Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780312-44822S2

Date of Document: 1999-06-02

( ) 31 چهارشنبه 29 مهر ... اول شب مهندس طاهري آمد و توضيحاتي داد، درباره تلاشهايي كه مخالفان دكتر ولايتي براي زدن راي نمايندگان مي نمايند و سپس بهزاد نبوي و دو نفر ديگر از اعضاي كادر مركزي مجاهدين انقلاب اسلامي آمدند، براي منصرف كردن من از موافقت با نخست وزيري دكتر ولايتي و بيش از يك ساعت صحبت كردند. نه آنها قانع شدند و نه من. آنها مي گويند، ضعيف است، چهره نيست يا سابقه افتخارآميز مبارزه ندارد و من مي گويم ديناميك و پركار و پشت كاردار و متقي و مكتبي است. بيشتر روي پرورش و مهندس موسوي تكيه مي كنند... احمدآقا از قم تلفن كرد. گفت: امام براي مراعات امنيت و حفاظت، با پيشنهاد من درخصوص اجازه رفتن دوستان ديگر، جهت اقامه نمازجمعه به جاي من موافقت كرده اند و از احتمال راي نياوردن دكتر ولايتي، اظهار نگراني كرد. براي برگزاري مراسم چهلم فوت آقاي [شهابالدين ] اشراقي، شهادت آقاي [اسدالله ] مدني و سالگرد شهادت حاج آقا مصطفي [خميني ] در قم است. پنجشنبه 30 مهر ... اولين دستور، راي گيري براي نخست وزيري دكتر ولايتي بود. راي نياورد. از 207 نفر حضار 74 نفر موافق و 80 نفر مخالف و 15 نفر بي راي و 38 نفر ممتنع رد بودند شد. مخالفان خيلي خوشحال شدند. اما استقلال راي مجلس را نشان داد و معلوم شد كه مجلس دراختيار حزب جمهوري اسلامي نيست. آقاي خامنه اي، آقاي محمدرضا بهشتي را فورا فرستادند كه درباره تصميم بعدي مشورت كنند. معلوم شد تلفني با امام هم مشورت قرار كرده اند شد، بعدا تصميم بگيريم. بعدازظهر، گروهي از سران جنبش امل لبنان آمدند و كمك خواستند و ابراز همراهي با انقلاب اسلامي ايران مي كردند. چون شيعه هستند، طبيعي ترين دوستان مايند. بعداز نماز عصر، مصاحبه اي تلويزيوني داشتم در مورد اعمال ولايت فقيه كه اخيرا از طرف امام به مجلس واگذار شده. چند نفر از انشعابيون مجاهدين خلق آمدند و براي نجات دوستانشان از زندان، كمك خواستند. به منزل آقاي خامنه اي، براي مشورت در امر نخست وزيري رفتم و سپس به خانه آمدم. جمعه 1 آبان ... بعد از ظهر، شوراي عالي دفاع در مجلس تشكيل شد. گزارش جبهه، حكايت از ركود جبهه ها در هفته گذشته دارد. مخصوصا در ماهشهر و رقابيه، ما دو ضربه خورده ايم و فرمانده نيروي زميني، هنوز آماده اجراي طرحهاي تصويب شده نيست. ياسر عرفات، در مسكو به سفير ما گفته صدام حاضر است پس از آتش بس ظرف 48 ساعت بيرون برود; و چند شرط گفته كه قابل قبول نيست.... در جلسه شوراي حزب، در دفتر آقاي خامنه اي، شركت كردم. براي انتخاب نخست وزير بحث شد. قرار شد آقاي [محمد ] غرضي، وزير نفت، معرفي شود. چون امام گفته اند مصلحت حزب نيست كه نخست وزير حزبي باشد، از معرفي آقايان [اكبر ] پرورش و [ميرحسين ] موسوي خودداري شد. آخر شب، به منزل آمدم. شنبه 2 آبان ... در مجلس، بيشتر مساله نخست وزيري مطرح است. آقاي خامنه اي، پس از ملاقات امام و موافقت حزب، تصميم گرفته اند آقاي [محمد ] غرضي را معرفي ولي كنند موج مخالفت، وسيع است. سپاه، مجاهدين انقلاب اسلامي، [جامعه ] مدرسين حوزه ] [علميه قم، متفرقه ها و عده اي از حزب جمهوري اسلامي، تماس گرفتند و اظهار مخالفت كردند.... اول شب، بهزاد نبوي و دوستانش آمدند، براي ابراز مخالفت با نخست وزيري مهندس [محمد ] غرضي، گفتند: چون آقاي خامنه اي در جلسه هيات دولت به طور قاطع اعلام داشته اند، كسي مخالفت نكرده و آقاي مهدوي [كني ] بعدا گفته اند من اصراري به كناره گيري شب ندارم را در مجلس ماندم; امروز عراق به آبادان حمله هوائي كرده و يكصدوپنجاه خانه را با بمباران ويران كرده است; پدافند ما ضعيف يا مقصر بوده است. يكشنبه 3 آبان پس از نماز، گزارشها را مطالعه كردم. ساعت هشت صبح به جلسه علني رفتم. چندين لايحه تصويب شد. عده اي نگران معرفي شدن آقاي [محمد ] غرضي بودند. در حال تنفس با آقاي خامنه اي صحبت كردم. قرار شد امروز نامه را به مجلس بنويسند. تا وضع روشن تر شود. درست نيست كه پيشنهاد ايشان، دوباره شكست بخورد. موج مخالفت با آقاي غرضي قوي است.... قرار شد آقاي دكتر [محسن ] نوربخش رئيس بانك مركزي مطرح شود; چون امام گفته اند بهتر است حزبي نباشد كه تهمت انحصارطلبي وارد نشود. سپس، در جلسه اي با شركت آقايان احمد آقا خميني، [موسوي ] اردبيلي، عباس ] [واعظ طبسي و [سيدعلي ] خامنه اي شركت با كرديم بحثهاي زياد، قرار شد احمدآقا به عرض امام برساند كه غيرممكن است آقاي غرضي راي بياورد و بهتر است آقاي مهندس [ميرحسين ] موسوي را معرفي كنيم. شام را همان جا خورديم. آخر شب، همراه احمدآقا به منزل آمديم. بازداشت شيخ علي آقا تهراني مطرح شد. ايشان اعتراف كرده كه اشتباه كرده و بريده است و حاضر به مصاحبه شده، ولي هنوز مي خواهد دوپهلو صحبت كند. درباره جنگ و كارهاي ديگر هم صحبت كرديم. دوشنبه 4 آبان ... بعد از ظهر، در جلسه هواداران حزب جمهوري اسلامي در مجلس شركت كردم. بحث درباره نخست وزير آينده بود، گفتم كه روي آقايان مهندس [محمد ] غرضي و مهندس [ميرحسين ] موسوي وزير خارجه بحث بنمائيد. مخالفان و موافقان، هر يك صحبت مي كردند. جلسه ادامه داشت و من به خاطر وعده ملاقات با سفير شوروي، جلسه را ترك كردم. سفير شوروي، با عجله ملاقات خواسته بود. از مرخصي برگشته از طرف رهبران شوروي پيامي براي امام داشت; به او گفته شده پيامش را به من بگويد. اطلاع داد كه امريكا در صدد انجام كودتايي در ايران است كه در ماههاي آذر و دي، قرار است انجام گيرد. گفتم، قبلا هم نظير همين گزارش با همين كيفيت، از طرف شوروي به ما رسيد كه در ماه مهر، كودتا مي شود. ولي هيچ گونه اطلاعي نمي دهند كه سرنخ باشد و ما بتوانيم تعقيب كنيم. ما مي دانيم كه امريكا، اگر بتواند كودتا مي كند، ولي در ايران زمينه كودتا نيست و خطر از تروريسم است.... آقاي مهدوي [كني ] راضي براي ماندن در نخست وزيري شده اند. آقاي فضل الله ] [مهديزاده محلاتي در اين خصوص كار مي كند. قرار گذاشته بودند فردا صبح به مجلس بيايند. گفتم صلاح نيست، اثر بدي دارد; پذيرفتند. سه شنبه 5 آبان بعد از نماز و مطالعه گزارشها و نوشتن پيامي براي مسابقات قرائت قرآن، به جلسه علني رفتم. طبق قرار قبلي با امام و رئيس جمهور، قبل از رسميت جلسه، از نمايندگان درباره آقاي مهندس غرضي نظرخواهي كردم. از 184 نفر صاحبراي 60 نفر موافق و 80 نفر مخالف و 44 نفر ممتنع به بودند آقاي خامنه اي اطلاع دادم و ايشان مهندس [ميرحسين ] موسوي را به مجلس به عنوان نخست وزير معرفي كردند. فكر مي كنم ايشان راي بياورند. چند لايحه تصويب كرديم و اعتبارنامه طباطبائي نژاد از اردستان به تصويب رسيد. پيشرفت كار مجلس اين روزها خوب است. نمايندگان بي جهت وقت نمي گيرند.... جمعي از مخالفان آقاي [محمد ] غرضي در وزارت نفت آمدند و خواستار عدم وزارت ايشان بودند. شب به منزل آمدم. آخر شب، احمدآقا آمد و از وضع جامعه مدرسين حوزه ] [علميه قم نگران بود كه ممكن است با سمت جانشيني رهبري آقاي [حسينعلي ] منتظري مخالفت كنند. و از بي نظمي اداره مبارزه با منكرات مي گفت.