Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780310-44797S1

Date of Document: 1999-05-31

مديريت شهري و مشاركت اجتماعي شهروندان اشاره: در زندگي دوران معاصر مسايل شهري چنان جايي اشغال كرده است كه در گذشته هرگز چنين نبوده است. همه جا چه در جهان پيشرفته و چه در دنياي در حال توسعه صحبت از اشباع شهرها از جمعيت هاست. امروزه تامين همه نيازهاي اجتماعي مردم شهر به جهت گيري اقتصادي تصميم گيرندگان هر نظام حكومتي بستگي دارد و بايد همه نيازهاي جامعه بشري اعم از طبيعي، اجتماعي، اقتصادي و تكنيكي طبقه بندي شود تا تحليل هركدام از اين عوامل به طور صحيح انجام گيرد. انديشه مشاركت ( participation) شهروندان در اداره امور شهر قدمتي ديرينه و به اندازه تاسيس شهر دارد. هر جامعه اي با توجه به تاريخ، سنت، هنجارها و روحيات خويش مي تواند پذيراي سطح معقولي از حضور شهروندان در تصميم گيري ها و اهداف جامعه در باشد جوامع غربي و بعضا در شرق اين سنت و تفكر مشاركت از اوان كودكي به فرد آموخته مي شود و به اصطلاح شهروند شدن و فرهنگ شهري در فرد نهادينه مي شود ولي در جامعه اي كه مردم تصور درستي از موقعيت خويش به عنوان يك شهروند ندارند مسائل اجتماعي نمود پيدامي كند. از اين رو مهمترين رويكرد در مديريت شهري جلب مشاركت كامل مردم براي اداره امور شهر است. به گونه اي كه هر فرد گذشته از نقشي كه در حيطه فعاليتهاي شغلي و خانوادگي خود براي اجتماع انجام مي دهد به عنوان يك شهروند در اداره امور شهري كه در آن زندگي مي كند، نقش خود را بازشناخته و نسبت به وظايفي كه پذيرش اين نقش براي او ايجاد مي كند خود را مقيد و مسئول بداند. با توجه به مطالب فوق اكنون كه شوراهاي شهر در سراسر كشور آغاز به كار كرده اند مطالعه مطلب زير از اهميت بيشتري براي شهروندان ايراني برخوردار مي شود. براين اساس مقاله حاضربه چهار بخش اساسي زير مي پردازد: الف ) طرح مسئله و ضرورت امر ب ) زمينه هاي مشاركت اجتماعي شهروندان ج ) مديريت شهري و مشاركت د ) ارائه رهنمودها و پيشنهادات فرهنگ و انديشه طرح مسئله: هر شهر فضايي است با جمعيت و مساحت كافي و تراكم نسبتا بالا كه در درون خود فعاليتهاي خدماتي و توليدي دارد كه وجودشان به وجود شهر بستگي دارد. رابطه هايي متقابل ميان شهر و شهروند وجود دارد كه در مجموع زيست مندي شهري را مي نمايانند. با توجه به نرخ رشد طبيعي در جوامع بشري و نرخ روزافزون ميزان مهاجرت به شهرها، نجات جامعه شهري و حل مشكلات اقتصادي - اجتماعي شهرها، مشاركت اقتصادي - اجتماعي شهروندان در اداره امور شهر بيشتر نمايان و احساس مي گردد. در واقع فراهم ساختن زمينه ارتقاء سطح كمي و كيفي شهر و منابع شهري از روابط متقابل و في مابين شهروندان و مديران شهري مقدور و امكان پذير مي باشد. اكنون كلان شهرهاي جهان با مسائل و مشكلات گوناگوني روبرو اين هستند قبيل شهرها چون متعهد به انجام خدمات متعدد، متنوع و پيچيده گرديده اند به ناچار تشكيلات اداره آنها بسيار گسترش يافته و داراي ادارات، دوائر، نمايندگي هاي مختلف و كارمندان زيادي چون مي باشند هريك از اين ادارات و دوائر داراي آزادي عمل نسبي مي باشند لذا تنظيم و هم آهنگي برنامه هاي آنها با مشكلاتي فراوان همراه است در نتيجه نقش نظارتي امور شهر به حداقل كاهش مي يابد. (شكيبا مقدم: 134 1374 ص ).گسترش بي رويه شهر تهران و افزايش روزافزون جمعيت در شهركهاي اقماري آن مشكل حمل ونقل شهري، نابساماني شبكه هاي حمل و نقل، عدم تناسب تعداد جمعيت و وسايل نقليه را پديد آورده است و روزبروز امكان دسترسي سريع تر جمعيت به مراكز اداري، تجاري، آموزشي و غيره را مشكل تر مي سازد كه به تمامي مشكلات فوق بايد آلودگي هاي محيط زيست نظير آلودگي هوا، صدا و... را نيز افزود (طالقاني 1370 ص ). 11 در اينجا قبل از اشاره به ضرورت امر و معرفي رويكردهاي اساسي به مفهوم مشاركت مي پردازيم. تعاريف مشاركت الف ) مشاركت را شركت داوطلبانه مردم در يك يا چند برنامه عمومي كه فرض مي شود در توسعه ملي نقش دارند، مي دانند ولي از مردم انتظار نمي رود كه در شكل گيري برنامه نقش داشته باشند يا از محتواي آن انتقاد نمايند. ب ) مشاركت در مفهوم گسترده اش به معني برانگيختن حساسيت مردم و نتيجتا به معني افزايش درك و توان شهروندان جهت پاسخگويي به طرحهاي توسعه و نيز به مفهوم تشويق ابتكارات محلي است. ج ) مشاركت عامه در توسعه بايد عمدتا به عنوان دخالت فعال مردم در فرآيند تصميم گيري تا آنجا كه بر زندگي آنان تاثير مي گذارد تلقي شود. (اوكلي و مارسدن: 1370 صص ). از 3433 اين رو مشاركت اقتصادي - اجتماعي شهروندان نقش موءثري بايد در بهسازي جامعه شهري ايفا نمايد. اين مشاركت بايد به گونه اي فراهم آيد تا شهروندان احساس عميق و جدي پيدا كنند كه خودشان در رشد و توسعه شهر نقش بسزايي دارند و در واقع گرداننده اصلي خودشان مي باشند. به همين خاطر است كه صاحبنظران مديريت شهري بعضا اعتقاد پيدا مي كنند كه مي بايستي بخشي از مديريت شهري و جنبه هاي آن به نهادهاي مردمي واگذار ضرورت شود اين امر را مي توان در چند رويكرد اساسي خلاصه نمود: - 1 مشاركت شهروندان منجر به بكارگيري و استفاده بهينه از ظرفيت هاي موجود شهر و نيروهاي توانمند شهر مي گردد. - 2 باعث افزايش شور و شوق مردم براي مشاركت در امور شهري گشته و روحيه سازندگي شهروندان را افزايش مي دهد. - 3 مشاركت در مديريت امور شهر باعث افزايش نوآوري و ابتكار مي گردد چرا كه مردم به واسطه قرار گرفتن در بطن آن (بطن فرآيند زندگي شهري ) خوب، مي توانند خواسته ها را شناسايي و راه حل هاي پيشنهادي ارائه نمايند. - 4 به واسطه مشاركت مردم در فرآيند توسعه شهري مديران شهري بهتر مي توانند مسائل و نارسائي هاي اجتماعي شهر را شناخته و در جهت حل آن و نهايتا بهسازي و توسعه شهري اقدام نمايند. قابل ذكر است كه مفهوم مشاركت مردمي در امور شهر در كشورها سابقه چنداني ندارد و بهتر است گفته شود كه نقش و مشاركت مردمي در اين زمينه بسيار كم رنگ و ضعيف است، نداشتن انجمن ها و شوراهاي محلي براي اداره امور شهر و توسعه شهرها و متمركز كردن كار طرح ريزي در بخش مركزي، فرصتي نداده است تا مسائل شهري و شهرسازي به ميان مردم (عامه مردم ) كشيده شود و از حالت انحصار خارج گردد. (رفيعي 1369 ص ). 8 صاحبنظران معتقدند كه در بيشتر شهرهاي كشورهاي در حال توسعه طرحي براي محلات ناسالم و كم درآمد شهري و بهبود شرايط محيط زيست مردم تهيه و اجراء نشده است به همين دليل در شهرهاي بزرگ آن، نه اكثريت مردم از زندگي در شهر خود احساس رضايت مي كنند و نه مردم ديگر از ساختن خانه هاي غيرقانوني و آلونك نشيني نجات مي يابند. به همين روي با فراهم ساختن زمينه مناسب براي كليه شهروندان به منظور ارائه طرحها با راه حل و راهكارهاي مناسب كه در جهت توسعه مي باشد مي توان روحيه مشاركت پذيري و دخالت دادن آنها در امور شهري را افزايش داد. زمينه هاي مشاركت اجتماعي شهروندان با توجه به اينكه استراتژي اساسي در قانون برنامه پنج ساله دوم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جمهوري اسلامي ايران، در جهت مردمي كردن هرچه بيشتر شهرداريها و كنترل حمايت لازم توسط دولت است (عمران شهري در برنامه پنج ساله دوم ص ) 36 زمان آن فرا رسيده است كه شهروندان در گروههاي مختلف شغلي، قومي و... در اداره امور شهر نقش فعال و مشاركت چشمگير داشته باشند. چرا كه با واگذاري مديريت شهري به نهادهاي مردمي، اداره شهر شكل پويا و زنده به خود گرفته و براي مشاركت كامل مردم در امور مختلف شهري، زمينه و بستر مناسب فراهم مي آيد. زمينه هاي اقتصادي، اجتماعي بسياري در شهر وجود داشته كه شهروندان مي توانند در آن مشاركت فعال داشته باشند. اهم اين زمينه ها عبارت است از: زمينه هاي اقتصادي ( مثلا پرداخت عوارض و نوسازي ) اجتماعي، (سالم سازي محيط شهري، ساخت و ساز قانوني مسكن، همكاري با مامورين و مسئولين شهر و شهرداري و... ) فرهنگي (مثل تقبل در ساخت بناهاي شهري اعم از مدرسه، پارك، موزه و.. كنترل مواليد ) و آموزشي ( مثلا گزارشها، راه حل و پيشنهادات سازنده در رشد، توسعه و بهسازي شهر ). يكي از زمينه هايي كه شهروندان مي توانند به سلامت زندگي در جامعه شهري كمك نمايند، حفظ سلامت محيط زيست است. به مصداق احترام به طبيعت بر همه شهروندان واجب مي گردد كه محيط زيست را براي زيست موجودات انساني و غيرانساني سالم نگه داشته و تخريب نكنند. امروزه فاضلاب شهرها، پس آب صنايع، استفاده بيش از حد از وسايل نقليه شخصي از جمله عواملي هستند كه محيط زيست شهري را در معرض خطر قرار داده اند. بعنوان مثال فاضلابها كه توام با مواد سمي است يا به داخل زمين منتقل مي شود كه آلودگي آبهاي زيرزميني را به همراه دارد و يا به رودخانه ها سرازير مي شود كه خطراتي براي جانوران دريائي ( آبزيان ) دارد. از يك سو مي توان به اختصار مشاركت اجتماعي اقتصادي شهروندان در مديريت شهري را در قالب الگوي روابط زير نشان داد: زمينه هاي اقتصادي اجتماعي شهروند فرهنگي بهسازي و توسعه عمراني آموزشي برخي از نمودهاي عيني ( Objective) مشاركت عبارتند از: پرداخت عوارض و نوسازي ساخت و ساز قانوني مسكن شهروندان استفاده از حمل و نقل عمومي بهسازي و توسعه شهري رعايت اصول زيست محيطي شهر ارائه گزارشات و پيشنهادهاي سازنده ادامه دارد