Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780318-44874S3

Date of Document: 1999-06-08

سال 43 است كه مي نويسم... گفت وگو با علي روءوف، نويسنده و مترجم كتابهاي آموزشي و مسئول امور توليد مجلات و كتابهاي علمي - پژوهشي در پژوهشكده تعليم و تربيت كشور * نوشتن شيرين ترين و دلپذيرترين بازي زندگي است. از آن بازي هايي كه همه خوبي ها و بدي ها و همه غم ها و شادي هاي زندگي را در يك ظرف مي ريزد * ابتدا كمي درباره خودتان و كار و زندگي و تحصيلاتي كه داشته ايد؟ بگوييد - از لطفي كه كرده ايد ممنونم. ارديبهشت 1315 متولد شدم. زادگاهم مشهد مقدس است. دانشسراي مقدماتي را در اين شهر نوزده گذراندم ساله بودم كه ابلاغ معلمي را دريافت كردم و به روستايي در غرب مركز استان خراسان اعزام شدم. سه سال در آن روستا و يك روستاي ديگر كه به شهر نزديك تر بود، خدمت كردم. اين سه سال، از نظر كاري و فيزيكي با كودكان و نوجوانان روستايي و اولياي آنها جزو بهترين سال هاي زندگي من بود. تجربه ها و خاطره هاي شيرين و به يادماندني دارم. اما، از نظر زندگي و محروميت هايي كه بود، در غم و رنج بيش بودم از هر چيز، غم و غصه محروميت هاي مادي و فرهنگي روستاييان آزرده ام مي كرد. آن روزها ارزش معنوي و حرفه اي فارغ التحصيلان دانشسراهاي مقدماتي خيلي بالا بود و قرب و منزلتي داشت. همين امر بود كه مرابه شهر بردند و دو سال باقي مانده تعهدم را در شهر خدمت طي كردم اين سال ها، ديپلم ادبي گرفتم. در آن زمان دوره دو ساله دانشسراي مقدماتي ديپلم كامل محسوب مجبور نمي شد بوديم آخرين سال يكي از رشته هاي ادبي، رياضي يا طبيعي دبيرستاني را امتحان بدهيم تا ديپلم كامل شناخته شويم. تعهدم تمام شد. در كنكور دانشسراي عالي - دانشگاه تربيت معلم فعلي - شركت كردم. رشته تحصيلي ام زبان انگليسي بود و به صورت مامور به تحصيل نيمي، از روزها را در دبيرستان هاي تهران درس مي دادم و نيم ديگر را درس مي خواندم. پس از گرفتن ليسانس به مشهد بازگشتم. حدود دوازده، سيزده سال در دبيرستان هاي شهرم و دانشكده ها و مراكز آموزش عالي، مثل يكي از دانشكده هاي پيراپزشكي و آموزشگاه عالي بهداشت مدارس به تدريس انگليسي مشغول بودم و درسنامه اي براي اين مراكز تاليف كردم كه تدريس آن در مراكز مشابه توصيه شد. بعد به تهران آمدم. در امتحان بورس تحصيلي خارج ازكشور قبول شدم. فوق ليسانسم را در رشته تعليم و تربيت، با گرايش مديريت آموزشي، زودتر از موعد مقرر از دانشگاه Jusc دانشگاه ] كاليفرنيا [جنوبي دريافت كردم. دوره دكتري را در دانشكده علوم تربيتي دانشگاه كلمبيا UMC در ] ايالت [ميسوري آغاز كردم، بيش از نيمي از اين دوره را گذرانده بودم كه در سال 1358 به خاطر انقلاب اسلامي درس و تحصيل را رها كردم و به وطن بازگشتم. حالا كه به گذشته نگاه مي كنم، مي بينم دو عمر را در كنار هم گذرانده ام: يكي عمر كار و درس و گذراندن امور زندگي و ديگري عمر مطالعه و تاليف و نوشتن. از آنجا كه اين دو عمر در كنار هم سپري شده اند، در يكديگر تاثير و تاثرهاي عميق و مطبوعي داشته اند. چون، همواره مطالعه هايي كه داشتم به صورت تجربه و عمل در كلاس درس نمود پيدا مي كرد و تجربه ها نيز سبب مي شدند مطالعه و تحقيق را همچنان حفظ كنم و پي بگيرم. * درباره نوشته هاتان صحبت درباره كنيد چه چيزهايي ؟ مي نويسيد و محورهاي اصلي نوشته هاي شما؟ چيست - شايد بتوانم نوشته هايم را دست بندي كنم. اين دسته بندي را مي توانم به گونه هاي مختلف انجام دهم. يك گونه از نظر نوع و جنس كارها است، مثل: نوشته، ترجمه و تاليف و طبيعي است كه هر يك از آنها حال و هواي خاص خودش را دارد. گونه ديگر، ازنظر محتوا و پيام گيران است. مثل نوشته هايي براي معلمان، پدران و مادران، و دانشجويان و دانشگاهيان، و عموم كساني كه به دنياي تعليم و تربيت و ياددهي و يادگيري علاقه دارند و نوشته هاي ديگر كه براي نوجوانان و جوانان است و نوشته هايي كه بر محور حرفه معلمي است. * چرا اين محور را براي كتابها و نوشته هاي خود ؟ برگزيده ايد دليل خاصي براي انتخاب آن پيدا؟ كرده ايد - در مقايسه هايي كه مي كنم مي بينم معلمين ما نه تنها جزو طبقات محروم و بي نصيب جامعه هستند، بلكه جزو طبقات مظلوم و بي گناهي هستند كه در مورد مهارت هاي حرفه اي شان به ارضا نرسيده اند و نمي توانند به طوركلي به رضايت شغلي برسند و از زحمت هاي بي شائبه اي كه مي كشند بهره ببرند و به خود ببالند. ما هر سال به چندين هزار معلم جديد و نوپا و نوكار نياز داريم. اكثر قريب به اتفاق كساني كه به اين حرفه رو مي آورند، توان و شايستگي حرفه مند شدن را دارند. چه بهتر براي فعل كشيدن اين توان و شايستگي، سرمايه گذاري مطلوب و پسنديده داشته باشيم. مگر تقويت و گسترش دانشكده هاي علوم تربيتي استان ها، براي تربيت معلمان مورد نياز در رشته ها و زمينه هاي مختلفي كه نياز داريم، كم اهميت تر يا دشوارتر از گسترش دانشكده هاي پزشكي و ديگر رشته هاي تحصيلات عالي؟ است در كتابها و نوشته هايم سعي كرده ام براي اين نوع پرسش ها، پاسخ هاي عملي و كاربردي پيدا كنم و راهكارهاي آن را نيز نشان بدهم. اميد دارم روزي جامعه آموزش و پرورش ما به اين مسئله توجه جدي تري بكند و آن را از عمده ترين مسايلي كه گريبانگير است بداند. بي ترديد با حل اين مسئله مادر ساير، مسئله ها و مشكلات به سهولت حل و مرتفع خواهند شد. اميد دارم آن روز همين امروز باشد. * چه نوشته هايي در اين زمينه به چاپ؟ رسانده ايد - در رده تاليف بايد از اين كتابها ياد كنم: تربيت معلم و كارورزي، كارمايه معلمان، درسمايه تكنولوژي آموزشي و ياد دادن براي يادگرفتن كه اين يكي، مراحل آخرين چاپ را مي گذراند. از كتابهاي ترجمه شده بايد به اين موارد اشاره كنم: تدريس خرد (تمرين مهارت هاي تدريس در مقياس كوچك ) نوشته پروفسور جورج براون، نگاهي به آموزش و پرورش پيش از دبستان در جهان امروز كه تدوين و تنظيم شده است و نكته هاي برجسته يادگيري گنج درون كه به آموزش و پرورش براي قرن 21 اشاراتي كتاب دارد آخري به اتفاق خانم فاطمه فقيهي ترجمه شده است. علاوه بر اين 7 كتاب بيش از 30 مقاله در زمينه هاي مختلف آموزش و پرورش و مهارت هاي حرفه اي معلمان در كتابهاي گوناگون، فرهنگنامه كودكان و نوجوانان و مجله هاي تخصصي و نيز در بخش فرهنگي روزنامه ها چاپ شده است. در اكثر قريب به اتفاق اين نوشته ها، سعي كرده ام، علاوه بر بيان تعاريف و اصول ياددهي - يادگيري، مطلبي ننويسم كه خالي از نمونه هاي كاربردي و عملي و اجرايي براي معلمان باشد. كتابهايي كه در رده دوم اين دسته بندي قرار مي گيرند، كتابهايي هستند كه براي نوجوانان و جوانان نوشته ام. خميرمايه برخي از اين نوشته ها همان تجربه ها و خاطره هاي فراموش نشدني هستند كه از دوران معلمي، به ويژه در روستا، به دست آورده ام. داستان هاي يك ميليون، كتابخانه ما، و قطعه ادبي من آبم از اين جمله اند. ولي دو كتاب داستان شيشه عمر و با كفش هاي برفي موضوع هاي متفاوتي دارند. علاوه بر اينها 5 ترجمه با عنوان مجموعه علوم براي نوجوانان به چاپ رسيده است. كتابهاي اين مجموعه اينها هستند: فضا، گل هاي خودرو، پديده هاي جوي، آسمان شب، وآكنه (درمان جوش هاي جواني ) كتاب، آخري به كمك دكتر رمضانعلي يوسفي ترجمه شده است. چندين مقاله نيزدرزمينه ادبيات كودكان و نوجوانان نوشته يا ترجمه كرده ام كه به چاپ رسيده است. به مواردي كه گفتم بايد كتابها و مقاله هاي متعددي كه ويرايش موضوعي و ادبي آنها به عهده ام گذاشته شده را است، نيز اضافه كنم. * چگونه؟ مي نويسيد - در اين مورد خيلي سخت هستم. به اين معني كه هر نوشته اي را چندين و چندبار مي خوانم و تا وقتي براي خودم جا نيفتد و رضايت دروني ام را فراهم نياورد، دست از سرش حتي برنمي دارم پس از كسب اين رضايت، اگر بازهم نوشته ام را بخوانم، به پيرايش و ويرايش تازه مي پردازم. اين وسواس هيچ وقت مرا رها نكرده است. سال هايي كه اشتغال زيادتري داشتم با اين، وسواس بازي مي كردم. اين بازي سرگرمم مي كرد و كمتر به فكر عرضه مي افتادم. البته بايد دشواري هاي تكاپور براي زندگي كردن را - آن هم با مواهبي كه شغل معلمي (!) نصيبم كرده است - كنار اين بازي به حساب آورم. وقتي بازنشسته شدم، مجال بيشتري به دستم افتاد كه هنوز هم از اين مجال استفاده مي كنم. * آيا هنوز هم؟ مي نويسيد و آيا فعاليت ديگري غير از نوشتن؟ داريد - بله با اين كه خدمت فرهنگي و آموزشي من به بيش از 43 سال مي رسد، هنوز مي نويسم. تا حال كه خسته نشده ام. نوشتن شيرين ترين و دلپذيرترين بازي زندگي است. از آن بازي هايي است كه همه خوبي ها و بدي ها و همه غم ها و شادي هاي زندگي را در يك ظرف مي ريزد و مثل همزن برقي با سرعت آنها را در هم زماني مي آميزد كه صرف اين كار مي شود خيلي ارزشمند است. چون هميشه بيشتر معجوني كه از آميختگي خوب و بد، و شادي و غم، به دست مي آيد طعم، بو و مزه خود زندگي را مي دهد. اميدوارم هيچ روزي براي من نباشد كه ننويسم، يا نتوانم بنويسم. در مورد بخش دوم سوءال بايد بگويم كه 10 سال است در پژوهشكده تعليم و تربيت، موءسسه پژوهشي وابسته به وزارت آموزش و پرورش، وظيفه تهيه و توليد مجله و كتابهاي علمي - آموزشي - پژوهشي را به عهده دارم. مجله پژوهشنامه آموزشي كه به صورت فصلنامه خبري منتشر مي شد 7 سال ادامه داشت و 26 شماره از اين فصلنامه به طور منظم و بدون توقف منتشر شد. وقتي كه اين مجله به سبب توسعه و گسترش فرآورده هاي اطلاعاتي رايانه اي متوقف شد، وظيفه نظارت بر توليد و چاپ كتابهاي /علمي پژوهشي به عهده ام سپرده شد. تاكنون 22 كتاب منتشر شده است كه همه آنها از جانب فرهنگيان، دانشجويان و دانشگاهيان استقبال شده و به چاپ هاي متعدد رسيده است. چندين كتاب ديگر در دست تهيه و تدوين است كه به موقع منتشر خواهد شد. فكر مي كنم پژوهشكده تعليم و تربيت از نظر توليد و چاپ كتابهاي تخصصي براي سياست گذاران، برنامه ريزان، كارشناسان، معلمان و علاقه مندان توفيق خوبي داشته است. * متشكرم - من هم سپاسگزارم.