Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780318-44871S2

Date of Document: 1999-06-08

داستاني كوتاه و قابل روءيت درباره ديميتار چودو كاريكاتوريست مقدوني ديميتار چودو CUDO DIMITAR در پنجم اگوست 1941 در روستاي پريلپ PRILEP واقع در منطقه زيباي اوهريد OHRID بخشي از جمهوري مقدونيه MACEDONIA به دنيا آمده است. از سال 1942 در شهر اسكوپيه پايتخت فعلي جمهوري مقدونيه زندگي مي كند. تحصيلات وي در رشته تكنولوژي متالورژي بوده و به عنوان مهندس متالورژي شناخته شغل مي شود اصلي او در حال حاضر مديريت و سردبيري مجله هفتگي طنز و كاريكاتور اوستن OSTEN است، اما خودش را يك كاريكاتوريست حرفه اي معرفي مي كند. ديميتار چودو تقريبا با تمام روزنامه ها و مجلات مقدونيه و يوگسلاوي سابق قبل و بعد از فروپاشي، به عنوان كاريكاتوريست و طنزپرداز همكاري داشته است. همچنين برخي از نشريات معتبر بين المللي كه وي و آثارش را معرفي كرده اند مانند: فرانكفورتر آلگماينه از آلمان، لوموند از فرانسه، نبل اشپالتر از سوئيس، قابل ذكراند. وي از اعضاي فعال انجمن كاريكاتوريست هاي مقدونيه است و در نمايشگاههاي ساليانه اين انجمن در شهر اسكوپيه آثارش را ارائه مي كند. ديميتار چودو در بيش از 35 نمايشگاه جمعي كاريكاتور در كشورهاي مختلف جهان شركت داشته و جوايزي را به خود اختصاص داده است. همچنين او چندين نمايشگاه انفرادي در كشورهاي مختلف جهان داشته و سه آلبوم كاريكاتور از آثارش منتشر كرده است: كتاب اول به نام (گرسنگي و تشنگي ) در 1970 كتاب دوم با عنوان سيرك در 1975 و آخرين كتابي كه به دست ما رسيده با عنوان كنايي (جشن ) در 1994 به زيور طبع آراسته گرديده است. ديميتار چودو كاريكاتوريست نوظهوري است كه از مهندس متالورژي و علوم ريخته گري به صنايع مستظرفه! و مهندسي كاريكاتور پناهنده شده است. او دنيا را مثل يك شگفتي عظيم مي نگرد كه از عجايب كوچك و موضوعات خارق العاده ساخته و پرداخته شده است. دنيايي كه خنده و بغض را در يك ترازوي متلاطم به هم آميخته و نگاه جستجو گر آدمي را به پشت پرده وقايع اتفاقيه و رازهاي پنهان روح مي برد. يا چنانكه اسلاو كوجانوفسكي هنرشناس و منتقد مقدوني مي گويد: خنده هاي مواج، خنده هاي گستاخانه، خنده هاي تسكين دهنده و خنده هاي زيرجلدي ارمغان كاريكاتوريستهاست. آنها با يك روش غيرمتعارف تجسمي مسائل خوفناك و كمدي تراژيك! زندگي و جامعه بشري را به تصوير مي كشند، نه فقط براي اينكه آدمهاي عبوس را با قلم قلقلك بدهند، بلكه آنها را به فكر واداشته تا به آنچه كه پيرامون آنها مي گذرد، به ديده ترديد بنگرند و به تحليل بپردازند. ديميتار چودو يك ناظر آگاه است كه مسائل زندگي و پديده هاي متحول آن را مي شناسد. اغلب يك خط روشن، يك اشاره صريح، يك ارتعاش ذهني كه براي درك عميق مسائل بشري لازم است، در نهاد او وجود دارد، كه انديشه او را به ذهنيت مخاطب نزديك مي كند، به همين دليل او هميشه روي مهمترين حقايق قابل طرح به وسيله كاريكاتور متمركز مي شود. فراتر از نقاشي و يا تصوير سازي هاي گرافيكي، امروزه كاريكاتور يك هنر ناب و بسيار نافذ است. در جهان معاصر، گاه ضربه هاي قلم يك كاريكاتوريست آگاه بي ترديد براي رياكاران مردم فريب، برق آسا و فلج كننده است. به قول يك طنزشناس: كاريكاتور حرف آخر را همان اول كار مي زند! به هر طريق چودو نيز از روشهاي فوق براي ارائه آثارش و آنچه در ذهن مي پرورد، بهره مي برد. او مي گويد: كاريكاتور مثل درخشش نور ليزر است، مثل چاقويي است كه از تيزي برق مي زند، ولي نمي كشد، اما هر لحظه مي تواند ذهن مخاطب را خش بيندازد و انديشه را بيدار كند! اگر يك نقاش امروزه كوشش مي كند با كشيدن عناصر مختلف روي بوم مقصود خود را نشان دهد، كاريكاتوريست با ترسيم فقط چند خط ساده و صريح مطلب مورد نظر خود را عنوان مي كند. هرچه نقاشان به اصالت فرم و انتزاع خود از جهان پيرامون مي پردازند، كاريكاتوريستهاي معاصر به اصالت محتوا گرايش پيدا كرده و به فرا واقع گرايي ( سوررئاليسم ) نزديك مي شوند. و در اين راه از همه فنون رايج در هنرهاي تجسمي بهره مي گيرند. ديميتار چودو، كاريكاتورهاي خود را مثل يك داستان كوتاه قابل روءيت تعريف مي كند. آثار چاپ شده او كه از مرز 15 هزار كاريكاتور در بيش از يكصد مجله داخلي و خارجي گذشته، مجموعه قابل توجهي از اين داستانهاي تك صحنه اي هستند. از آثار قابل توجه او در كاريكاتورهاي داستاني Stories Cartoons مي توان اشاره كرد به اثري كه مردان مسخ شده اي بدنه اتومبيل خود را مثل لاك پشت به اين سو و آن سو مي كشانند و يا در صحنه اي ديگر يك سخنران ديپلمات هنگام يك نطق رسمي گوشهاي خود را بسته تا صداي خودش را نشنود! با گذشت زمان تصاوير طنزآميز او در خاطر مي ماند و اين نه فقط به خاطر جذابيت، تازگي و مضامين انساني آنها، بلكه به خاطر درك واقع بينانه او از مفاهيم و پديده هاي مختلف نيز كاريكاتورهاي است ديميتار چودو به طور كاملا متمايز از آثار ديگر هنرمندان اين رشته قابل شناسايي است. اجراي ساده و گاه كودكانه و پريمتيو او بسيار منحصر به فرد است و سبك خاص خود را دارد. كارهاي او را بدون امضاء هم مي توان شناخت. راز بقاي هنرمندي كه آثارش مملو از عشق و تلاش است و هنرش بازتاب فرهنگ و هنر سرزمين اوست،؟ چيست به جز آنكه او را به درستي بشناسيم و قدر؟ بدانيم علي ديواندري