهاي فكري، همگي حالاتي از آگاهي است كه ارتباط دقيقي با حالات مغز دارد.