Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780310-44790S5

Date of Document: 1999-05-31

باخبر شديم كه... * باخبر شديم در حالي كه با گذشت چندين هفته از آغاز نمايش دير هنگام طعم گيلاس، برنده نخل طلايي پنجاهمين دوره فستيوال كن، استقبال از اين فيلم هنوز ادامه دارد، شكايتي از سازنده اثر در دست بررسي است. گفته مي شود فرزاد وحداني دانشجوي دانشكده صدا و سيما، با ارائه مدارك مستندي به خانه سينما مدعي شده است كه ايده اصلي فيلم طعم گيلاس برگرفته از فيلمنامه اي از اوست كه چند سال قبل براي اعلام نظر در اختيار كيارستمي قرار گرفته است. وي در بخشي از شكايت نامه اي كه خطاب به مسئولان خانه سينما نوشته اظهار داشته: اينجانب فرزاد وحداني به اتفاق همسرم شهناز داداشپور در سال 71 فيلمنامه اي را با عنوان خورشيد و اسب به رشته تحرير در آورديم و در /3/71 24تاريخ جهت بررسي در اختيار بنياد سينمايي فارابي قرار داديم كه پس از سه ماه جلسه اي پيرامون آن تشكيل شد و فيلمنامه را در حد فستيوالهاي بين المللي ارزيابي كردند، از آنجا كه موضوع و محتواي اثر به گونه اي بود كه مخاطب عام نداشت هيچ اقدامي براي ساخت آن صورت نگرفت تا اينكه در اوايل سال 72 فيلمنامه را از طريق دوست هنرمندي در اختيار آقاي كيارستمي قرار دادم و پس از گذشت شش سال ايشان هيچ گونه اظهارنظري نكردند و فيلمنامه را هم بازنگرداندند تا اينكه فيلم طعم گيلاس به نمايش عمومي درآمد و من متوجه شباهتهاي فيلم با فيلمنامه خورشيد و اسب شدم كه بدون مجوز نويسندگان فيلمنامه صورت گرفته است... از دست اندركاران محترم خانه سينما تقاضا دارم براي جلوگيري از تضييع بيشتر حقوق مادي و معنوي نويسندگان فيلمنامه، هرچه زودتر به اين مساله رسيدگي كنند. خبرنگار ما تا زمان چاپ اين خبر موفق نشد درباره درستي يا نادرستي ادعاي وحداني اطلاعاتي كسب كند. پنجاه و دومين دوره فستيوال كن در حالي به پايان رسيد كه در مدت برگزاري آن بيش از چهار هزار خبرنگار لحظه به لحظه اتفاقات آشكار و پنهان آن را تحت پوشش خبري خود داشتند. ايران امسال هم مانند چند سال گذشته كمابيش در مركز توجهات بود. به قول يكي از فيلمسازان خارجي شركت كننده در فستيوال، كن ديگر به باشگاهي تبديل شده كه جدا از مشتريان گذري آن، علاقه مندان ثابتي يافته كه همه ساله به اين شهر زيباي ساحل مديترانه بازمي گردند و از قرار ايران با سينماي محبوب و مطرحش حالا ديگر از اعضاي ثابت اين باشگاه محسوب مي شود... اما توجه به هيات ايراني شركت كننده در فستيوال امسال فراتر از مقوله سينما و سياست بود، شايد كيش، قصه هايش و ماجراي اختلافات به وجود آمده بر سر حضور اين تنها نماينده سينماي ايران در فستيوال باعث آن شد كه اعضاي گروه ايراني هريك به فراخور سمت، مسئوليت و شايد دانسته هايشان توضيحاتي را در اختيار خبرنگاران كنجكاو و مشتاق اخبار جديد قرار دهند. از جمله اينكه شنيده شد يكي از مسئولان فارابي با بالا گرفتن تب تبليغاتي براي قصه هاي كيش در حاشيه برگزاري فستيوال، در گفت وگويي اظهار داشته كه در صدد برنامه ريزي جهت برگزاري فستيوالي سينمايي در جزيره توريستي كيش هستند. از چند و چون بيشتر اين خبر اطلاعي نداريم. باخبر * شديم رخشان بني اعتماد سازنده يكي از اپيزودهاي قصه هاي كيش، در يادداشتي كوتاه به شرح مختصر از ماجرا پرداخته، در اين نامه مي خوانيم: مشكل من با مجموعه كيش خيلي پيشتر از وقايع اخير پيش زماني آمد كه قبل از روشن شدن تكليف اپيزود باران و بومي - به دليل رد آن از سوي شوراي بازبيني - كم ترين پي گيري شدن، بدون كوچكترين اطلاعي به من و حتي با مسكوت برگزار كردن تصميم براي ارسال فيلم به كن تيتراژ چهار اپيزود ديگر ميكس و فيلم براي هيات انتخاب فرستاده شد و بعدازرسيدن فيلم به كن ازطريق تلفن هاي خبرنگاران راديوهاي خارجي و خبرگزاري فرانسه كه دليل حذف اين اپيزود را مي پرسيدند از اين اقدام مطلع شدم. به دليل مجموعه ابهاماتي كه در اين برخورد غيرحرفه اي پيش آمد، تصميم گرفتم مسائل فيلم را به عنوان فيلم كوتاه و مستقل پي گيري كنم و در گفتگو با نماينده سازمان اعلام كردم كه مصربه پرداخت هزينه فيلم و خريد كليه حقوق آن هستم و ديگر هيچ رغبتي به گنجاندن فيلم در مجموعه كيش ندارم. در پايان اين نامه آمده است: اين چند جمله خلاصه تجربه آزاردهنده اي بود كه اگر فشار سوءالات پي درپي به دليل وقايع پيش آمده اين هفته هاي اخير نبود حتي مايل به تكرار آن نبودم كه رسوب طعم تلخ روابط حاشيه اي سينما بعداز هر كار چيزي جز اكراه از شروع كار بعدي برايم باقي نمي گذارد.