Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781014-46940S2

Date of Document: 2000-01-04

ايران و فرهنگ جهاني جاودانگي روح ايران (بخش آخر ) هردوت مورخ نامي يونان مي نويسد: مردم ايران هيچ چيز را به قدر دروغ موجب شرمساري نمي دانند. سند افتخاري كه اين گفته هرودت مورخ يوناني را به درستي تاييد مي كند كتيبه اي در نقش رستم فارس است، كه داريوش اول پادشاه بزرگ هخامنشي در 2500 سال قبل چنين گفته است: بند:داريوش 3 شاه گويد: اهورمزدا مرا ياري كناد. با خدايان خاندان سلطنتي و اين كشور اهورمزدا از دشمن، از خشكسالي، از دروغ محفوظ داراد. خانم پروفسور هايد ماري كخ، باستان شناس آلماني، درباره انديشه و نحوه حكومت داريوش اول، پادشاه بزرگ هخامنشي چنين اظهار نظر كرده است: او (داريوش ) گزارشگر ماهري است كه براي ايجاد امكان ارتباط ملي حتي فرمان به ايجاد خط ملي داد تا از قوانين و اصول جهان داري اش سخن گويد و سايه ابهامي در آن باقي نگذارد. به خواست اهوارامزدا، من چنينم كه راستي را دوست دارم و ازدروغ روي گردانم. دوست ندارم كه ناتواني ازحق كشي در رنج باشد. همچنين دوست ندارم كه به حقوق توانا به سبب كارهاي ناتوان آسيب برسد. آن چه را كه درست است من آن را دوست دارم. من دوست برده دروغ نيستم. من بدخشم نيستم. حتي وقتي خشم مرا مي انگيزاند آن را فرو مي نشانم. من سخت بر هوس خود فرمانروا هستم. از بررسي دقيق لوح هاي ديواني تخت جمشيد نتيجه مي گيريم كه داريوش واقعا هم با مسائل مردم ناتوان همراه بوده است. اين لوح ها مي گويد كه در نظام او حتي كودكان خردسال از پوشش خدمات حمايتي اجتماعي بهره مي گرفته اند. دستمزد كارگران كه براساس نظام منضبط مهارت و سن طبقه بندي مي شده، مادران ازمرخصي و حقوق زايمان و نيز حق اولاد استفاده مي كرده اند، دستمزد كارگراني كه دريافت اندكي داشتند با جيره هاي ويژه ترميم مي شد، تا گذران زندگي شان آسوده تر شود، فوق العاده سختي كار و بيماري پرداخت مي شد، حقوق زن و مرد برابر بوده و زنان امكان داشتند كار نيمه وقت انتخاب كنند، تا از عهده وظايفي كه در خانه و به خاطر خانواده داشتند برآيند. داريوش به كارگروهي همه امپراتوري بزرگ خود همواره و هميشه اشاره كرده است. براي نمونه تخت داريوش، در نگاره هاي آرامگاه، فراز سر نمايندگان همه ملت هاي امپراتوري قراردارد و چنين است در نگاره آپادانا كه همه خلق ها با هداياي كشورهاي خود حضور دارند. بر اين همكاري عمومي كشورهاي امپراتوري به تكرار در نقوش مختلف تاكيد مي شود. درحقيقت تجربه ديوان اداري عيلامي ها و بابلي ها، در سيستم حكومتي هخامنشي به كمال رسيد. اين ميراث ها و تجارب در صورت لزوم متحول مي شد، با برداشت ها و ظرايف نو در مي آميخت و نظام ديواني تازه اي پديد مي آورد كه شرط اصلي و تعيين كننده بقاي امپراتوري بزرگ بود. اين نظام نه تنها سازمان اداري هخامنشي رابه نيكي سامان داد، بل الگوي كار ديگران نيزقرار گرفت. شاهان اشتاف در سيسيل از طريق عربها با اين نظام آشنا شدند و آن را در مغرب زمين به كار گرفتند. دركلام نهايي ديوان سالاري امروز ما غربي ها متاثر و نشات گرفته از نظام ديواني هخامنشي است. ( ) 7 در سايه چنين فرهنگ و روشهاي انساني، اقوام پارسي توانستند انظار مردم دنياي كهن را به خود جلب نموده و فرهنگ و تمدني را به وجود آورند كه در حد وسيعي الگو و سرمشق جهان قديم بود. گوته شاعر و نويسنده آلماني درباره شكوه فرهنگ و تمدن ايراني مي گويد: جاي بسي حيرت و عبرت است كشوري كه به حكم تاريخ بارها در طي قرنهاعرصه هجومها و ويراني ها و تغيير و تبديل ها گشته، چگونه توانسته است آداب و صفات ديرينه خود را تا بدين اندازه؟ نگاهدارد!! ابن جلجل در كتاب طبقات الاطباء و الحكماء مي نويسد، زماني كه اسكندر بر كشور پارس استيلا يافت، نامه اي به ارسطو استاد و رايزن خود نوشت و اشعار داشت: اي دانشمند صاحب فضيلت، من در سرزمين پارس مرداني مي بينم بس خردمند و هوشيار كه ستيزگي و كينه توزي در سر دارند. مرابيم آن است كه اين افراد به كين خواهي برخيزند و مردم پارس را برمن بشورانند. عبدالرفيع حقيقت منابع: - 7 از زبان داريوش پرفسور هايدماري كخ ترجمه: دكتررجبي ص 347 ص 345