Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780310-44797S2

Date of Document: 1999-05-31

( ) 29 شنبه 4 مهر .. ناهار را در منزل آقاي موسوي اردبيلي با حضور آقايان خامنه اي [كني ]مهدوي و، احمدآقا بوديم. آقاي [كني ]مهدوي پيشنهاد داشت به كلي اعدامها قطع شود و با محاربان ملايمت كنيم كه تصويب نشد. پيشنهاد درست كردن زندان قرنطينه پذيرش توبه و راه برگشت، پذيرفته شد و اردبيلي [موسوي ]آقاي مسئول اجرا گرديدند. راجع به كمبود ارز بحث شد و قرار شد در فروش نفت جدي باشيم.... يكشنبه 5 مهر اول وقت، تيمسار فلاحي از خوزستان تلفن كرد كه ديشب، ساعت دوازده، عمليات طرح حمله به نيروهاي عراقي در شرق كارون شروع شده و در ساعت اول، دشمن از هر طرف محاصره و در حال انهدام است. اين همان چيزي است كه در يادداشتهاي گذشته مكررخوانده ايد و منتظرش بوديم. يازده ماه پيش، عراق با پل زدن روي كارون به شرق نفوذ كرد و جاده آبادان - اهواز و آبادان - ماهشهر را تصرف كرد و آبادان را محاصره نمود و امروز نيروهاي ما با وارد كردن ضربه كاري، آنها را شكست دادند. دوشنبه 6 مهر ... شب، در دفتر آقاي مهدوي كني با شوراي عالي قضائي و اطلاعات، جلسه مشورتي داشتيم. درباره كارهاي جاري مشورت با كرديم آقاي ظهيرنژاد و سرهنگ نامجو در اهواز، تلفني صحبت كردم. آمار اسراي عراقي در شرق كارون را 1589 نفر و كشته ها و غنائم را هنوز آمار ندارند، چون در صحنه اي به وسعت 140 كيلومترمربع متفرق اند و همه اسرا هم هنوز جمع نشده اند. سه شنبه 7 مهر ... متاسفانه، ساعت نه صبح خبر شهادت آقاي سيد عبدالكريم هاشمي نژاد در مشهد در مقابل دفتر حزب جمهوري اسلامي با نارنجك، گويا تروريست، نارنجك به خودش بسته، يا در دست گرفته و به ايشان چسبيده و نارنجك منفجر شده. خبر بسيار تلخي است. اول شب، خبر رسيد كه هواپيماي حامل تعدادي مجروح جنگي، جنازه و چند نفر از سران نظامي، تيمسار فلاحي رئيس ستاد، سرهنگ نامجو وزير دفاع، كلاهدوز قائم مقام سپاه و سرهنگ فكوري و... نزديك تهران [كهريزك ] سقوط كرده، عده اي شهيد و عده اي زخمي اند. تا آخر شب با مراكز نظامي در تماس - بودم C.خبر 130 روشني در علت سقوط و سرنوشت آقايان به دست نيامد. احتمال خرابكاري مي رود. امكان معمولي بودن حادثه هم هست، بايد تحقيق تلخي شود حوادث، فشار و سنگيني زيادي برايم آورد. چهارشنبه 8 مهر .. ساعت نه صبح، در دفتر آقاي مهدوي [كني ] با حضور احمدآقا و آقاي موسوي اردبيلي و آقاي خامنه اي جلسه اي داشتيم. تحقيقات نشان مي دهد كه به احتمال قوي، خرابكاري نبوده و چهار نفر آقايان فلاحي، نامجو، كلاهدوز و فكوري جزو شهدا هستند. هواپيما حامل 33 جنازه 32 مجروح و 25 نفر مسافرديگر بوده است كه فقط 33 نفر زنده مانده اند. اعلاميه اي تهيه شد و امام هم بيانيه اي در دادند مورد جانشين آنها مشورت كرديم و تشييع جنازه ها را به فردا موكول كرديم. پنجشنبه 9 مهر امروز صبح، در منزل آقاي خامنه اي جلسه اي داشتيم كه جانشينهاي سران ارتش را كه در سانحه هواپيما شهيد شده اند - تعيين كنيم. تيمسار ظهيرنژاد هم شركت داشت. آقايان [موسوي ] اردبيلي، احمدآقا و مهدوي كني هم بودند. آقاي ظهيرنژاد وضع جبهه ها و طرحهاي آينده جنگ را گفت. به ايشان پيشنهاد سمت رياست ستاد شد. راضي نبود و نوعي حذف تلقي مي كرد و معتقد بود در نيروي زميني، نقش بهتري دارد و در ستاد، نيرويش راكد است; ولي نظر ايشان پذيرفته نشد. براي ستاد، دولتمردان نظامي لازم است. سرانجام ايشان رئيس ستاد مشترك و آقاي صياد شيرازي فرمانده نيروي زميني شدند. مساله هماهنگي سپاه و ارتش، در انتخاب آقاي صياد نقش داشت; اختلاف اين دو نيرو براي جنگ بسيار ضرر دارد و هماهنگيشان كارساز است. سرهنگ سليمي به [عنوان ] وزير دفاع معين شدند و احكام لازم تهيه شد. امام امروز حكمها را صادر كردند و نخست وزير، آقاي سليمي را به شوراي رياست جمهوري پيشنهاد كرد... جمعه 10 مهر ..شايعه توطئه سوءقصد به جان من و ساير مسئولان قوي است و به همين جهت محافظت شديدتر است. ساعت يازده به دانشگاه فاتحه رسيدم براي شهيد هاشمي نژاد و شهداي سانحه هواپيما هم از طرف امام و مسئولان، قبل از نماز در دانشگاه برگزار شد. شنبه 11 مهر ... صبح، با شوراي عالي دفاع، فرماندهان نيروها و سپاه، خدمت امام رسيديم. امام صحبتهاي خوبي كردند و درباره برنامه آينده جنگ هم، با امام مشورت كرديم و خطوط كلي آينده را معين كرديم. ناهار را به منزل آمدم. بچه ها نيستند. هر كسي دنبال كار خودش است. امروز شهر بوكان كه مدتي در اختيار ضدانقلاب كردستان بوده، آزاد شد. حركت آقاي صياد شيرازي در كردستان خيلي خوب اثر مي دهد. يكشنبه 12 مهر ... آقاي مهندس [مهدي ] بازرگان نامه اي از خانواده علي اردلان به من داد. مدتي است او رابازداشت كرده اند و تقاضاي كمك داشتند... در دفتر آقاي خامنه اي، رياست جمهور تازه انتخاب شده، درباره كيفيت كار جلسات بعد و تركيب اعضاي دفتر و همكاري رئيس جمهور و نخست وزير، بحث كرديم. درباره نخست وزير، مشكلاتي داريم. آقايان پرورش، ميرسليم و غرضي مطرح شدند، ولي به جايي نرسيديم. آقاي مهدوي [كني ] اعلان، كرده اند كه كسي را پيدا كنيم و خودشان هم بي ميل به ماندن نيستند. بايد به نظر امام و مجلس و ساير اهل حل و عقد هم توجه كنيم. ساعت نه شب به خانه آمدم و تا آخر شب، به تلويزيون نگاه كردم. فيلم سفر به مالزي من را گذاشتند. حادثه مهم تروريستي نداشتيم. دوشنبه 13 مهر ... آقاي مهندس ميرسيلم و همكارانش در بنياد جنگ زدگان آمدند و گزارشي از كارهاي خود دادندو از انتقادات آقاي سيد ] زرهاني [احمد نماينده دزفول در مجلس، ناراحت بودند. سه شنبه 14 مهر .. احمدآقا تلفن كرد و اطلاع داد كه خبر سوءقصد به [انور ] سادات رئيس جمهور مصر روي تلكس آمده. اخبار تلكس مجلس را خواستم. متصدي تلكس رفته بود و بي نظمي داشت. بالاخره ورقه اي آوردند. معلوم شد در جريان سان ديدن و تماشاي رژه، به او و همراهانش حمله شده و او و چند نفر ديگر كشته و زخمي شده اند. گروهي از مردم ما از خوشحالي، شب بر پشت بامها الله اكبر گفتند. اول شب، مسئولان اطلاعات، آقاي خسرو تهراني و گروهي از دوستانش آمدند و درباره تشكيل اطلاعات مركزي كه سپاه مخالفت مي كند، بحث كرديم. قرار شد جلسه مشتركي تشكيل دهيم. شب به خانه آمدم... چهارشنبه 15 مهر جلسه علني داشتيم، مهندس [مهدي ] بازرگان، اولين سخنران قبل از دستور بود. در قسمتي از اظهاراتش ضمن اظهار تاثر از شهيد شدن پاسداران و شخصيتها به دست تروريستها، از اعدامها و سخت گيريهاي دادگاههاي انقلاب هم انتقاد داشت و آمريكايي بودن تروريست ها را مردود دانست. اظهارات ايشان، مورد اعتراض شديد جمعي از نمايندگان قرار گرفت. مجلس را متشنج و ترك كردند و به ايشان اعتراض نمودند. كسي از ايشان دفاع نكرد. دوستانش هم وحشت كرده بودند. مجلس را به عنوان تنفس، تعطيل كردم. دادستان انقلاب، تصميم به بازداشت آقاي بازرگان گرفته بود، مانع شدم.