Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780318-44880S2

Date of Document: 1999-06-08

( ) 35 يكشنبه 8 آذر صبح زود پس از نماز، جوياي وضع جنگ شدم. خبر دادند كه پيشرفت كرده اند، بستان را گرفته و يك تيپ را منهدم كرده اند و تعدادي اسير و غنائم گرفته اند. با دو تيپ ديگر در حال نبردند و دشمن روبه هزيمت است. راه فرار هم ندارد; چون پلها را گرفته اند. در شمال و جنوب جبهه و غرب هم باتلاق است و شرق هم نيروهاي ما. ظهر، همافر عظيمي آمد و خبر از داشتن تعدادي رادار پيشرفته در انبارها مي داد كه دراثر مسامحه از آنها استفاده نمي شود. قرار شد تعقيب كنيم... دوشنبه 9 آذر ... حميد بهرامي استاندار سابق كرمان و زاهدان آمد. مغضوب نهادهاي انقلابي است، ولي بي جهت. قرار است سفير بشود. نمايندگان بندرعباس آمدند وبراي تحرك شيلات كمك مي خواستند. فرماندار و روءساي بعضي نهادهاي انقلابي كرج آمدند و از امام جمعه و روحانيون كرج شكايت داشتند... سه شنبه 10 آذر .. بعدازظهر از اهواز از مركز سپاه و امام جمعه آبادان تلفن كردند و از تبليغات ضعيف تلويزيون درباره پيروزي شكايت داشتند. با آقاي زورق معاون اخوي محمد، تماس گرفتم. معلوم شد ديشب فيلمي از اهواز مخابره شده و با قصور مامور گيرنده فيلم به دست سيما نرسيده و روز اول را هم صياد [شيرازي ] اجازه فيلمبرداري نداده. قرار شد امشب جبران شود و شد. يك ساعت و نيم فيلم نسبتا جالب پخش شد... چهارشنبه 11 آذر ... چون در فتاواي امام صراحتي بر كفر منكر معاد نديدم، تلفني از احمدآقا خواستم كه از امام پرسيد و امام گفتند: منكر معاد به عنوان منكر ضروري اسلام، كافر است. ظهر آقاي محسن رضائي از اهواز تلفن كرده و وضع جبهه ها را گفت. معلوم شد عراق نيروهايش را در بستان تقويت كرده، گرداني در محاصره ما دارد و گرداني هم از تانكهاي تي 62 كه پيشرفته است، به جاي گذاشته اند... پنجشنبه 12 آذر ..ظهر دكتر [حسن ] حبيبي آمد و راجع به طرحهاي ستاد انقلاب فرهنگي و انتشار مصاحبه هاي امام در پاريس مطالبي داشت. آقاي [مرتضي ] الويري هم آمد و از اعترافات يكي از متهمان منافقين درباره همكاري بعضي از ليبرالهاي مجلس با منافقين گفت. شب به خانه آمدم. بعد از شام به دعوت آقاي [محمد ] صدوقي به منزل پسرشان رفتم. آقايان [محمد ] صدوقي، [محمد ] خاتمي، مهدوي كني، موسوي اردبيلي و احمد آقا بودند. راجع به هيات امناء و هيات مديره مدرسه آقاي صدوقي كه در قم بناست به زودي افتتاح شود، تصميم گيري شد... جمعه 13 آذر امروز تمام تقريبا وقت، در خانه بودم. صبح آقاي [محسن ] رضائي از اهواز تلفن كرد و از حمله شكست خورده ديشب عراق گفت كه دو گردان آنها نابوده شده. صبح احمد آقا آمد و راجع به حادثه تلخي كه در مشهد براي يكي از نمايندگان پيش آمده گفت. با آقاي [واعظ ] طبسي هم صبحت كردم كه براي علاج كمك كنند. اول شب احمدآقا آمد و راجع به بيانيه اي كه امام مي خواهند، راجع به محكوميت افراط كاريها و تجاوز از قوانين بدهند، مشورت كرد. عصر با آقاي خامنه اي تلفني صحبت خبر كردم دادند كه دكتر معالج و پروفسور سميعي آمده و از پيشرفت وضع دست ايشان راضي است. دست ايشان در جريان سوء قصد چند ماه پيش آسيب ديده و فلج شده، اينك روبه بهبودي است... شنبه 14 آذر ..با آقاي [ميرحسين ] موسوي نخست وزير، تلفني صحبت كردم، به خوزستان رفته بودند، از وضعيت جنگ و موفقيتها خوشحال بودند. از كرمانشاه آقاي صياد [شيرازي ] و محسن رضائي تلفني صحبت كردند. خودشان را براي حمله اي در غرب آماده مي كنند و ضدحمله پريشب عراق در بستان را مهم مي دانستند كه با لطف خدا شكست خورده... يكشنبه 15 آذر .. در محضر امام، شوراي عالي دفاع ساعت ده صبح تشكيل شد. آقايان صياد شيرازي و محسن رضائي كه از جبهه آمده بودند، گزارش پيروزي جبهه بستان را دادند. پيروزي مهمي است. بين آقايان صياد و ظهيرنژاد اختلاف است. به طور كلي اختلافات بين ستاد و نيروي زميني و نيروي هوايي مطرح شد و امام نصيحت كردند، همكاري كنند. ناهار، آقاي خامنه اي و احمد آقا منزل ما بودند. پلو قيمه داشتيم. عصر در جلسه شوراي حزب شركت نكردم، فكر كردم براي مراعات وقت وامنيت بهتر است، اين راه طولاني را نروم. بيشتر به مطالعه پرداختم. امروز شايع كرده اند كه من را به گروگان گرفته اند. دو سه روز است كه درمنزل مانده ام و ظاهر نشده ام، ضدانقلاب از اين فرصت براي شايعه پراكني استفاده كرده، امروز دو هواپيماي دشمن ساقط شده اند. خلباني از آنها شده ]اسير [است. ديروز دو هواپيماي مهم اف - چهارده ما، سقوط كرده اند; خسارت مهمي است. دوشنبه 16 آذر .. بعدازظهر، گزارشهاي دو سه روز اخير را خواندم. عراق با زور تبليغات، تا حدودي اثر پيروزي ايران در بستان را كاسته و با اينكه شكست فاحشي خورده، در بيانيه خود از پيروزي و پيشرفت دم مي زند و از شهداي زياد ما، در اين پيروزي استفاده مي كند. صدام به شخصا پشت جبهه رفته و اظهاراتي كرده. دو نفر از رهبران انجمن حجتيه، آقايان سجادي و رفيعي آمدند واسنادي از همكاريشان با انقلاب و آماري از خدماتشان در مبارزه با بهائيها دادند. گفتند سه هزار نفر از بهائيت را هدايت كرده اند و جلوي انحراف پنجاه هزار نفر را گرفته اند و توطئه اين باند را در ايران خنثي كرده و طرفدار ولايت فقيه هستند. امام امروز اعلاميه داده اند و دعوت به مراعات قانون و تنبيه متخلفها نموده اند. سه شنبه 17 آذر ... اول شب آقاي [عبدالمجيد ] معاديخواه آمد و راجع به موضوعي نگران بود و از من كمك مي خواست. شب به خانه آمدم. آخر شب شوراي فرماندهي سپاه آمدند و راجع به مشكلات سپاه مطالبي وضع داشتند جنگ را گفتند و اطلاعاتي از سركوبي ضدانقلاب دادند ودرباره انجمن حجتيه كه سپاه با آنها مخالفت مي كند، مطالبي گفتند واز من براي حفظ موقعيت سپاه، كمك خواستند. نزديك ساعت دوازده شب خوابيديم. چهارشنبه 18 آذر ... شب جلسه مشورتي با حضور رئيس جمهور، نخست وزير و رئيس ديوان عالي كشور در دفتر من داشتيم. درباره ادامه جنگ و برنامه بعد از جنگ و متحد ساختن نيروهاي اسلامي عراق و محور قرار دادن آقاي سيد محمد باقر حكيم و رسيدگي به تخلفات دادگاههاي انقلاب و رفاه زندانيان، بحث كرديم و تصميماتي گرفتيم. هواپيماي ليبيايي را به فرودگاه مهرآباد آورده اند. شيعيان لبنان، طرفدار امام موسي ] [صدر خواهان، آزادي ايشان و اعلان خواستهايشان وكيفر رهبر ليبي اند. نتوانستند به توافق برسند، به لبنان رفتند و آنجا پس از پنج ساعت مذاكره، تسليم شدند. شب در مجلس خوابيدم. تا ساعت دوازده، گزارشات را خواندم. آنچه كه خوانندگان عزيز ملاحظه مي كنند بخشي، اندك از مجموعه خاطرات جنابآقاي هاشمي رفسنجاني است. علاقه منداني كه مايلند به كليه دست نوشته هاي ايشان در سال 1360 دست يابند به كتاب عبور از بحران مراجعه نمايند.