Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780313-44830S2

Date of Document: 1999-06-03

آيت الله صانعي: اينكه به منزل كسي حمله آبرويش را ببريم و تهمت بزنيم و كنيم تفتيش عقايد كنيم از كدام مصاديق؟ است حضرت آيت الله العظمي صانعي به ا حترام سالگرد رحلت حضرت امام ( ره ) كلاس درس را تعطيل كرد و در سخناني در جمع طلاب گفت: امام خميني بحث حكومت اسلامي را به عنوان يك درس فقهي در نجف مطرح كردند، نجفي كه درس مكاسب شيخ از دروس رايج آن است، امام در كنار درس مكاسب شيخ آمد و ولايت را ثابت كرد، اما ولايت نه به معناي استبداد، ولايت به معناي تبعيت از قانون خدا، امام در كتاب ولايت فقيه خود نكات بسيار جالبي را دارد. خصوصا در كتابالبيع، مثلا مي فرمايد: اساسا مسلمين تمام قانونشان را مي گويند بايد از طرف خدا بيايد، حتي وجوب اطاعت از حاكم و يا مي گويد آنجايي كه اسلام قانون دارد الا و لابد، قانون خدا مراعي است... به گزارش خبرنگار ما از قم آيت الله صانعي در ادامه گفت: بحث ما در مافيه النص نيست، بحث ما د رحد شرب خمر نيست، بحث ما در زكات نيست كه قانون دارد آنچه منصوص است بايد حكم الله پياده شود، منتها در تشخيص بحث ديگري است كه چگونه تشخيص بدهيم و چگونه عمل بحث كنيم ما در مالانص فيه است به فرمايش مرحوم نائيني بحث سر مصالح نوعيه است و به قول امام بحث بر سر مصالح جامعه است، در امور جامعه كه مالانص فيه است خداوند يك قانون بيشتر ندارد، و آن مصلحت جامعه با تشخيص خود جامعه، و لذا نسبت به مصالح جامعه كه عاري از حرام مثل ربا و رشوه باشد ما اصلا خلاف شرع نداريم مثلا اگر نمايندگان جامعه نشستند تصويب بودجه كردند، خلاف شرع در اينجا معنا ندارد چون مالانص فيه است، چون مصالح را ديده اند و حرامي هم در آنها نبوده و چنين تصميمي گرفته اند. در مالانص فيه نظر، نظر مردم است، مشورت بامردم است، اگر مثلا شيخ انصاري نظري راجع به بودجه دارد ولي مردم نظر ديگري دارند بدون آنكه حرامي در آنها باشد، او حق ندارد نظر خود را اعمال كند، زيرا در صورت چنين كاري اثباتا سر از اكراه در مي آورد اثباتا سر، از اكراه و استبداد در مي آورد. آري مي تواند با قدرت تبليغي صحيح نظر خود را براي مردم بيان كند و استدلال نمايد اگر مردم پذيرفتند فبها و الا شرعا حق اجرا ندارد، خلاصه يا راي مردم يا رضايت آنها. بايد به اين نكته توجه داشته باشيم كه خداوند به عقل كل يعني پيامبر (ص ) نيز مي فرمايد و شاورهم في الامر، فاذا عزمت فتوكل علي الله فاذا عزمت يعني فاذا عزمت بر اكثريت، نه شاور و اقليت را متابعت كن، چرا كه اين تبعيت خلاف عقل همه عقلاي عالم است، چنانچه اگر مشورت كند و دنبال راي خودش برود اين هم خلاف عقل همه عقلاي عالم است چون پيامبر (ص ) به عنوان حاكم است و با علم غيبش كه نمي خواهد حكومت كند. در پايان سخنراني ايشان پيرامون حفظ آبرو و حقوق مسلمين صحبت كرده و فرمودند اسحاق بن عمارصيرفي مرد پولداري بود، ضمن اينكه از محدثين بزرگي نيز بوده، مي گويد امام صادق ( ع ) ازمن پرسيد چگونه زكات مال خود را؟ مي دهي اسحاق عرض كرد: مي آيند منزلم و زكات را آنجا به آنها تحويل مي دهم. حضرت فرمود: اسحاق تو مسلمان ها را ذليل كرده اي، همين مقدار اذيت كه تو زكات را در منزل مي گذاري تا آنها بيايند منزل تو و بگيرند، همين مقدار جنگ با خداست. در اينجا توجه كنيد كه ائمه ما چگونه به حقوق و آبروي افراد اهميت مي دادند، اگر كسي مي خواهد حقوق انسانها را ياد بگيرد و پيرامون آن چيزي بنويسد بايد از امام صادق ( ع ) و امام باقر (ع ) ياد بگيرد، نه از امثال كساني كه براي همه چيز ارزش قائلند جز آبروي مردم. عزيزان اين نكته شايان دقت است كه حضرت مي فرمايد همين مقدار كه تو باعث شدي به در خانه تو بيايند و زكات بگيرند جنگ با خداست حال اگر به منزل كسي حمله كنيم، آبرويش را ببريم و تهمت بزنيم و تفتيش عقايد كنيم از كدام مصاديق؟ است قطعا اينها هم از موارد جنگ با خداست. پس چون فردايي و قيامتي و حسابي هست سعي كنيم براي آبروي انسانها ارزش قائل باشيم، چرا كه عرض يك موءمن از جانش ارزشمندتر است.