Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780313-44829S2

Date of Document: 1999-06-03

تاثير هنرمند از جامعه موجب حركت در هنر مي شود به مناسبت برپايي نمايشگاه آثار سفال مه دخت حبيبيان نمايشگاهي از آثار سفال مه دخت حبيبيان از دوم تا 12 خرداد در نگارخانه برگ برگزار شد. مه دخت حبيبيان انجام كارهاي هنري را پس از اتمام دوره دبيرستان شروع كرده است. وي فارغ التحصيل در رشته صنايع دستي (تخصصي سفال و سراميك ) است كه پروژه نهايي اش در زمينه نقوش تزئيني سفال و سراميك مي باشد. وي كار سفال و حجم سازي را تحت تعليم اساتيدي چون شيخ الحكمايي و ابراهيمي فرا گرفته و متاثر از افرادي چون مهدي حسيني است. در آثار حبيبيان، استفاده از نمادهاي ايراني مشاهده وي مي شود در اين باره مي گويد: استفاده از اين نمادها با قصه مشخصي همراه بوده زيرا است در تمام كارها شما اين موتيف هاي قديمي را مي بينيد و بيشتر سعي شده از طرحهاي چند هزارساله ايران البته با كمي تغيير فرم استفاده شود. بخصوص طرحهايي از سفال هاي تپه گيان و تپه سيلك هستند و اغلب نقش خورشيد تكرار شده كه در چند هزار سال پيش با يك علامت ( +) و يك دايره به دور آن نشان داده شده و در هزاره بعد شبيه يك ضدصليب مي شود كه به نام گردونه خورشيد و يا سواستيكا ناميده اين مي شود نقش در دوره قاجاريه به نقش خورشيد خانم در كاشي ها تبديل مي شود و ما در اينجا مي بينيم كه طرح صليب قبل از ميلاد مسيح در ايران رواج داشته و همچنين ضدصليب كه هيتلر از آن استفاده مي كند به عنوان علامت نازي ها گرفته شده از طرحهاي چندهزار ساله ايران است. حتي هاله مقدسي كه درنقاشي هاي مسيحي در كليساها مي بينيم از دوره بيزانس رواج پيدا مي كند و برگرفته از حجاري هاي ساساني است. حبيبيان در مورد نوآوري دركارهاي هنري چنين اظهار عقيده مي كند: من فكر مي كنم هنر يعني نوآوري، بدعت و خلاقيت كه اگر نوآوري را از كار هنري بگيريد تنها چيزي كه مي ماند تكنيك و تبحر است و صرفا كپي از كارهاي گذشته كه ديگر ارزشي ندارد و ما زماني به كاري ارزش هنري مي دهيم كه فكري پشت آن باشد. چرا كارهاي دوره سلجوقي از بهترين كارهاي هنري ما؟ است براي اينكه ما در اين دوران بدعت در كارهاي هنري مي بينيم. خلاقيت در مينياتور، در معماري، در فلزكاري، در سفالگري و سراميك.. اگر ما مثلا در نقاشي ايراني عينا كارهاي كمال الدين بهزاد را كه سرآمد مكتب هرات بوده كپي كنيم ديگر كار هنري نكرده ايم صرفا تبحر در كپي پيدا كرده ايم ولي اگر ما ارزش هاي سنتي كشورمان را استفاده كنيم و نوآوري در آن ايجاد كنيم، آن كار باارزش مثل است دوره اي در نقاشي معاصر ايران كه مكتب سقاخانه را داشتيم. وي در زمينه سبك كار خود مي گويد: خود را تابع سبك خاصي نمي دانم و ترجيح مي دهم ايسم ها را در تاريخ هنر بخوانم و فكر مي كنم ايسم ها كاري كرده اند كه ما فراموش كرده ايم خود هنر كجاست. برخي عقيده دارند نشانه هايي از پست مدرن در آثارم ديده مي شود. شايد اين به خاطر رشته اي است كه در دوره ليسانس خوانده ام، يعني ما در دوران دانشگاه در ايران، يادگرفتيم كه بايد از نشانه هاي سنتي كشورمان استفاده بخصوص كنيم طرحهاي چند هزار ساله كه بسيار غني است و من به خاطر علاقه خاص به تاريخ چند هزار ساله كشورم، تحقيقاتي بر روي موتيف هاي قديمي داشته ام ولي در كار، آنها را كمي دفرمه كرده ام و يا تاثيري از روز گرفته ام. همچنين در كارهاي كولاژي كه در تعدادي از كتيبه ها مي بينيد، علاقه مند بودم كار جديدي انجام دهم كه قبلا نديده ام. از نظر مه دخت حبيبيان، هنرمند در يك جامعه زندگي مي كند و داراي زندگي اجتماعي است بخصوص پس از سال 2000 كه وارد دهكده جهاني مي شويم و ارتباطات چنان قوي است كه ممكن نيست يك هنرمند بتواند منزوي زندگي كند. وي مي گويد: مسائل اجتماعي، اقتصادي، سياسي، حسي و روحي، همگي بيشتر از هر فردي درجامعه به روي تفكر يك هنرمند اثر براي مي گذارد مثال شما كارهاي نقاشي بعد از انقلاب شوروي 1917 را ببينيد آيا همان طور به صورت زمان روسيه تزاري باقي مانده يا دچار تحول؟ شده اتفاقا من فكر مي كنم تغييرات سياسي بيشترين تحول را در زمينه هاي ادبي و هنري ايجاد در مي كند ايران پس از انقلاب نيز، آيا همچنان همان روند سابق را در هنر؟ داشته ايم پس مي بينيم كه هنرمند تاثير غيرقابل اجتناب از مسايل جامعه اش دارد كه اتفاقا همين موجب حركت در هنر مي شود.