Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780317-44857S2

Date of Document: 1999-06-07

علي عمراني، كارگردان نمايش داستان آلبي اميدوارانه تر به مسايل باغ وحش: مي انديشد * آقاي عمراني تا چه حد معتقد به اين هستيد كه آلبي در طيف نويسندگان پوچ انگار يا نيست انگارها يا به گفته اي آخرالزماني ( absurdity) همچون ساموئل بكت يا اوژن يونسكو قرار؟ دارد - خيلي به اين امر معتقد نيستم، شايد از لحاظ تكنيك و ساختار نمايش نويسي يا نوع و اندازه ديالوگها جاهايي به تئاتر absurd نزديك شود ولي از لحاظ مضمون و محتواي تفكر همگون نمي باشد. در نمايش باغ وحش تا آنجايي كه همه شرايط غيرقابل تحمل اجتماعي را نفي مي كند همسو با همه پوچي نويسهاست ولي از آن لحظه اي كه قهرمان نمايش عصيان مي كند و به دنبال راه اميد و نجات مي گردد ديگر با سبك نويسنده هاي پوچي يكي نمي باشد. آلبي بسيار اميدوارانه تر به مسايل مي انديشد و نگاه مي كند. * آيا آلبي را مي توان در ادامه همان راه انتقادي نسبت به اجتماع نويسندگاني همچون تنسي ويليامز، يوجين اونيل، آرتور ميلر و ليليان هلمن؟ انگاشت - بزرگترين خصيصه كارهاي آلبي كه براي من بسيار جذاب است، اين است كه بدمن هاي آلبي، اصلا بد نيستند بلكه بسيار سمپات و جذاب مي باشند و اين از آن جهت است كه لبه تيز حملات آلبي انسان نيست بلكه شرايط اجتماعي انسانهاست. براي همين است با آدمهاي نمايش او احساس نزديكي مي شود. مانند نمايش نويسي چون ميلر. مثلا در نمايش همه پسران من ميلر، پدر موجودي خبيث و كريه نيست. بلكه شرايط اجتماعي باعث وضعيت شخصيتي او شده است. از اين ديد كه آلبي انسانها را قرباني چرخ عظيم گردنده و خردكننده جامعه مي داند و همسو با نمايش نويساني مانند ميلر يا ويليامز است. * چه شباهتهايي بين نمايش و آنچه امروزه ما درگير آن هستيم مشاهده؟ كرديد - مهمترين نكته ارتباط و تفاهم بين انسانهاست. آنچه كه امروزه هم مشاهده مي شود. ما با هم حرف مي زنيم ولي حرفهاي يكديگر را نمي فهميم و اين باعث ايجاد سوءتفاهم مي شود. همانطور كه جري حتي موفق نشده با يك حيوان هم ارتباط برقرار كند. البته الان كه به نمايش نگاه مي كنم البته نه به عنوان علي عمراني بازيگر نقش جري بلكه به عنوان يك راه حلي فرد، كه جري برمي گزيند قبول ندارم. شايد فرق من با جري اين است كه من هنوز اميد به جايگزيني بعضي از چيزها دارم ولي جري در داستان باغ وحش نداشت و براي همين دست به خودكشي مي زند. * پس بهتر است بگوييم داستان باغ وحش، تراژدي ارتباط ؟ مي باشد - بله، و همين نكته در كار پررنگتر مي شود، و همينطور تضاد جري با پيتر شخصي كه به شرايط تن داده و اين تضاد باعث پيشبرد نمايش مي شود.