Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781014-46941S4

Date of Document: 2000-01-04

زني چگونگي قتل شوهرش را براي رياست شعبه 1604 تشريح كرد: چگونه شوهرم را كشتم گروه حوادث: كلثوم چگونگي ارتكاب به قتل شوهرش به نام عظيم را در شعبه 1604 دادگاه جنايي براي قاضي نظري تشريح كرد. به گزارش خبرنگار ما، كلثوم در جريان اعترافات خود گفت: شوهرم (مقتول ) از من مي خواست تا خرجي در بياورم او از من خواست تا از راه خلاف هم كه شده اين كار را انجام دهم. من هم مجبور شدم صيغه مردي به نام يوسف شوم. عظيم (مقتول ) گفت كه به يوسف بگو شوهر ندارم، پس از مدت زماني يوسف مرا رها كرد شوهرم به من گفت كه چرا يوسف ترا رها كرده از من خواست تا بروم پيش جادوگر و دعانويس. براي همين موضوع من رفتم پيش دعانويس و با احمد و آذر (زن و شوهر جادوگر ) آشنا شدم آنها روزي مرا به منزلشان دعوت كردند من هم آنروز ماجراي بي غيرتي شوهرم را تعريف كردم. آنان پس از باخبرشدن از اين جريان ابتدا پيشنهاد دريافت يك ميليون تومان را در قبال كشتن شوهرم دادند و بعد پيشنهاد را به 200 هزار تومان تغيير دادند كه من قبول نكردم. بعد از 15 روز آنان با من تماس گرفتند و قرار گذاشتيم با نقشه قبلي او را به قتل برسانيم. من شوهرم را به بهانه يافتن گنج به دنبال خود روانه كردم من و شوهرم به همراه احمد و آذر از شهرك وليعصر ماشيني به مقصد سمنان گرفتيم در نزديكي سمنان خرابه اي بود آنجا پياده شديم و در خرابه آتش روشن كرده و سپس شوهرم مشغول كندن زمين شد. احمد با چكشي كه آماده كرده بود به سر عظيم زد، ناگهان عظيم به زمين افتاد آذر فرياد كشيد او نمرده و دو ضربه ديگر به سرش زد، سپس آذر يك آمپول از جيبش درآورد به طرف عظيم رفت ولي نديدم زد يا نه بعد با ضربه سنگي بر سرش كار او را تمام كرد و جسد او را داخل گودالي اين انداختيم جريان 25 دقيقه طول نكشيد ما فورا راهي تهران شديم در پايان جلسه قاضي نظري براي هر سه متهم ( كلثوم، آذر و احمد ) قرار بازداشت صادر كرد و براي تحقيق بيشتر آنان را روانه زندان كرد.