Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780312-44817S2

Date of Document: 1999-06-02

جهش تحصيلي; مفيد يا؟ مضر اشاره: از ميان روشهاي متعدد و متنوع آموزش كودكان تيزهوش و سرآمد ( Giffted) جهش تحصيلي (Acceleration) يكي از متداولترين و قديمي ترين شيوه هاي آموزش اين دسته از دانش آموزان به شمار مي آيد و شايد بتوان گفت كه تنها روش تسريع تحصيلي است كه در نظام آموزش و پرورش جامعه ما مورد استفاده و استقبال قرار گرفته است. برخلاف تصور، جهش تحصيلي و تسريع تحصيلي واژه هاي مترادفي نيستند. در واقع جهش تحصيلي در كنار روشهاي ديگري چون: پيشرفت مستمر و انفرادي، شروع مدرسه قبل از سن معمول يا تحصيل دروس پيشرفته در كلاسهاي ابتدايي و...، تنها يكي از روشهاي تسريع بخشيدن به برنامه هاي آموزشي است كه طي آن دانش آموزان تيزهوش مي توانند با رعايت شرايط و مقررات خاصي، در يك سال دوكلاس از برنامه هاي عادي مدارس را پشت سر بگذارند. از آنجائيكه افراد تيزهوش و سرآمد، از سرمايه هاي واقعي هر جامعه محسوب مي شوند، توجه و اهتمام به مسائل آموزشي و پرورشي آنان از جمله وظايف خطير مسئولين جوامع مي باشد. افلاطون معتقد بود كه بايد هرچه زودتر كودكان باهوش و نابغه را شناسايي كرده و به آنها به طور اختصاصي علوم و فلسفه تعليم داده شود. وي بقاي دموكراسي يونان را وابسته به توانايي اين كشور در امر آموزش افراد با استعداد و سرآمد جهت رهبري جامعه مي دانست. ( ) 1 نگاهي گذرا بر تاريخچه تاسيس مدارس خاص افراد تيزهوش روشن مي سازد كه براي نخستين بار در سال 1900 ميلادي بود كه در شهر نيويورك كلاسهاي مخصوص براي اين قبيل كودكان ايجاد شد. در اين كلاسها دانش آموزان اجازه مي يافتند كه سه كلاس را بصورت جهشي در دو سال به پايان برسانند. ( ) 2 در جامعه ما نيز به لحاظ محدوديتهايي كه در آموزش و پرورش تيزهوشان وجود دارد، جهش تحصيلي يكي از روشهايي است كه مي تواند تا حدودي جوابگوي نيازهاي اين دانش آموزان باشد و به آنان كمك كند تا با سرعت بيشتري دوره هاي آموزشي را در مدارس عادي طي كرده و وارد دانشگاه شوند. به همين خاطر در ماده 28 آئين نامه امتحانات مصوب چهارصد و هشتاد و نهمين جلسه شورايعالي آموزش و پروش ( ) 1368 مقررات و شرايط لازم جهت استفاده از جهش تحصيلي تعيين و تدوين گرديده است. برطبق اين آئين نامه، دانش آموزان دوره ابتدايي فقط يكبار مي توانند با تقاضاي كتبي ولي خود از پايه دوم به چهارم يا از سوم به پنجم جهش نمايند. بدين صورت كه براي جهش از پايه دوم به چهارم، بايد امتحانات كلاس سوم را در شهريور ماه و براي جهش از پايه سوم به پنجم نيز مي بايست امتحانات كلاس چهارم را در همان ماه پشت سر بگذارند. مشروط براينكه: الف: در امتحانات خرداد ماه پايه قبل از جهش حداقل معدل كل آنان 18 و در كليه دروس حداقل نمره 15 را كسب نموده باشند. ب: در امتحانات شهريورماه ( جهشي ) نيز شرايط بند الف را احراز نمايند. در دوره راهنمايي تحصيلي نيز با تقاضاي كتبي ولي خود مي توانند فقط يكبار از جهش تحصيلي استفاده نمايند (از پايه اول راهنمايي به پايه سوم راهنمايي ) البته در اين مقطع دانش آموز نبايد در امتحانات شهريور (جهشي ) در هيچ يك از مواد درسي نمره كمتر از 16 كسب نمايد. از آنجا كه با اقدام به جهش، دانش آموز يك كلاس از همسالان خود سبقت گرفته و در كنار دانش آموزاني قرار مي گيرد كه از لحاظ سني يكسال از وي بزرگتر مي باشند، اين مسئله پرسشها و ترديدهايي را در رابطه با نحوه سازگاري عاطفي - اجتماعي و همچنين پيشرفت تحصيلي آنان پس از جهش و به طور كلي مفيد يا مضر بودن اين روش در ذهن مربيان و والدين برانگيخته است. صاحبنظران تعليم و تربيت نيز در اين زمينه نظرات متفاوتي را ابراز داشته اند. در اين مقاله سعي برآنست تا با ارائه نقطه نظرات مخالفان و موافقان با جهش تحصيلي و بيان دلايل آنان، به تبييني روشن از اين مسئله مهم آموزشي دست يابيم. سطحي شدن يادگيري از جمله دلايلي است كه مخالفان برآن تاكيد مي كنند. به زعم آنان از آنجائيكه جهش تحصيلي نوعي تسريع در آموزش است، از غنا و تعميق آموزش كاسته و مانع از اكتشافات فردي كودكان و نوجوانان مي شود. گينزبرگ و اوپر (Opper & Ginsberg) معتقدند كه تحت فشار قرار دادن كودك براي يادگيري قبل از موعد مناسب حتي وقتي كه ابزارهاي ذهني لازم در او رشد كرده است، كادرستي نيست. ( ) 3 آموزش مطالب و مفاهيمي كه براي نه ماه تحصيلي دانش آموزان عادي تهيه و تدارك گرديده است، در مدت زماني كمتر از سه ماه، فشار رواني و ذهني بسيار زيادي براي معلم و دانش آموز به همراه خواهد داشت. هرچند كه يكي از خصوصيات برجسته كودكان سرآمد و تيزهوش، يادگيري سريعتر و بهتر نسبت به همسالان خود مي باشد، ولي بايد توجه داشت كه تيزهوشان نيز همگي در يك سطح هوشي نيستند و ممكن است بسياري از آنان صرفا در يادگيري برخي از دروس مثل علوم و رياضيات از خود سرعت عمل و استعداد بالايي نشان دهند ولي در ديگر مواد درسي مثل روخواني فارسي و املاء در حد كودكان عادي باشند. به همين خاطر مخالفين جهش، سطحي شدن يادگيري را عمده ترين عاملي مي دانند كه ارزش اين شيوه آموزشي را زير سئوال خواهد برد. نكته مهمي كه در اينجا بايد به آن اشاره كرد اين است كه كمبود فرصت آموزش (در فصل تابستان ) ممكن است معلم را نه به سوي آموزش مفاهيم اساسي و مهم كتابهاي درسي بلكه به سمت تعليم و تمرين مطالبي كه صرفا ارزش سوءالي در امتحانات دارند سوق دهد. به ديگر سخن، معلم، دانش آموز خود را براي آزمونهاي سخت و فشرده اي كه در پيش رو دارد آماده و مجهز مي كند و نه براي سال تحصيلي بعدي. بي شك يادگيري بسياري از مسائل و مطالب درسي در هرسال تحصيلي، ارزش زيربنايي و اساسي براي آموختن مفاهيم كلاس بالاتر دارد و قطعا يادگيري سطحي و طوطي وار بدون پرداختن به عمق مسائل و تجزيه و تحليل آنها، دانش آموز جهشي را در كلاس بالاتر با مشكلات فراواني مواجه خواهد ساخت. الكايند ( Elkind) معتقد است كه اگر به نوجوانان بيش از حد تعليمات رسمي ارائه گردد كه مانع جذب كامل آنها به اكتشافات خودشان بشود، احتمالا كودكاني بار خواهند آمد كه از نظر هوشي سوخته اند. ( ) 4 برخورد نيازهاي ذهني دانش آموز با رشد عاطفي - اجتماعي وي پس از اقدام به جهش، از ديگر دلايلي است كه مخالفين با جهش تحصيلي به آن اشاره مي كنند. مطرح نمودن اين مسئله، بر ناهماهنگي جوانب مختلف رشد مبتني است. به اين معنا كه رشد ذهني بالاي افراد تيزهوش نمي تواند ملاك معتبري براي رشد عاطفي - اجتماعي بالاي آنان بحساب آيد. چه بسا امكان دارد كه كودك تيزهوش از اين نظر همانند همسالان عادي خود و يا حتي پائين تر باشد. به همين خاطر جهش تحصيلي موقعيتي را براي اين دسته از كودكان و نوجوانان ايجاد مي كند كه شكاف و ناهماهنگي بين رشد ذهني شان را با ديگر جنبه هاي رشدي خود احساس نمايند. به عقيده مخالفان، اين ناهماهنگي رشدي كه باعث بروز رفتارهاي ناسازگارانه در پايه هاي بعد از جهش مي شود، به تدريج بر عملكرد تحصيلي دانش آموز تاثير منفي برجاي گذاشته و وي را از خلاقيت، آفرينش ذهني و پيشرفت تحصيلي باز مي دارد. همچنين اين ناسازگاري عاطفي - اجتماعي باعث خواهد شد كه همكلاسي هاي جديدش كه يكسال از او بزرگتر هستند، وي را در بازي ها و فعاليتهاي گروهي خود شركت ندهند. دانش آموز تيزهوش و سرآمد، با اقدام به جهش تحصيلي، صرفا مدت تحصيل خود را در يك مقطع كاهش مي دهد. بدون آنكه تغييري در كيفيت آموزشي او بوجود پس آيد از جهش، وي بازهم در يك مدرسه عادي و در كنار دانش آموزاني كه از نظر قابليتهاي ذهني در سطح عادي هستند قرار خواهد گرفت و ناگزير با همان امكانات مثل معلم، منابع درسي و روشهاي آموزشي كه براي شاگردان عادي در نظر گرفته شده است سروكار خواهد داشت. در حاليكه افراد تيزهوش، نيازها، علائق و توانايي هاي خاص خود را دارند و كوتاه كردن مدت تحصيل آنان نمي تواند به طور كامل پاسخگوي خواستها و نيازهاي پيچيده شان باشد. از دست دادن برتري تحصيلي در سالهاي بعد از جهش از جمله ترديدهايي است كه محققين چون ساترن ( Southern) مطرح كرده اند. ( ) 5 دانش آموزي كه همواره در كلاس به عنوان شاگرد ممتاز انتخاب شده است، احتمال دارد پس از جهش، به علت عدم بلوغ عاطفي - اجتماعي متناسب با همكلاسي هاي جديدش، اين امتياز را از دست بدهد و همين امر باعث از دست دادن اعتماد به نفس و كاهش انگيزش و رغبت وي در يادگيري شود. نكته ديگري كه ساترن مطرح مي كند، اينست كه چون اين كودكان و نوجوانان از نظر توانائيهاي هوشي در سطح بالاتري نسبت به همسالان خود هستند و بالطبع بهتر و سريعتر مي آموزند، اين امكان وجود دارد كه ديگران را پائين تر از خود دانسته و در نگرشهاي خود نسبت به آنان احساس تكبر و ممتاز بودن كنند. ( ) 6 البته اين ترديدها در رابطه با استفاده مكرر از جهش تحصيلي مطرح شده است، ليكن پشتوانه پژوهشي محكمي كه موءيد صحت آنها در رابطه با دانش آموزان جهشي باشد وجود ندارد. اين تصور كه كودك تيزهوش به خاطر توانائيهاي بالاي ذهني اش، مي تواند در فراگيري تمام دروس به يك اندازه از خود نبوغ و استعداد نشان دهد، از نظر مخالفان قابل قبول نيست. همانطور كه قبلا هم گفته شد بسياري از اين كودكان از نظر فراگيري محتواي دروس مختلف، سطوح متفاوتي از موفقيت را نشان مي دهند. بنابر اين جهش تحصيلي كه مجموع دروس يك پايه را دربرمي گيرد، ممكن است دانش آموز را براي يادگيري سريع برخي از دروس كه در آنها از استعداد چندان بالايي برخوردار نيست دچار فشارهاي ذهني و جسمي زيادي نمايد. رمي شوون (Shauuin Remy) اين مسئله را مورد توجه قرار داده است. وي معتقد است كه به جاي تسريع بخشيدن به تمام مواد درسي، بايد صرفا آن دسته از دروسي كه كودك در آنها از آمادگي و استعداد بيشتري برخوردار است تسريع داده شوند. وي براي حل اين مشكل، نظام واحدهاي درسي جدا از هم در طي سال تحصيلي را پيشنهاد مي كند. ( ) 7 از طرف ديگر، عده اي از متخصصان تعليم و تربيت نيز سرسختانه مي كوشند تا مفيد بودن اين روش آموزش را براي دانش آموزان تيزهوش به اثبات برسانند. موافقان با جهش تحصيلي، آنچه را كه پيش از هر چيز مطرح مي سازند، اصل مساوات در آموزش است. بدين معني كه بايستي به دانش آموزان اجازه داد تا به نسبت استعدادها و توانائيهاي ذهني خود پيشرفت ايشان نمايند معتقدند كه به هيچ وجه منطقي و عاقلانه نيست كه دانش آموزان تيزهوش و سرآمد را در حصار سن تقويمي شان محدود نمائيم و اساسا توزيع كودكان براساس تراز سني كار درستي نيست بلكه بايد به توانائيهاي هوشي آنها توجه داشت. خطر نابودي تدريجي و از دست دادن علاقه و انگيزش به خاطر عدم تناسب لازم محتواي درسي با توانائيهاي هوشي دانش آموزان سرآمد، از ديگر مسائلي است كه موافقان مطرح مي كنند. به عقيده آنان اگر دانش آموزان تيزهوش از اين فرصت (جهش تحصيلي ) محروم شوند، از آنجايي كه از نظر سرعت و دقت در فراگيري مطالب برتر از همسالان خود هستند، به تدريج كلاس درس و برنامه هاي آموزشي و نيز نحوه تدريس معلم يك حالت خسته كننده و كسالت آوري براي آنان بوجود آورده و علاوه بر اينكه باعث هدر رفتن استعدادهاي ايشان مي شود، ارتباط بين آنها و معلم را كمرنگ خواهد كرد. از عواقب ديگر اين نوع محروميت، نفرت از محيط آموزشي، فشار در جهت كم آموزي به خاطر مقبول واقع شدن نزد همسالان و نيز عادات نادرست تحصيلي مي باشد. ( ) 8 ميراكاگراس (Gross Miraca) در پژوهشي كه در سال 1992 و در كشور استراليا به صورت مطالعه اي موردي و طولي انجام شد پنج كودك بسيار تيزهوش بابهره هوشي - 160 200 را كه به گونه اي افراطي جهش يافته بودند مورد بررسي قرار داد. پيش از جهش اين كودكان، دچار محروميت شديد ذهني، خستگي و فقدان انگيزش بودند. از نظر اجتماعي گروه همسالان آنان را طرد كرده بودند و سطوح پائينتري از عزت نفس داشتند. يافته هاي تحقيق نشان داد كه براساس قضاوت والدين و معلمان، اين دانش آموزان پس از جهش، هم از نظر تحصيلي و هم از نظر اجتماعي در جايگاه بسيار مناسبتري قرار گرفتند. آنان سطوح بالاتري از انگيزش را نشان دادند و گزارش كردند كه فشار در جهت كم آموزي به منظور مقبول واقع شدن نزد همسالان به طور معني داري در آنان كاهش يافته يا كاملا از بين رفته است. ( ) 9 موافقان با جهش تحصيلي، از دست دادن برتري تحصيلي پس از جهش را شديدا رد كرده و سعي كرده اند در اين زمينه شواهد پژوهشي محكمي ارائه دهند. كوليك و كوليك (Kulik & Kulik) در سال 1984 در يك تحليل چند جانبه از 26 مطالعه درباره جهش تحصيلي نشان دادند كه دانش آموزان تيزهوش پس از جهش، با دانش آموزان تيزهوش مسن تر از خود در همان كلاسها عملكرد تقريبا مشابهي داشتند. ( ) 10 همچنين اراني در تحقيق خود كه به بررسي وضعيت تحصيلي دانش آموزان جهشي پرداخته است، نشان مي دهد كه اين دسته از دانش آموزان در سالهاي بعد نيز در مجموع وضعيت نسبي خوب خود را حفظ مي كنند. ( ) 11 ترمن ( Terman) در رابطه با مسئله سازگاري عاطفي - اجتماعي دانش آموزان جهشي معتقد است كه اين افراد نه تنها از نظر هوشي بلكه از نظر سازشي اجتماعي نيز بر ساير دانش آموزان برتري دارند و به خوبي مي توانند خود را با محيط جديد هماهنگ و موافق سازند. حتي وي توصيه مي كند كه كودكاني با هوشبهر 140 به بالا بايد لااقل يك كلاس جلوتر از ساير همسالان خود باشند. ( ) 12 فلدهوسن و بلك (Black & Housen Feld) نيز با تلخيص تحقيقات مربوط به جهش تحصيلي، گزارش مي دهند كه اين روش به موفقيت تحصيلي تيزهوشان كمك زيادي مي كند. اما تاثيرات منفي آن بر رشد اجتماعي و عاطفي آنان هنوز به اثبات نرسيده است و اگر مسائل سازشي هم بروز كند، ميزان آن اندك است و از نظر ماهيت جنبه موقتي دارد. ( ) 13 البته برخي از طرفداران جهش تحصيلي نيز معتقدند كه حتي اگر در جريان جهش يا پس از آن مشكلات سازگاري بوجود بيايد، كودك تيزهوش قادر به غلبه بر آن مشكلات خواهد بود. مشروط بر اينكه جهش از دو سال تجاوز نكند. دامنه بحث مخالفان و موافقان با جهش تحصيلي به اين مختصر ختم نمي شود و فرصتي بيش از يك مقاله را مي طلبد. ولي بايد دانست آنچه كه امروزه اهميت بيشتري پيدا كرده اين است كه روشهاي مختلف آموزش كودكان تيزهوش را چگونه و براي كدام دسته از دانش آموزان مي توان پياده؟ كرد به ديگر سخن، صاحبنظران تعليم و تربيت به اين نتيجه رسيده اند كه مطلوب بودن يا نبودن هر كدام از روشهاي آموزشي بستگي به نحوه اجراي آن روشها و مهمتر از آن توجه به مسئله تفاوتهاي فردي دانش آموزان از نظر توانائيهاي ذهني، سازگاري عاطفي - اجتماعي، علائق و استعدادها دارد. با توجه به مطالب فوق، بيان چند نكته و ارائه پيشنهاداتي در جهت هرچه مطلوبتر كردن اين روش آموزش كودكان تيزهوش ضروري به نظر مي رسد. همانطور كه در ابتداي مقاله گفته شد، جهش تحصيلي يكي از روشهاي تسريع تحصيلي است و در واقع مي توان گفت كه يكي از ساده ترين و در عين حال كم هزينه ترين روشهاي آموزش كودكان سرآمد مي باشد كه با استقبال عمومي بيشتري مواجه شده ولي است متاسفانه در بيشتر مواقع بدون در نظر گرفتن ملاحظات و انجام بررسي هاي كافي توسط والدين و مربيان صورت گرفته است. بسياري از والدين و مربيان، وجود چند نمره درخشان در كارنامه دانش آموز را نشانه نبوغ و تيزهوشي وي دانسته و سعي مي كنند او را به استفاده از جهش تحصيلي ترغيب و يا حتي مجبور كنند. بايد توجه داشت كه استعداد پيشرفت تحصيلي زير مجموعه اي از هوش به شمار مي آيد نه بالعكس. محدود كردن هوش به استعداد پيشرفت تحصيلي در واقع محدود كردن قلمرو و محتواي آن است ( ) 14 متاسفانه بسياري از والدين براي جبران ناكامي هاي تحصيلي و اجتماعي خود، بدون در نظر گرفتن مسائل عاطفي - اجتماعي و آمادگي رواني فرزندشان، وي را به جهش از يك پايه به پايه ديگر وادار مي كنند. مقررات و شرايط آئين نامه اي نيز نتوانسته است مانع از اين خواست برخي از والدين شود. لذا ضروري است تا با تجديدنظر در آئين نامه مربوط به جهش تحصيلي، به شرايط ذكر شده، تائيد مشاور آموزشگاه و نظر مربيان دانش آموزان متقاضي در مورد ويژگي هاي مختلف وي نيز اضافه شود. در ضمن بهتر است كه دانش آموز مورد نظر را از لحاظ توانايي فراگيري محتواي دروس مختلف مورد ارزيابي دقيق قرار داد تا چنانچه استعداد يادگيري وي در بعضي از دروس به اندازه دانش آموزان عادي است، از جهش كردن او در آن دروس جلوگيري شود. البته تحقق اين امر منوط به اين است كه نظام واحدهاي درسي جدا از هم در نظام آموزش و پرورش ما جايگزين جهش كليه دروس گردد. مسئله ديگر اين است كه بايد تكاليف و تمرينهايي كه براي دانش آموزان جهشي در نظر گرفته مي شود، از نظر كيفي متفاوت از تكاليف شاگردان عادي كلاس باشد و بتواند به نحو مطلوبي حس كنجكاوي آنان را تقويت نمايد. روش تدريس معلم نيز بايد به گونه اي باشد كه باعث افزايش قدرت خلاقيت در آنان گردد. روشهاي مساله گشايي، پرسش و پاسخ و نيز روش اكتشافي در تدريس، مانع از خستگي و هدر رفتن استعدادها و نبوغ آنها البته خواهدشد رعايت نكات فوق نبايد به شكلي باشد كه دانش آموز عادي كلاس احساس كنند كه معلم بين آنها و شاگرد جهشي تبعيض قائل مي شود. چرا كه اين نوع برداشتهاي كودكان و نوجوانان، حس حسادت را در آنان برانگيخته و در برقراري روابطشان با وي تاثير منفي بر جاي خواهد گذاشت. بي شك معلمي كه در كنار دانش آموزان عادي كلاس خود، با يك يا چند دانش آموز جهشي سروكار دارد، مسئوليت سنگين تري بر دوش خواهد داشت. وي بايد با ويژگيهاي مختلف اين دسته از افراد به خوبي آشنا بوده و در برخورد با آنها ظرافت و مهارت خاصي از خود نشان دهد. معلم بايد براي جلوگيري از بروز احتمالي هرگونه ناسازگاري عاطفي - اجتماعي در اين گروه از دانش آموزان، يك نوع رابطه دوستانه قوي و مستحكم بين همه شاگردانش برقرار نمايد و نگذارد كه يكسال كوچكتر بودن دانش آموز جهشي و يا حتي بهره هوشي بالاي وي نسبت به ديگران، موجبات طرد شدن وي از فعاليتهاي كلاس و بازي هاي گروهي را فراهم نمايد. احسان كاظمي منابع: - 1 افروز علي مقدمه اي بر روانشناسي و آموزش و پرورش كودكان استثنايي،، تهران انتشارات دانشگاه تهران، چاپ نهم 1368 ص. 168 - 2 همان منبع ص. 172 - 3 به نقل از: اراني آرين مقاله بررسي وضعيت تحصيلي دانش آموزان جهشي فصلنامه، تعليم و تربيت، سال دهم، بهار 1373 ص. 83 - 4 به نقل از: همان منبع ص. 184 - 5 به نقل از: آهنكوبنژاد محمدرضا مقاله مقايسه سازگاري عاطفي و اجتماعي دانش آموزان جهشي و غيرجهشي دوره ابتدايي اهواز مجله، علوم تربيتي و روانشناسي، دانشگاه شهيد چمران اهواز سال اول پاييز و زمستان 1373 شماره هاي دوم و سوم ص. 72 - 6 به نقل از: همان منبع ص. 73 - 7 شوون رمي سرآمدها (ترجمه محمود ميناكاري ) مركز نشر دانشگاهي تهران چاپ دوم 1368 صص. 1716 - 8 مقدم بدري كاربرد روانشناسي در آموزشگاه انتشارات سروش چاپ چهارم 1366 ص. 52 - 9 به نقل از: آهنكوبنژاد محمدرضا ص. 174 - 10 به نقل از: گيج نيت. ل. برلايند ديويد. سي - روانشناسي تربيتي (ترجمه، دكتر غلامرضا خوي نژاد ) نشر، پاژ چاپ اول 1374 ص. 328 - 11 اراني آرين ص. 89 - 12 به نقل از: مقدم بدري ص. 154 - 13 به نقل از: هالاهان دانيل پي - كافمن جيمز ام كودكان استثنايي (ترجمه، مجتبي جواديان ) انتشارات، آستان قدس رضوي چاپ اول 1371 ص. 646 - 14 لطف آبادي حسين. مقدمه كتاب آموزش و پرورش كودكان تيزهوش ص. 7