Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780317-44865S2

Date of Document: 1999-06-07

( ) 34 پنجشنبه 28 آبان .. ظهر، آقاي سيدحسن طاهري خرم آبادي آمد و راجع به اختلافات حزباللهي هاي آنجا با مسئولان توضيحاتي داد. طرفدار حزباللهي هاست و از امام جمعه ناراضي بود. آقاي منتظري، اخيرا ايشان را مسئول امور روحاني سپاه كرده اند و آقاي محلاتي [فضل الله ] كه از طرف امام آنجاست و سپاه ايشان را تحويل نمي گيرد، ناراحت است. در اين باره هم بحث كرديم. از دادستان انقلاب، درباره آقاي مانيان پرسيدم. معلوم شد ايشان را بازداشت كرده اند. از جبهه ملي است. بعد از نماز، ملاقاتي با ابوشريف داشتم كه به عنوان سفير ايران، عازم پاكستان است. توضيحي درباره سياست ما نسبت به پاكستان و افغانستان دادم. آقاي مهدي هاشمي مسئول نهضتهاي آزاديبخش آمد و گزارشهايي داد و نگران تصميمات مجلس، درباره اين واحد بود. نمايندگان انجمنهاي اسلامي دانشجويان هندوستان آمدند و كمك مالي و تبليغاتي مي خواستند; قول دادم. نمايندگان انجمنهاي اسلامي دانشجويان - دفتر تحكيم وحدت - آمدند و نيم ساعت برايشان صحبت كردم و جواب سوءالها را ساعت دادم ده شب، به خانه آمدم. جمعه 29 آبان ... ساعت ده، آقايان [محسن ] رضايي، شمخاني [علي ] و يحيي ]- [رحيم صفوي فرماندهان سپاه آمدند و شرح كارها و پيشرفت جبهه ها را گفتند و برنامه جنگ را توضيح روز دادند حمله را تعيين كرده اند. نزديك است و در انتخاب روز حمله، ذوق به خرج داده اند. اميد است، موفق شوند. ساعت يازده، به دانشگاه براي نماز جمعه به رفتيم خاطر اينكه راهپيمايي بود و خيابانها شلوغ، قدري دير رسيدم. به دعوت آقاي منتظري براي ابراز مخالفت با طرح سعوديها براي فلسطين، مردم سراسر ايران، امروز راهپيمائيهاي عظيمي راه انداخته اند. ميليونها نفر با شعارهاي تند كه اهانت به عرفات و سعودي و آمريكا دارد، تظاهرات نمودند. مردم، خيلي آمادگي دارند... شنبه 30 آبان ... به ستاد ارتش رفتم كه از دفتر مشاورت بازديد نمايم. اين دفتر را آقاي خامنه اي موقعي كه نماينده امام در شوراي عالي دفاع بوده اند، تاسيس كرده بودند، براي نظارت بر امور ارتش; و من فعلا بايد آن را اداره كنم، چون من نماينده امام شده ام. فقط پنج نفر كارمند دارد و دفاع هوايي جماران، زير نظر اين دفتر است. يك ساعت و نيم، به امور دفتر رسيدگي كردم... يكشنبه 1 آذر ... خانم اعظم طالقاني هم كه از سودان برگشته بود، گزارش سفرش را داد و از توجه دانشجويان سودان، به انقلاب و امام گفت. عصر در شوراي مركزي حزب شركت وضع كردم مالي حزب مطرح ماهي بود دو ميليون و هشتصد هزار تومان خرج، هشتصد هزار تومان درآمد و دو ميليون كسري داريم; بايد فكري كرد. بحثهايي شد و تصميماتي اتخاذ شد، وضع مالي نسبت به ارقام گذشته، كمي بهتر شده. درباره روابط با مجاهدين انقلاب اسلامي و سياستهاي اقتصادي هم بحث شد... دوشنبه 2 آذر .. اخوي ها محمود، احمد و محمد آمدند; درباره تقسيم ارثيه مرحوم ابوي در نوق صحبت تاكنون داشتند به صورت مشاع اداره مي شده اخوي است احمد از يوگسلاوي برگشته بود. سرپرستي گروهي را داشته كه براي كارهاي فني معادن مس سرچشمه، دوره مي ديده اند. سي نفر بوده اند و چهار ماه دوره ديده اند. آقاي آزادگان از همفكران [جنبش ] مسلمانان مبارز - دكتر پيمان - آمد. مي خواست وسيله اي براي جذب نيروهايي كه از پيمان بريده اند و پناهي ندارند، درست شود. در حال حاضر با سوءظن با اينها برخورد مي شود. به خاطر اينكه از عوامل نفوذي گروهكها، مثل كلاهي و كشميري ضربه خورده ايم. سرهنگ خاتمي، فرمانده دانشكده افسري آمد و از اتهام سوزاندن پرچمهاي طاغوتي موزه دانشكده و نابود كردن آثار ديگر، دفاع كرد. شب در مجلس خوابيدم. سه شنبه 3 آذر ..شب در دفتر رئيس جمهور، با نخست وزير و رئيس ديوان عالي كشور جلسه داشتيم. درباره زندانها، بازداشتها، محاكمه ها، جنگ و وزارت كشور بحث كرديم. برنامه عمليات آينده را خبر داده اند; با تاخير انجام مي شود. زمان حساس است، تاخيرها به ضرر است، ولي كار محكم بهتر است. خرابكارها بمبي در ايستگاه راه آهن تهران منفجر كرده اند. خانمي و كودكي شهيد شده اند و جمعي مجروح; از كارهاي احمقانه است. ماهيتشان را فاش مي كند و چند كار ايذائي ديگر هم داشته اند. چهارشنبه 4 آذر در خانه كارهايي انجام دادم. يكي از پاسداران بيت امام آمد و از نواقص مربوط به حفاظت بيت گفت. كميسيون آئين نامه داشتيم. پنج دقيقه دير رسيدم. بيست و پنج تومان جريمه معمولا شدم براي مراعات شدن وقت در كميسيونها جريمه مي گيرند و اثر خوبي در تنظيم برنامه ها دارد. بحث درباره كيفيت راي گيري بود... عصر [جلسه ] هيات رئيسه برنامه ها داشتيم را تعيين كرديم و تصميمهاي اداري ديگري تا گرفتيم شب در مجلس ماندم و گزارشها را مطالعه كردم. كارهايي با تلفن انجام دادم. در راه خانه موتور اسكورت محافظ من، تصادف كرد و دو نفر از پاسداران و عابري، زخمي شدند. پنجشنبه 5 آذر ... آقاي [سيدعبدالحسين ] دستغيب از شيراز تلفن كردند و تسريع در انتصاب استاندار فارس را مي خواستند. عصر كلاس درس مواضع حزب جمهوري اسلامي داشتيم. درباره جاويدان بودن انسان بحث كردم. اول شب آقاي [خسرو ] تهراني مسئول اطلاعات نخست وزيري آمد و از اطلاعاتي كه درباره توطئه هاي قريبالوقوع عمال آمريكا رسيده، گزارشي داد. از طرف ديگر هم اين اخبار مي رسد. به نظر مي آيد، دشمنان داخلي و خارجي در تدارك توطئه اي آخر هستند شب، از اهواز فرمانده سپاه و نيروي زميني تلفن كردند و با رمز، خبر از يك روز تاخير در شروع عمليات دادند. اين تاخيرها به ضرر است، ولي عجله هم نمي شود كرد. جمعه 6 آذر ... بعد از ظهر آقاي مهديان آمد و از مسئول روزنامه كيهان آقاي [محمد ] خاتمي، گله داشت. آقاي مهديان بعد از انقلاب كيهان را خريد. كيهان به اندازه تمام دارائيش 165 ميليون تومان، مقروض بود. ايشان در مقابل تعهد پرداخت قرضها، آن را تملك كرد. بعدا اموال صاحب كيهان، مصادره شد و در اختيار بنياد مستضعفان قرار گرفت و امام، سرپرست براي كيهان تعيين كردند و آقاي مهديان مدير امور مالي شد و فعلا قهر كرده. اول شب، احمدآقا آمد و درباره مسائل جاري صحبت كرديم. خانم عربزاده آمد و راجع به دكتر ممكن، كار داشت. آقاي ممكن معاون وزارت ارشاد در زمان آقاي ميناچي، سمپات مجاهدين و مشاور فرهنگي بني صدر بوده و اكنون مخفي زندگي مي كند. كمك مي خواست كه وضعش عادي بشود، بنا شد بپرسم. آيت الله منتظري امروز هفته ميلاد پيغمبر (ص ) را هفته وحدت اعلام داشته اند. شنبه 7 آذر ... ظهر سرهنگ بابائي فرمانده پايگاه هشتم ] [شكاري خاتم اصفهان آمد كه عدم دفاع قوي نيروي هوائي ازآبادان را برايم توجيه كند. عصر از [وزارت ] مسكن و شهرسازي تهران و گروهي ديگر آمدند، براي مشورت درباره خانه هاي فراواني كه بعد از انقلاب، بدون مجوز قانوني ساخته اند، يا نيمه ساز هم است اكنون به خاطر نداشتن سند يا جواز ساختمان كارشان گير كرده است... آنچه كه خوانندگان عزيز ملاحظه مي كنند بخشي، اندك از مجموعه خاطرات جنابآقاي هاشمي رفسنجاني است. علاقه منداني كه مايلند به كليه دست نوشته هاي ايشان در سال 1360 دست يابند به كتاب عبور از بحران مراجعه نمايند.