Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780318-44880S1

Date of Document: 1999-06-08

كارمندان و موانع توسعه مشاركت در زمينه توسعه مشاركتهاي مردمي تابه حال اهل نظر و اهل قلم به فراخور توان علمي خود و از زواياي متفاوت اين مساله را مورد نقد و بررسي قرار داده اند. مشاركت به عنوان يك هدف و عامل براي توسعه همه جانبه و به عنوان يكي از عوامل مرتبط با آن، داراي اهميت فزاينده اي است، به گونه اي كه مشاركت آزاد و كامل به دليل اهميت آن در شرايط يكسان در تمامي فعاليتهاي سياسي، اجتماعي و اقتصادي به عنوان يك عامل بنيادي در سطح بين المللي پذيرفته شده است و كشور ما نيز از اين قاعده مستثني نمي باشد. مشاركت فرآيندي است پيرامون مردمي كردن سياست كه در هر نظام سياسي بدون استثناء وجود دارد اما ميزان و درجه مشاركت مردمي به نوع رژيم حاكم بستگي دارد. خوشبختانه قانون اساسي كشور ما كه از آن به عنوان يك ميثاق ملي ياد مي شود به دليل حضور گسترده مردم در به ثمر نشستن اين انقلاب و حتي تثبيت آن ناگزير از توجه به مردم و اعطاي اختيار در تصميم گيري براي سرنوشت خود، به آنها بوده و هست. اين اختيار در اصول گوناگون قانون اساسي از قبيل حق انتخاب نماينده براي مجلس، حق انتخاب رئيس جمهور، حق انتخاب اعضاي مجلس خبرگان، حق انتخاب اعضاي شوراي شهر و.. نمود و تجلي يافته است. ارتقاء سطح مشاركتها براي تمامي اشخاص و گروهها در بالاترين حد ممكن در امور جامعه و تاكيد بيشتر بر به اجرا درآوردن اصول و سياستهاي دولت يك اصل بنيادي و عيني است كه ممكن است از طريق مشاركت در حوزه هاي متفاوت سياستگذاري، فراهم ساختن موقعيتهايي براي مداخله بيشتر افراد و گروهها در تصميم گيري به منظور رفع نيازهاي خود و اجراي برنامه هاي زيربنايي جامعه انجام گيرد. به هرحال مشاركت از ديرباز يكي از ابزار زندگي انسان به شمار مي رود. كانون خانواده بر پايه مشاركت استوار است و تامين هدفهاي آن از راه مشاركت ميان اعضاي آن آسانتر صورت مي گيرد. همه اديان و مذاهب جهان مشاركت را بستر كوشش هاي عبادي و سياسي خود مي دانند و گردهم آمدن و با يكديگر به كار پرداختن را برتر مي شمارند. در فعاليت سياسي نيز مشاركت يك ابزار مناسب است و بسياري از مردم از راه مشاركت در امور سياسي شهر يا كشوري كه در آن زندگي مي كنند دخالت دارند. در قلمرو مديريت نيز به دنبال جنبش مديريت علمي و رواج جنبش روابط انساني مشاركت به عنوان روشي كارساز در برانگيختن كاركنان براي كار بهتر و بيشتر شناخته شد و اكنون نيز مشاركت به عنوان يك وسيله مناسب براي تغيير و تحول و انگيزش در كار شناخته شده است. در بسياري از سازمانها براي دست يافتن به وضعي بهتر از مكانيزم مشاركت جهت بسيج توانايي كاركنان خود استفاده مي كنند. درحال حاضر كه اين امر پراهميت پس از دوم خرداد به عنوان يكي از سياستهاي مهم و محوري رييس جمهور محترم توام با تاكيد و تصميم جدي بر اجراي آن، با ابعاد تازه و با تركيبي متفاوت از گذشته، مطرح گرديده است لزوم توسعه مشاركتهابراي كاركنان دستگاههاي اجرايي و به طور كامل قوه مجريه به عنوان پيكره گسترده نظام اهميتي دوچندان مي يابد. چرا كه در صورت عدم توجه به اين مهم، نتيجه قطعي و موردنظر لاوصول است. نگاهي گذرا به شعارهاي مطرح پس از دوم خرداد كه حامل نگرش هاي جديدي در اداره امور كشور و تقويت جايگاه مديريتي و برنامه ريزي براي اعتلاي ايران زمين گشوده شده است. شعارهايي ازقبيل: - استقرار نظام اداري كارآمد، معتقد، مقتدر و پاسخگو - تامين و گسترش عدالت در نظام اداري - تامين سلامت و ارتقاء عزت نيروي انساني و مديريت - نوسازي معنوي و روابط دولت و مردم و خدمت رساني مشفقانه - تقويت نگرش و روحيه مشاركت جويي و ارتقاء بهره وري در نظام اداري - تامين ثبات و امنيت اداري و... سمت و سوي حركت را مشخص نموده و ما را براي رسيدن به تحول اساسي در نظام اداري كشور، به يك اتحاد ملي و يا عزم ملي معتقد شعارهاي مي سازد فوق حامل يك فرهنگ پربار و غني هستند كه اين فرهنگ قصد دارد در افكار، احساسات، نگرش ها، گفتارها، كردارها و.. در نسل حاضر و نسل هاي آتي نفوذ كند و جايگزين فرهنگ كهنه اي در نظام اداري شود كه عمري به طول عمر تاريخ كشورمان دارد و مي توان گفت اين تحول زماني صورت مي گيرد كه يك عزم ملي را پشتوانه خود داشته باشد. مسلما براي تحولي بزرگ و آفرينش يك فرهنگ جايگزين بايد ادعايي بزرگ و اتحادي عظيم و كارساز داشت زيرا هرقدر اهداف بزرگ و وسيع باشند براي رسيدن به آنها تلاشي بيشتر لازم است. محقق كردن نظام اداري كارآمد، تامين عدالت، اصالت قايل شدن براي عزت كارمندان و به طور كلي اصلاح نظام اداري كشور درصورتي كه ادعاي يك فرد، يك سازمان، يك جمعيت كوچك باشد، به طور قطع نمي تواند ادعايي كارشناسانه باشد زيرا اگرچه فرد و سازمان و جمعيت كوچك مي تواند آفريننده و ارايه دهنده فكر و ايده اي نوين باشد وليكن براي جامه عمل پوشاندن به آن، يك نوع توان هموزن لازم است و به تعبيري، بايد دو كفه ترازو و يا دو طرف معادله با هم بخوانند. امري كه تحقق آن در گرو همفكري و مشاركت جامعه كارمندي است. تحول و اصلاحات واقعي زماني صورت مي گيرد كه نگاه مصلحانه هم به خود و هم به جامعه باشد و در ذهن و فهم آيندگان نيز مشاركت مصلحانه را نفوذ دهيم زيرا ايجاد كردن و اصلاح كردن اگر چه مفيد مي باشد ليكن صيانت و نگهداري امري مفيدتر است و اين فرزندان ما هستند كه فردا مديريت جامعه را در دست مي گيرند، پس بايد با افكار و تلاش نسل امروز بيگانه نباشند. در زمينه مشاركت و روش اعمال آن در دستگاههاي دولتي، اصل بر اين قرار دارد كه مديريت ها در اختيارات و قدرت براي تصميم گيري با تمامي كاركنان و زيردستان شريك و سهيم مي شوند و همچنين زيردستان نيز با مديران خود به عنوان رهبران گروه - نه فرماندهان بلامنازع - به راستي همكاري و همفكري مي كنند تا در زمينه هاي گوناگون، تصميمات مناسب و مفيد گرفته شود البته در اين روش هم، تصميم گيري نهايي با مديران است منتهي پس از آنكه نظريات و پيشنهادهاي كاركنان را بررسي كردند بايد جدا درصدد اجراي آن برآيند. ناگفته پيداست مشاركت كارمندان كه به وسيله مكاتب مختلف مطرح و پيشنهاد مي شود و درواقع كليد و منبع اصلي حل و فصل تمام امور در سازمان خواهد بود، شكوفايي و رشد توانايي ها و استعدادهاي كاركنان را نيز به دنبال خواهد داشت. در مشاركت همواره بحث از اين است كه براي دستيابي به نتيجه مفيد و سازنده، فراهم كردن يك محيط مناسب و مساعد كه كاركنان و زيردستان فرصت و امكان لازم را در آن محيط پيدا كنند، ضروري مي نمايد. اما اينكه چه شرايطي در ايجاد آن موءثر است به طور فشرده و اجمال بيان مي گردد. - 1 براي جلب مشاركت كارمندان مديريت به جاي فرمانروايي مستبدانه و رفتار خشك رييس مابانه، از شيوه رهبري برمبناي احترام انساني و شخصيت افراد استفاده كند به گونه اي كه به هيچ وجه نبايستي بين مدير و كارمندان رابطه خشك و استبدادي و يك طرفه و بي چون وچرا باشد. - 2 مديريت در دستگاههاي دولتي عميقا بايد باور داشته باشدكه همه انسانها، داراي استعداد و شايستگي هستند و هركسي مي تواند كاري را كه انجام مي دهد، در محيط و شرايط مناسب به صورت باز هم بهتري انجام دهد. هيچ كس نيست كه براي حل مشكلات دست كم يك راه حل جديد نتواند پيدا كند. - 3 بايستي به كاركنان سطوح پائين اطمينان داد كه به اثرات مشاركت در زندگي و آينده خود، اعتقاد داشته باشند. آنها بايد مطمئن باشند كه از حاصل تلاش و مشاركتشان، سهم مناسبي هم به خودشان مي رسد. اين سهم مي تواند از جنبه هاي گوناگون از لحاظ معنوي، از لحاظ مادي، از نظر اطمينان و تامين آينده و تضمين شغلي و يا از لحاظ پيشرفت در كار براي زيردست در نظر گرفته شود. - 4 ايجاد شرايط محيطي كه زيردستان بتوانند به راحتي و با آزادي و بدون هيچگونه ترس و نگراني و ملاحظه كاري عقايد و نظريات و پيشنهادات بهسازي خود را ارايه نمايند. به بيان ديگر زيردستان هنگام اظهارنظر به هيچ وجه نبايد از عواقب كار مثل اخراج، تنبيه، جريمه و نظاير آن ترس و نگراني داشته باشند. چه ترس و نگراني آنها مهمترين عامل بازدارنده و ويرانگر براي جلوگيري از همفكري و تفكر و راهجويي و مشاركت آنهاست. مهدي حجازي مهريزي ادامه دارد