Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780312-44815S1

Date of Document: 1999-06-02

ظهور نسل چهارم زير سايه بزرگان به مناسبت برپايي ششمين نمايشگاه دوسالانه طراحان گرافيك ايران فراتر از يك دهه است كه به غير از كارشناسان و اهل فن، مخاطبان عادي هم به اين باور رسيده اند كه ديگر گرافيك در ايران هنر مهجوري نيست. اين كه سياستگذاري هاي چند پهلو در حوزه فرهنگ و هنر ره به كجا مي برد يا ديدگاه مديران و صاحبان صنايع و اصولا سفارش دهندگان اصلي گرافيك چقدر متعادل و بهينه شده و شرايط اقتصادي چقدر به آنان مجال مي دهد تا به بخش ارتباطات ديداري و تبليغات (از ساده ترين محصولات گرافيك گرفته تا سيستم هاي چندرسانه اي ) بپردازند، هر يك مطلب جداگانه است براي خود كه جا دارد به عنوان موضوع پژوهش هاي مستقلي مطرح مطلبي شوند كه درپي مي آيد، تحليل مختصري است درباره كم و كيف ششمين نمايشگاه دوسالانه گرافيك ايران. تماشاي نمايشگاه ششم گرافيك، آدمي را به ياد خاطرات زنده اي مي اندازد كه حالا سندهاي معتبر و بي بديل تاريخ چهل ساله گرافيك معاصر ايران اند وبيننده اين مجال را دارد تا شايد براي آخرين بار - كسي چه مي داند - همه را در كنار هم جمع ببيند. آنها كه دوره هاي دانشگاهي گرافيك را در حضور اساتيد و پيشكسوتان اين رشته طي كرده اند و حالا در ميانه راه هستند، اين موضوع را به خوبي درك مي كنند. آنها مي دانند كه انسانها - به ويژه هنرمندان - در طول مسير بلند يا - كوتاه - عمر هنري شان همديگر را تكميل مي كنند و از هم متاثر مي شوند و خاصيت اصولا هنر همين است: رسيدن به يك نوع شيفتگي و حال منحصر به فرد كه در شرايط خاصي به روحيه جمعي ديگران وارد مي شود ومخاطب خود را مي يابد. درباره گرافيك كه حتما همينطور است. مخاطب در روند عادي زندگي روزمره اش آنقدر با نشانه ها و اشاره هاي گرافيكي درگير مي شود كه به ناچار ذهنش به آن سمتي مي چرخد كه اين آثار، به نسبت انرژي بصري خاصي كه از خود ساطع مي كنند، در همان جهت سعي در تغيير يا تعديل سلائق او دارند. غير شخصي بودن گرافيك را شايد به يكي از مهم ترين موءلفه هاي كاربردي بودن اين هنر در سطح جامعه بتوان تعبير كرد. موءلفه اي كه هنرمند را به خطر كردن و دائما در معرض قضاوت بودن وامي دارد، هر چند كه شايد كسي اين حساسيت عمومي را به روي او نياورد اما به هر حال نتايجي كه از تماشاي آثار گرافيك حاصل مي شود مبين اين است كه گرافيست بايستي با دانش و ابزار فرهنگي مناسب و درك شرايط اجتماعي - رواني مخاطب به خلق اثر بپردازد، ضمن آن كه متنوع كردن حركت ظريف خود در جهت متناسب كردن سليقه او را از ياد نبرد. آن چه كه بر ديواره گالري هاي موزه هنرهاي معاصر تهران ديده شد ادامه همين جريان بود به نوعي: همگام شدن با انتظارات مخاطب و دور نشدن از شرايط و مقتضيات زمانه و در نهايت نمايش توانمندي هاي ذهني و حرفه اي چهار نسل گرافيك ايران. نمايشگاه ششم نمايشگاه صميمي تري به نظر آمد. بيشتر از اين منظر كه بخش اعظم كار اجرايي نمايشگاه به همت خود هنرمندان گرافيست به انجام رسيد و اين صميميت شايد به شكلي ضعف اطلاع رساني و برخي سكته هاي جزيي در عمليات اجرايي نمايشگاه را از ذهنها زدود. نسل جديد - شايد براي اولين بار در بيست سال اخير - اين امكان را يافت تا مستقيما با اساتيد اين رشته، نه در كلاسهاي درس دانشگاه يا محيط كار بلكه در سالن كنفرانس موزه هنرهاي معاصر ودر جلسات تبادل نظر و گفت و شنود ارتباط برقرار كند. اين نسل - كه بنا به توالي سالها و سير تحول گرافيك معاصر ايران در حكم نسل چهارم گرافيك ايران اند - به طور اعم و به دلايل عديده از جمله فراواني علاقه مندان ودسترسي نداشتن به اساتيد و صاحبنظران اين رشته يا محدود بودن اين ارتباط -شايد به علت بي تناسبي كفه هاي ترازوي معلم و متعلم - فرصت و مجال استفاده از راهنمايي ها و نظرات اين اساتيد را، به جز موارد خاص، نداشته اند و آنان را تنها از روي آثار چاپ شده و به نمايش درآمده شان مي شناسند و اين آثار مانند معلماني خاموش، ساليان سال به عنوان الگوهاي تصويري مشخصي پيش روي اين نسل بوده اند. از آن سو حضور اساتيد معتبري از كشورهاي ژاپن، آلمان، فرانسه، كروواسي و تركيه در اين دوره، ارزش نمايشگاه ششم را بيش از پيش افزون كرد، چنان كه اين حضور براي تمام اهالي گرافيك ايران خالي از جذابيت و تازگي نبود. ( ) 1 وصف گرافيك معاصر ايران را از زبان بزرگاني چون شي گه ئو فوكودا گرافيست توانمند ژاپني يا هولگر ماتيس آلماني شنيدن، حتي پرداختن به ضعف ها و كاستي ها از سوي ايشان از فرصت هاي مغتنمي بود كه در اين دوره از دوسالانه گرافيك ايران دست داد و در كارنامه نمايشگاه به ثبت رسيد. از سويي تنوع آثار ارائه شده نيز خبر از گستردگي بازار كار و هوشمندتر شدن مخاطبان سالهاي دور و سفارش دهندگان جديدتر داشت كه شايد با اندكي دقت مي شد ظرافت هاي شخصي به كار رفته در آثار طراحان جوان تر را در كنار پختگي آثار پيشكسوتان به قياس نشست: هيجان وتازگي در ذهنها و دست ها و كوله بار تجربه بزرگان در پيش رو. نسل دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران - با بعضي فارغ التحصيلان توانمندش - نسل، دانشكده هنر و معماري دانشگاه آزاد - با ريزبيني و انرژي بي پايانشان در توليد آثار بديع و تجربه هاي منحصر به فرد - نسل، دانشگاه الزهرا، نسل دانشكده هنر - با نيروي بالقوه فراوان در كشف و آفرينش تصوير و نيز وسواسي كه براي حضور مفيد در ميان ديگران از خود نشان داده اند - نسل، دانشكده صدا و سيما و ساير مراكز آموزش عالي به علاوه هزاران تجربه آزاد پراكنده و گاه بسيار موفق در گوشه وكنار شهر، در عالم مطبوعات، در عرصه خدمات نمايشگاهي و بسته بندي يا گرافيك تلويزيوني و غيره چنان با گام هاي بلند پيش آمده و حضور خود را اعلام كرده اند كه مي توان از حالا ظهور اين جريان جديد را در جاي جاي گرافيك معاصر ايران حس كرد و آن را به فال نيك گرفت. اختصاص بخش هايي از نمايشگاه به آثار هنرمنداني چون آيدين آغداشلو و مرحوم ابوالفضل عالي و نيز ارائه نمونه هاي مدالها و نشانهاي طراحي شده توسط هنرمندان گرافيست در سالهاي پس از انقلاب در قسمت ديگري از نمايشگاه از فعاليت هاي ديگر ششمين دوسالانه گرافيك ايران بود. هنردوستاني كه در اين سالها آثار آغداشلو - به خصوص در جلدهاي كتابها و مجلات مختلف - را پيگيري كرده اند، پركاري و حساسيت ايشان را از شاخص هاي نقاشي و تصويرگري پيشتاز ايران ارزيابي مي كنند. مرحوم ابوالفضل عالي - كه بسيار زود، شتابان و سبكبال از ميان ما رفت - نيز از پايه گذاران بخش مهمي از گرافيك معاصر ايران در بيست ساله اخير بود كه با جريان گرافيك انقلاب اسلامي و پرداختن به موضوعات مذهبي و جنگ هشت ساله، سهم بسزايي در شكل گيري مجموعه آثاري داشت كه از نمونه هاي ارزشمند نخستين تجربه هاي گرافيك پس از انقلاب بودند. از ابوالفضل عالي مجموعه اي از آثار گرافيك - بخصوص پوستر - به جا مانده كه بخشي از آنها در نمايشگاه امسال به معرض نمايش گذاشته شدند. * نگاه تحليلي كارشناسان به گرافيك معاصر ايران گوياي حضور بالنده اين هنر، به ويژه در سالهاي پس از انقلاب در ايران است كه روزبه روز به تناسب شرايط فرهنگي و اقتصادي شرايط مناسبتري را براي رشد پيدا مي كند. شايد از يك نظر گرافيك، به اقتضاي كاربردي بودن و حضور موءثر در جامعه، به نسبت ساير هنرها - مانند معماري - كه به لحاظ ساختاري مشابهت هايي با آن دارند و جنبه هاي كاربردي آنها در زندگي عادي بسيار محسوس است، در اين چند ساله با رونق نسبي بخش خصوصي و دولتي نيز روي آوردن سفارش دهندگان به سوي تخصص هاي مختلف گرافيك و از سوي ديگر رشد و گسترش هنرستانها، دانشگاه ها و مراكز آموزش عالي كشور، كارنامه موفقي داشته است. بررسي سطح كيفي پايان نامه هاي دوره هاي كارشناسي و كارشناسي ارشد رشته هاي گرافيك و تصويرسازي نشان مي دهد هر چند كه هنوز دامنه كار تحقيقاتي در اين زمينه ها وتمامي زيرشاخه هاي مرتبط بسيار گسترده و از لحاظ علمي بكر است، اما اين تلاشها مي توانند چون سنگ بناي اوليه فعاليت هاي تحقيقاتي و پژوهشي وسيع تري در آينده، بسيار تاثير گذار باشند. ( ) 2 در اين ميان شايد خلاء كتابهاي تخصصي در زمينه مسائل تئوريك گرافيك، حتي در زمينه آشنايي با لوازم و تكنيك هاي نوين اين رشته يا زيبايي شناسي آن از نكاتي است كه در اين سالها بسيار كم به آن توجه شده و ناشران آثار هنري كمتر به چاپ آثاري از اين دست رغبت نشان داده اند. يا شايد تحقيقات دامنه دار مهمي در اين موارد صورت نپذيرفته كه در هر حال جاي تاسف است. حضور ناشران خارجي در غرفه هنر نمايشگاه بين المللي كتاب هر سال و ارائه كتب تخصصي گرافيك و نمايشگاه هاي انگشت شمار ديگر در زمينه كتاب تنها درصد ناچيزي از اين خلا را پر مي كند و اين در حالي است كه نسل جديد به دليل عدم دسترسي به منابع تصويري، كمتر در جريان تجربه ها و حركت هاي حرفه اي كشورهاي ديگر قرار مي گيرند. به هر صورت پايان نمايشگاه دوسالانه گرافيك ايران. تهران به منزله شروع حركتي جديد مي تواند تلقي شود كه با نگاه خوشبينانه مي توان آن را به دريچه اي تشبيه كرد كه نوآمدگان و نسل جديد از منظر آن افق جديدتري را جستجو خواهند كرد: دريچه اي به سوي روشنايي. آرمان داودي يادداشت ها: - 1 همگامي اساتيدي چون استاد مرتضي مميز استاد محمداحصايي و استاد فرشيد مثقالي در نحوه برپايي اين نشست ها بسيار تعيين كننده بود. - 2 البته هنوز ساماندهي مناسبي براي آموزش آكادميك گرافيك بخصوص در مقاطع كارشناسي به بالا تدوين نشده و علي الظاهر در اين زمينه ها بسيار سليقه اي عمل مي شود.