Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780311-44802S2

Date of Document: 1999-06-01

تقابل فرم و فضا به مناسبت برپايي نمايشگاه آثار مجسمه فاطمه امداديان گروه ادب و هنر: نمايشگاهي از آثار مجسمه فاطمه امداديان در نگارخانه برگ برگزار شد. اين هنرمند در آثارش، ماهيت انسان پيرامون خود را به عرصه تماشا گذاشته و آدمي، نقش اول آثار او را ايفا مي كند. وي پس از گذراندن هنرستان هنرهاي زيبا و پس از فارغ التحصيلي از دانشگاه هنرهاي تزئيني تهران، كار مجسمه سازي خود را به طور جدي شروع كرده است. وي مي گويد: بعداز گذراندن دوران تحصيلي جدي ترين تجربه من در مجسمه سازي به سالهاي 67 و 68 مربوط مي شود كار را ابتدا در ابعاد كوچك با گل و گچ آغاز و سپس بيشترين نيرو را بر روي چوب متمركز كردم. آثار چوبي من با استفاده از امكانات طبيعي چوب شكل گرفته و همگي در محدوده مجسمه هاي انتزاعي و فيگوراتيو جاي دارد كه مضامين غنائي و تراژيك را متجلي مي كند. ازطرفي، چند سالي است كه تجربه با برنز را نيز در كنار كار با چوب ادامه مي دهم. وي در مورد جايگاه فعلي هنر مجسمه سازي مي گويد: متاسفانه به اين هنر كمتر توجه شده است; مجسمه سازي در زمره هنرهايي است كه براي پرداختن به آن امكانات متفاوتي را بايد در اختيار داشت. پرهزينه بودن اين رشته و عدم توجه به مشكلات اجرائي باعث شده كه عده كمي از هنرمندان مجسمه ساز بتوانند در اين زمينه به مفهوم درست به فعاليت خود ادامه دهند اما ناگفته نماند كه از نظر كيفيت و محتوا، مهمترين اتفاقي كه در اين دهه بچشم مي خورد توجه مجسمه سازان به مسائل روان شناختي و انساني و اجتماعي است. تجربه مجسمه سازان گذشته، بيشتر معطوف به شناخت فرم و فضا و نقش مايه هاي بومي و عاميانه بوده درحالي كه هم اكنون بخش مهمي از مجسمه سازي ضمن گسترش تجارب قبلي معضلات و مسائل اجتماعي را نيز مورد توجه قرار مي دهند. امداديان در زمينه توجه به هويت فرهنگي در آثارش چنين مي گويد: من يك ايرانيم و به شكل خودآگاه و ناخودآگاه از پيرامون خود متاثر مي شود. اين تاثيرپذيري هم از اعماق و خاطره هاي فرهنگي مي باشد و هم از مسائل امروز كه با آنها درگير هستم، به اين ترتيب طبيعي است كه شرايط زيستي و جغرافيايي و فرهنگي، در كنار يكديگر در كارهايم متجلي مي شود و اين به نظر من همان هويت است. اين هنرمند به گفته خودش از فرم انسانها به طور عام استفاده مي كند و نگرشي اكسپرسيونيستي و رئاليستي خاصي در آثارش وجود دارد. اين مجسمه ساز در مورد اينكه از چه كساني تاثير مي گيرد، مي گويد: فرم و فضا در آثار (برآنكوزي ) و هنرمندان ديگري چون ( هنري مور ) و ( بارباراهپورث ) برايم به شكل جدي تري مطرح است و با ادراك معاصر آن را در آثار خود تجربه كرده ام، تقابل فرم و فضا در اين دوره از آثارم به شكلي نمايان است كه مجسمه به عنوان يك شي ء، پيرامون خود را متاثر مي كند و اين امكان را هم به من و هم به بيننده القا مي كند كه ازطريق فرمهاي پر و خالي به ارتباطي پويا و متحرك دست يابيم. امداديان در زمينه سبك آثارش مي گويد: من شخصا اعتقاد دارم در دوران معاصر ديگر سبك مطرح نيست، فرديت مهم است و تنها مالك اين فرديت و هويت خود هنرمند است، ما در دوراني بسر مي بريم كه براي هنر مرزي قائل نمي شويم بايد از تجربه ها استفاده كرد و به نياز خود در رابطه با كار انديشيد، انسان معاصريم و بايد بتوانيم زمان خود را بيان كنيم. وي همچنين در اين مورد كه كاري در سطح شهر و يا ميادين دارد يا خير مي گويد: خير. در سطح شهر اجرائي نداشته ام بايد بگويم من شخصيت سازي را بدين شكل كنوني در كار قبول ندارم و بيشتر علاقه دارم با موقعيت و تفكر شخصي كار كنم، فضاسازي در رابطه با مجسمه ها و سفارشها بايد با هم هماهنگي داشته باشد و اندازه ها بايد دقيقا محاسبه شود و مقتضيات محيط و مكان و مجسمه بايد دقيقا مورد بررسي قرار گيرد و عدم رعايت هركدام از اين بندها، ناهماهنگي و نازيبايي در اثر و بخصوص در محيط و شهرمان را موجب مي شود و اين مهم جاي بحث و گفتگوي بيشتري دارد.