Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780313-44836S3

Date of Document: 1999-06-03

از خطابه هاي بانوي كربلا جستارگشايي: پس از به شهادت رسيدن امام حسين (ع ) و ياران وي، بانوي كربلا; حضرت زينب (س ) كه با ايثارگريهايش در كربلا پيام آور بزرگ خون شهيدان بود، با خطابه هايي رسواگر و آتشين، خواب سنگين مردم را برآشفت و آتشي در قلب حكومت ظالمان اموي برانگيخت. در اينجا گوشه اي از اين سخنان پرشور را به مناسبت اربعين حسيني به نظر خوانندگان گرانقدر مي رسانيم. گروه معارف خطابه آتشين حضرت زينب (س ) در كوفه سپاس و ستايش خاص خداست و درود بر پدرم محمد و بر خاندان پاك و برگزيده اش باد. و بعد: اي مردم كوفه! اي مردمان دغل پيشه و فريبكار و بي حميت و حيله گر! آيا؟ مي گرييد اشكتان خشك نشود، و ناله هايتان پايان نپذيرد! به راستي كه حكايت شما حكايت آن زني است كه رشته خود را پس از اين كه محكم بافته بود (پنبه مي كرد و ) باز مي نمود، شما سوگندهاتان را دستاويز فساد قرار داده ايد! شما چه داريد جز لاف زدن و فريب دادن و دشمني و دروغ! و همچون كنيزان چاپلوس و دشمنان سخن چين! يا همانند سبزه و گياهي كه برفراز سرگين رويد و يا همچون نقره اي كه روي قبر را بدان اندود كرده باشند (ظاهري زيبا و فريبنده و باطني بدبو و گنديده )! به راستي كه بد توشه اي براي خود پيش فرستاديد كه خشم خدا بر شماست و در عذاب جاويدان هستيد! آيا؟ مي گرييد آري بگرييد كه به خدا سوگند شايسته گريستن هستيد، بسيار هم بگرييد و اندك بخنديد كه ننگ آن گريبانگير شما شد و وبال آن شما را در برگرفت و هرگز لكه اين ننگ را از دامان خود نتوانيد شست! چگونه ننگ كشتن فرزند خاتم پيمبران و معدن رسالت و آقاي جوانان بهشت را پاك خواهيد كرد! آن كه در جنگ سنگر شما بود و پناه حزب و دسته شما! و در هنگام صلح سبب آرامش دلتان و مرهم زخمتان و در جنگها مرجع شما و بيانگر دليلهاي روشن و چراغ هدايت شما بود! به راستي كه چقدر بد است آنچه را براي خود از پيش فرستاديد و چه بد است بار گناهي را كه براي روز جزا بردوش خود نهاديد! نابودي و سرنگوني بر شما! كوششتان به نوميدي انجاميد و دستهاتان بريده شد وسوداگري شما زيان كرد! و به خشم خدا بازگشتيد و خواري و بيچارگي را براي خود مسلم و قطعي كرديد! واي برشما! (هيچ مي دانيد ) چه جگري از رسول خدا پاره ؟ كرديد و چه پيمان محكمي را؟ شكستيد و چه پردگياني را از او از پرده بيرون؟ افكنديد و چه حرمتي را از او هتك ؟ كرديد و چه خوني از او؟ ريختيد كار بسيار بزرگ و شگفتي انجام داديد كه نزديك است آسمانها از هول اين كار از هم بشكافد و زمين متلاشي گردد و كوهها از هم بپاشند! مصيبتي بس دشوار و بزرگ و بد و كج و پيچيده و شوم كه راه چاره در آن بسته و در عظمت به پري آسمان و زمين است. آيا تعجب مي كنيد اگر آسمان خون ببارد! و به راستي كه عذاب آخرت خوار كننده تر خواهد بود و ياري نخواهيد شد. و اين مهلت و تاخير در كيفر الهي شما را چيره نكند، كه خداي عزوجل در انتقام عجله نمي كند و ترسي از فوت و از دست رفتن انتقام خون ندارد! و حتما پروردگار در كمينگاه شماست! . از خطابه افشاگرانه زينب كبري (س ) در شام ستايش خداي را كه پروردگار جهانيان است و درود خدا بر محمد و خاندانش باد. براستي كه خداي سبحان درست فرموده كه گويد: سرانجام كساني كه عمل زشت انجام داده و كار بد كردند بدان جا مي انجامد كه آيات خداي را دروغ شمرده و آنها را مسخره و استهزاء مي كنند. ( ) 1 اي يزيد! آيا چنان پنداري، اينك كه فضاي آسمان و زمين را بر ما تنگ كرده اي و ما را همانند اسيران به هر شهر و ديار سوق داده و كشانده اي، ما نزد خدا خوار و زبون هستيم! و تو در پيشگاه خدا گرامي و عزيز؟ هستي و اين تسلطي كه بر ما پيدا كردي به خاطر مقامي است كه در پيش خدا؟ داري و به همين جهت باد به دماغ انداخته و با غرور و نخوت به اطراف خود مي نگري و مسرور و شادماني از اين كه مي بيني دنيا بر وفق مراد و كام تو و كارها طبق دلخواه توست و ملك و پادشاهي ما بر توصافي و هموار گشته است! اندكي آهسته تر و آرام تر! مگر گفتار خداي عزوجل را فراموش كرده اي كه فرمايد: ولا تحسبن الذين كفروا انما نملي لهم خيرا لانفسهم انما نملي لهم ليزدادوا اثما ولهم عذاب مهين. ( ) 2 آنان كه كافر شدند گمان نكنند مهلتي كه ما به آنها داده ايم براي ايشان خوب است، (و خير آنها را خواهيم ) بلكه ما آنها را مهلت دهيم تا بر گناه خود بيفزايند و عذابي خوار كننده در پيش دارند. اي پسر آزادشدگان ( ) 3 آيا اين قانون عدل و انصاف است كه زنان و كنيزان خود را پشت پرده جاي دهي، ولي دختران رسول خدا را به صورت اسيران بدين سوي و آن سوي؟ كشاني پرده حجاب ايشان را بدري و سر و رويشان را بگشايي; و دشمنان، ايشان را از شهري به شهري ببرند وافراد بيگانه و فرومايه چهره آنها را؟ بنگرند نه مردي براي سرپرستي آنها به جاي گذارده اي و نه حمايت كننده اي دارند! آري چگونه مي توان اميد عاطفه و دلسوزي داشت از كسي كه جگر پاكان را؟ بجود و از دهان بيرون؟ افكند و گوشتش از خون شهيدان اسلام روييده؟ شده و چگونه از دشمني و عداوت نسبت به ما كوتاهي كند، كسي كه همواره با ديد بغض و كينه به ما نگاه؟ مي كند و آن وقت با كمال گستاخي (اشعار پيروزي مي خواني ) و بي باكانه و بدون آنكه عمل خود را گران بداني اجداد خود را به يادآوره و مي گويي: لاهلوا و استهلوا فرحا ثم قالوا يا يزيد لاتشل و اين اشعار را در حالي كه چوب بر لب و دندان ابي عبدالله (سيد جوانان اهل بهشت ) مي زني قرائت؟ مي كني چرا چنين؟ نگويي تويي كه با ريختن خون فرزندان پيغمبر (ص ) و ستارگان خاندان عبدالمطلب زخم دل را جريحه دار كردي، و ريشه را؟ سوزاندي اكنون بزرگان خود را صدا مي زني و مي پنداري كه آنها را مي خواني (و از آنها ناز شست و آفرين؟ مي خواهي ). غافل از اين كه خودت نيز به زودي به آنها ملحق مي شوي و مي پيوندي آن وقت در آنجا آرزو مي كني كه اي كاش دستت خشك شده بود و زبانت لال گشته بود و آنچه را گفتي، نمي گفتي و آنچه را كردي انجام نمي دادي! بار خدايا! داد ما را از اينان بستان و انتقام ما را از اين ستمگران بگير و خشم خود را بر كساني كه خون ما را ريختند و ياران ما را كشتند فروريز! اي يزيد به خدا سوگند (با اين جنايتهايي كه انجام دادي ) نشكافتي مگر پوست بدن خود را و پاره پاره نكردي مگر گوشت خود را و به زودي به نزد رسول خدا (ص ) درآيي درحالي كه بار سنگين ريختن خون او و هتك حرمت خاندان او و پاره هاي تن او را بگردن داري! در آن روزي كه خداوند پيغمبر و فرزندان و خاندانش را كنار يكديگر جمع كند و پراكندگيشان را برطرف سازد و داد آنها را از دشمنانشان بازستاند. گمان مبر، كساني را كه در راه خدا كشته شدند كه آنها مرده اند بلكه آنان زنده اند و در پيشگاه پروردگارشان روزي مي خورند! همين بس است كه حاكم (و قاضي ) خدا است و دادخواه محمد (ص ) است و جبرئيل پشتيبان است! اين را هم بدان: آن كساني هم كه كار را براي تو فراهم ساخته و تو را بر گردن مسلمانان سوار كردند به كيفرخود خواهند رسيد، و بدانند كه ستمگران را بد كيفري درپيش است و خواهند فهميد كدام يك از شما بدبخت تر و سپاه كداميك ضعيف تر است. اگر مصيبتهاي روزگار كار مرا به اين جا كشانيده كه ناچار شدم تو را طرف سخن خود قرار داده و با چون تويي گفتگو كنم، با اين حال (وقعي براي تو قائل نيستم ) قدر و مقام تو را بسيار پست مي دانم و به سختي تو را سرزنش كرده و نكوهش و توبيخ بسيار دارم! اما چه كنم (كه با اين حال ) چشمها گريان و سينه ها (در فراق عزيزان ) سوزان است (و بي تابي ما بدان خاطر است نه آن كه از تو ترسي در دل داشته باشيم )! آه! اين ماجرا چقدر شگفت انگيز است، كه حزب خدا به دست حزب شيطان و آزادشدگان كشته مي شوند و اين دستهاي شما به خون ما آغشته شود و گوشتهاي ما از دهنهاي شما بريزد و آن بدنهاي پاك و پاكيزه را گرگان بيابان سركشي كنند و كفتارها درخاك بغلتانند! و اگر تو كشتن و اسارت ما را امروز براي خود غنيمتي مي داني به همين زودي بايد غرامت سنگين اين كار را بپردازي، آن هنگامي كه چيزي جز آنچه به دست خود فرستاده اي نيابي و پروردگار سبحان به بندگان ستم نمي كند! شكوه ما تنها به خداي تعالي است و بر او اعتماد داريم! (اي يزيد ) اكنون هر نقشه و توطئه اي داري درباره ما انجام ده و از هر كوششي در اين باره فروگذار مكن، اما به خدا سوگند (هرچه كني ) نمي تواني نام و نشان ما را محو كني و سروش ما را بميراني و به حد ما نتواني رسيد و ننگ اين اعمال ننگين و ستمها را نتواني شست. و بدان كه راي و تدبيرت سست و روزگارت اندك و انگشت شمار و جمعيت تو روبه پراكندگي است در آن روز كه منادي خدا فرياد زند: الا لعنتالله علي الضالمين. همانا لعنت خدا بر ستمكاران باد! با اين همه من خداي را ستايش مي كنم كه آغاز زندگي ما را به سعادت و آمرزش مقرر فرمود و پايان آن را شهادت و رحمت قرار داد و از خداي تعالي مي خواهيم كه پاداش نيك خود را بر شهيدان ما كامل گرداند، كه به راستي او بهترين دوست و مهربان است و او ما را كافي است و بهترين مدافع و وكيل است. ( ) 4 پانوشتها: - 1 سوره روم آيه 10 - 2 سوره آل عمران آيه 178 - 3 اشاره به داستان فتح مكه است كه پيغمبر (ص ) به مردم مكه و از آن جمله ابوسفيان فرمود: اذهبوا فانتم الطلقاء - برويد كه همه تان آزاد شده هستيد. - 4 از: نگاهي كوتاه به زندگي زينب كبري ( س ) حجت الاسلام والمسلمين رسولي محلاتي، مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم 1373