Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781014-46944S2

Date of Document: 2000-01-04

ايدئولوژي و زواياي مثبت و منفي نوشته: اندرو وينسنت ترجمه: مرتضي ثاقب فر بخش پاياني اين در همبافتگي مضامين بايد به شكاكيت در مورد ايدئولوژي هايي بينجامد كه ادعا مي كنند وارث يك دكترين حقيقي هستند. ظاهرا كسوت الياس پيامبر به آن ها به ارث رسيده است. اين رويكرد به دكترين حقيقي همان چيزي است كه فهم آن ها را آسان تر مي كند و آن ها را در استدلال محكم و منسجم و موءثر مي كند و بالقوه در مورد قدرت دگرسان شدن كيش خود دچار نگراني به مي نمايد نظر نمي رسد كه زياده از حد تحت فشار و زير بار گناه، شكاكيت و ترديد اين باشند ذهنيت در همه مواضع ايدئولوژيكي ديده مي شود. جامه محافظه كاري، سوسياليسم و ليبراليسم به اليشع هاي ( ) 1 متعددي سقوط كرده به حدي كه امروزه به جامه پاره پاره تبديل شده است. همه مواضع ايدئولوژيكي در زير فشار اين بار سنگين نيستند، اما با گذشت زمان نشانه بيماري پيشرفت بعضي مي كند از حيرت انگيزترين اين اليشع ها كساني هستند كه ادعا مي كنند درباره خود مفهوم ايدئولوژي و به شيوه اي علمي و آكادميك مي نويسند. بعضي از آن ها به خواننده چيزي را عرضه مي كنند كه مدعي اند حكيم بي طرفانه اي درباره ايدئولوژي است، حال آن كه در واقع خود بخش ظريفي از ايدئولوژي ديگري اين هستند خطري است كه در تمام نوشته هاي مربوط به ايدئولوژي وجود دارد، گرچه برخي نويسندگان كم تر از آن آگاهند يا نسبت به ديگران آمادگي پذيرش اين نكته را كم تر حفظ دارند بحث ايدئولوژي در جهت درست، موضوع حكم ظريف و تقريبا زيبايي شناسانه اي است و حتي در آن صورت ترديدها هميشه بازخواهند گشت. از مطلب فوق نتيجه مي گيريم كه، ميل دائمي به حفظ خلوص و نابي در ايدئولوژي است. كسان زيادي تصور مي كنند چيزي خارج از آنچه محافظه كاري، فمينيسم يا سوسياليسم ناميده مي شود آشكارا وجود دارد. اين چيز عيني مانند يك ديوار آجري خود ايستا و نفوذناپذير است و مي بايد پاك و بي آلايش و خالص باقي بماند. به عقيده نظريه پردازان، اين امر شكل دفاع از دكترين را به خود مي گيرد كه كلا يكتاست و به صورت دستوري لازم الاجرا براي خط مشي در مي آيد. گاهي اين نابي و خلوص با ظرافت و باريك انديشي فكري عظيمي حفظ مي شود. اين امر همچنين با موضوع قبلي رابطه نزديكي دارد: يعني اين كه به نظر مي رسد دكترين ناب به نحوي غيرتاريخي در فرود بي وقفه از كوه سينا شكل هاي مهم معيني به خود مي گيرد. مسئله مربوط به آن را بايد نياز به نياكان يا صور قديمي ناميد. بيش تر ايدئولوژي ها تبارنامه اي باستاني براي خود مي تراشندو در مواردي ادعا مي كنند كه با نيازهاي غيرتاريخي بشر كه در سرشت انساني وجود دارد منطبق هستند. اين امر به نظريه هاي آن ها جذابيت بيش تري مي بخشد. از اين رو، گفته شده است كه ما همگي بنابه سرشت خود آنارشيست يا محافظه كار هستيم، مردمان عصر ديرينه سنگي طرفدار محيط زيست بوده اند، يا مسئله زن از آغاز وجود داشته است. به عقيده من، همه ايدئولوژي ها شكل هاي نسبتا جديد انديشه هستند كه بلافاصله از عصر بعد از انقلاب كبير فرانسه سرچشمه افزون گرفته اند بر اين، هيچ دكترين خالصي وجود ندارد. همه ايدئولوژي ها در درون خود پيچيده، التقاطي و همپوشاني شده هستند. هيچ ديدگاه سوسياليستي يا ليبرالي خالص در جهان وجود ادعاهاي ندارد خلوص، نظير ادعاي حقيقت محض داشتن، معمولا كاذب و ساختگي يا گمراه كننده اند. مسئله ديگر، استدلال حقيقت و پندار اين است انديشه براساس اين فرض قرار دارد كه فلان ايدئولوژي درباره جهان، حقيقت را بيان مي كند و ساير صور انديشه پندار و توهمند و بايد در برابر آن ها مقاومت كرد. اين انديشه در ساده ترين طرح خود تاكيد دارد كه: ما بي طرفيم و شما متعصب برچسب هستيد پندار و توهم به شكل هاي گوناگوني ظهور مي كند. تمام ايدئولوژي ها، شمايل ها و بت ها و شيطان شناسي يا علوم خفيه توهمات خاص خود را دارند. گاهي درك اين استدلال بسيار دشوار است و با ظهور توازن مبهم و پيچيده مي شود. براي ما سخت است كه در مورد ايدئولوژي هايي كه مدت زيادي رواج دارند، به طور جدي حقيقت را از پندار تفكيك كنيم. وقتي پيامبران محافظه كاري يا سوسياليسم درباره حقيقت با ما سخن مي گويند، ما معمولا به تفكيك هاي آن ها با چشمي علاقه مند ولي بي روح مي نگريم. وقتي يك ايدئولوژي در دوره كودكي پرشور و حرارت خود به سر مي برد، انعطاف بخشيدن به استدلالات و تحليل هاي آن چندان آسان نيست. آن گاه عرضه كنندگان حقيقت و پندار با چنان قدرت و شور و اشتياق و صداقتي به نظر ما مي نمايند كه مقاومت در برابر استدلالات آن ها دشوار مي شود. از ديد ناظر علاقه مند، معمولا عناصر تشكيل دهنده اين ايدئولوژي ها چنان زشت و وحشتناك يا خنده دار مي شوند كه ما را با تكاني بيدار مي كنند. ما ايدئولوژي ها را به عنوان افرادي همدرد بررسي مي كنيم نه به عنوان ناظراني بي طرف. تماشاگران ارشميدسي مطلقي در صحنه ايدئولوژيكي وجود ندارد. اعتقاد اصلي من آن است كه جهان مفروضي وجود ندارد كه ايدئولوژي ها در آن به هم شبيه باشند يا هيچ نباشند راهي هم براي كنار گذاشتن پيش فرض هاي ما موجود نيست. ما با گنجاندن فرضيات خود، با ايدئولوژي ها به مثابه مفاهيمي از واقعيت و همچون جهان برخورد مي كنيم. نمي توانيم كاملا خارج از اين مفاهيم گام برداريم و آن ها را با چيز خارجي خاصي مقايسه و تاييد كنيم، گرچه مي توانيم به مقايسه جهان ها بپردازيم. ايدئولوژي ها چنان ظريفانه اين واقعيت را تشكيل مي دهند كه پهلوبه پهلوي چيزي عيني يا واقعي قرار نمي گيرند. با وجود اين، گرچه بيماريم ولي كاملا بيمار نيستيم. مي توانيم هم تعلق داشته باشيم و هم، تا حدي، با واقعيت نظريه پردازي خودآگاهانه فاصله بگيريم. مطالعه ايدئولوژي كوششي است در جهت تركيب آگاهانه طرح تفهمي خود با طرحي ديگر، كه ممكن است تجربه را غني در كند اين زمينه سخن گفتن از صدق يا كذب ايدئولوژي ها بحث برانگيزتر مي شود. به سخن دقيق تر، برخي ايدئولوژي ها به ما غنا مي بخشند و برخي ديگر از غناي ما مي كاهند. برخي ما را قادر مي سازند كه وظايف خود را در اين دنيا انجام دهيم و بعضي تا حدي مانع ما مي شوند. پانوشت ها: -Elishas:عبري ] 1 - خداي نجات [است در قرآن اليسع پيغمبر بني اسرائيل كار ايليا را در زمان جانشينان اخاب ادامه داد. معجزاتي كه در عهد قديم براي وي آمده عبارت است از زنده كردن بچه مرده و شفا دادن جذام نعمان و كمك كردن به بيوه زن وام دار... (دائرتالمعارف فارسي ج ) - 1 ويراستار.