Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780310-44790S1

Date of Document: 1999-05-31

اين يك شانس بزرگ در زندگي ام بود! از نابازيگر معمار تا بازيگر پركار .. خيلي اتفاقي بود، سر يك چهار راه كارگردان فيلم مرا ديد، پيشنهاد بازي داد و من هم بدون كمترين ترديدي پذيرفتم، از من امتحان گرفتند و گفتند: قبولي! و همه چيز شروع شد، فكر مي كنم اين يك شانس بزرگ در زندگي ام بود... اينها حرفهاي همايون ارشادي يا بديعي فيلم طعم گيلاس است از حكايت ورودش به سينماي كيارستمي، گفتگوي كوتاهي با او انجام داده ايم كه مي خوانيد: * از قرار كيارستمي يكبار در نسخه ويدئويي اوليه خودش نقش بديعي را ايفا كرده بود، الگوي شما همان بازي؟ بود نه، من اصلا آن فيلم را نديدم به جز بخش كوتاهي كه ايشان نقش آن سرباز را بازي كرده بودند. * اولين بار جلوي دوربين قرار گرفتن نبايد كار ساده اي باشد، با ترس از دوربين چه؟ كرديد نترسيدم، قبل از شروع آقاي كيارستمي به من گفتند كه تمام مسئوليت اين فيلم با من است اگر بد در بيايد يا ضعيف باشد تو مقصر نيستي پس راحت باش و كارت را بكن، اين اعتماد به نفس اول كار خيلي به من كمك كرد. * به نظر يك جور همذات پنداري با بديعي داستان داشتيد، درست؟ است نمي دانم شايد جدا از فيزيكم شباهتهاي ديگري هم با بديعي فيلم، بي تاثير در انتخابم نبوده. به هر حال در طعم گيلاس چون به معناي واقعي يك نابازيگر بودم بيشتر حس بود و ارتباط ذهني با نقش تا جايي كه در حين كار ارشادي و بديعي براي من مرز مشخصي نداشت. نمي دانم كجا بازي كردم و كجا خودم بودم شايد وجه اشتراك هامان بيش از تمايزها بود; ظاهرا بديعي آدمي است كه گرفتاريهاي زندگي او را عاصي كرده - كه من هم مي توانستم به آنجا برسم يا رسيده باشم - تصميم به خودكشي دارد - كه به گمانم اين فكري است كه ممكن است به سراغ هر آدمي بيايد و عده كمي هم آن را عملي كنند. پس ممكن است به سراغ من هم آمده باشد - در آخر كار بديعي دچار تعارض مي شود و ميل به زندگي در او قوت مي گيرد - ارشادي بديعي شده هم اگر صحبتهاي آن پيرمرد آقاي باقري را مي شنيد حتما دچار اين تعارض مي شده... * واكنشها در اكران عمومي چطور؟ است همه تبريك مي گويند، البته ممكن است فيلم را هم نپسنديده باشند اما عموما با بديعي ارتباط برقرار مي كنند و به نوعي نگرانش مي شوند! * نظر منتقدان؟ چطور بيشتر راجع به خود فيلم مي نويسند فقط چند نقد ديدم كه در مجموع بازي چهار شخصيت اصلي را مثبت ارزيابي كرده بودند، يكي دو نقد هم به نظرم خيلي مغرضانه بد گفته بودند! * فيلم را با تماشاگران خارجي هم؟ ديديد بله در فستيوال استانبول كه بزرگداشتي براي آقاي كيارستمي ترتيب داده بودند استقبال به حدي خوب بود كه من تصورش را هم نمي كردم. نمي دانم شايد آن طرف جور ديگري به موفقها نگاه مي كنند... * چه شد كه بازيگر فيلم مهرجويي؟ شديد به نظر شباهتهايي بين شخصيت هر دو فيلم باعث انتخاب شما؟ بوده از طريق دستيار آقاي مهرجويي، دعوت به كار شدم. بازي در اين فيلم تجربه اي تازه وكاملا متفاوت از طعم گيلاس بود. به نظرم هر دو كارگردان در كارشان استاد هستند... البته من در درخت گلابي بازي زيادي نداشتم، به جاي ديالوگها بيشتر از نريشن استفاده شده بود و من حس شخصيت اصلي داستان را بايد از طريق چهره و نگاه منتقل مي كردم. بيشتر بار جذابيت كار به نظرم براي فيلمنامه خوب، فلاش بك ها و... بود. * خيلي سريع يكي از چهره هاي شناخته شده سينما شديد با اين امتياز خودتان را بازيگر؟ مي دانيد به هر حال سه سالي است كه وارد دنياي سينما شده ام وبي تكلف بگويم كه فضاي جديد زندگي ام را دوست دارم. اما مي دانم كه بازيگر حرفه اي نيستم و در اين عرصه در حال آموختن و تجربه كردن هستم، حرفه اصلي من معماري است هر چند در اين مدت متوجه شده ام كه سينما كاري به مراتب سخت تر از معماري است كه خوشبختانه از پس سختي آن برآمدم و فكر مي كنم كه ناموفق نبوده ام تا نظر مخاطبانم چه باشد. * از برنامه هاي آينده؟ بگوييد خب وقتي كسي شروع خوبي داشته باشد مسلما توقعاتش هم من بالاست هم دوست دارم پس از كار با كيارستمي و مهرجويي همچنان با بهترينهاي سينما همكاري اما كنم اين دليلي بر آن نمي شود كه اگر متني قابل قبول به دستم رسيد و با آن ارتباط برقرار كردم به دليل آن كه مثلا كار اول سازنده اش است نپذيرم و دليل آن هم مي تواند بازي ام در فيلم عشق گمشده سعيد اسدي يا كار كوتاه مسعود ميرنقيبي (روياي نقره اي ) باشد. الان هم كه هفت ماهي مشغول بازي در يك سريال تلويزيوني هستم. * و پرسش آخر، در اين مدت الگوي خاصي در بازيگري پيدا ؟ كرده ايد نه اعتقادي به الگوبرداري ندارم. ولي بازي پرويز پرستويي، خسروشكيبايي، آتيلا پسياني، از هنرمندان ايراني و آل پاچينوي امريكايي را بسيار مي پسندم.