Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780309-44784S2

Date of Document: 1999-05-30

روشنفكري ديني و ايدئولوژي متن خطابه دكتر آرش نراقي در سمينار اديان ابراهيمي در قبرس (بخش آخر ) جستارگشايي: در بخش نخست اين خطابه كه چندي قبل در كنفرانس يهوديت، مسيحيت و اسلام در قبرس ايراد شد، خوانديم كه سخنران محور بحث خود را به مواجهه جنبش هاي فكري دين گرايانه با مدرنيته قرار داده است و بر اين بنياد به تعريف خرد قديم و نو پرداخت. به نظر دكتر نراقي پيش فرض مهم خرد جديد آن است كه در ساختار بنيادين عالم و جهان خلقت لزوما هيچ حكمت مقدري نهفته نيست و بهترين تجليگاه آن عالم تكنولوژي است كه دست تصرفش را هر كجا كه بخواهد مي گشايد. در ادامه نيزخوانديم، نفوذ مدرنيته در جوامع ديني سه گونه واكنش را در پي داشت كه عبارتند از پروژه رجعت غيرانتقادي به سنت، پروژه گسست و نفي سنت و پروژه واسازي و بازسازي ضمن سنت دعوت از دين پژوهان و اهل كلام براي ياري رساندن صفحه معارف در موضوعات روز ديني بخش پاياني اين خطابه را پي مي گيريم. گروه معارف جريان 22 دوم جريان روشنفكري ديني است: روشنفكر ديني اولا و بالذات روشنفكر است. روشنفكر كسي است كه اولا، به خرد و نقد جديد معتقد و متعهد است و ثانيا رسالت، خود را در جامعه سنتي، نقد ايده ها و ساختارهاي سنتي مي داند بنابراين، دغدغه اصلي روشنفكر در جامعه در حال گذار تحقق و بسط مدرنيت است. بنابراين روشنفكري ديني به منزله پديده اي منبعث از دين يا محكوم به احكام ديني اساسا پديده اي ممتنع است، زيرا عقل و نقد، پديده هايي عيني و لذا غيرديني (و نه لزوما ضدديني )اند. اما اگر روشنفكر در جامعه اي دين مدار زيست كند، لاجرم و به تبع شرايط اجتماعي و تاريخي محيط زيست خود با دين مواجهه و سروكار مي يابد. پاره اي از روشنفكران در مواجهه با دين در يك جامعه سنتي دين مدار، وارد پروژه گسست و نفي سنت يا دين مي شوند. اما برخي ديگر از ايشان در مواجهه با دين به پروژه واسازي و بازسازي سنت ديني گام اما مي نهند روشنفكراني هم كه در نسبت با دين از پروژه واسازي و بازسازي تبعيت چه مي كنند، بسا شخصا نسبت به دين نگاهي غيرموءمنانه و ابزار انگارانه داشته و بنابه ضرورتي اجتماعي به اين پروژه گام نهاده باشند. يعني شرط ضروري ورود به پروژه واسازي و بازسازي سنت ديني، تعهد شخصي به دين نيست. بنابراين مقدمات روشنفكر ديني را مي توان كسي دانست كه اولا روشنفكر، است و پروژه اصلي وي تحقق و بسط مدرنيت است. ثانيا به، تبع شرايط تاريخي و اجتماعي جامعه دين مدار خود لاجرم به دين عطف نظر مي كند، ثالثا در، نسبت و مواجهه با دين از پروژه واسازي و بازسازي تبعيت مي كند و رابعا عرفا، و در متن جامعه ديني، دين دار تلقي مي گردد، يعني موضع شخصي وي نسبت به دين (مطابق داوري عرفي جامعه ) غيرموءمنانه يا فارغ دلانه تلقي نمي شود. از آنچه گذشت معلوم مي شود كه جريان احياگري ديني و روشنفكري ديني تحت شرايطي خاص، در مقام تحقق خارجي، گاه همپوشاني و همساني هاي مهمي مي يابند و از منظر ناظري بيروني هر دو مشغول به كار واحدي هستند. اما همان طور كه بيان شد، احياگر ديني اساسا متاله است و اگر چه مي تواند نسبت به مدرنيت همدل و پذيرا باشد وحتي آن را بنيان تاله خود قرار دهد، اما غايت و مقصود اصلي وي دين است. روشنفكر ديني، برخلاف وي، غايت و مقصود اصلي خود را مدرنيت قرار داده است، و توجه وي به دين ثانوي و بالعرض است، هر چند ممكن است نسبت به دين شخصا موضعي همدلانه و پذيرا داشته باشد. تفاوت اين دو جريان خصوصا از جايي آشكار مي شود كه بنا به فرض يا احياگرديني به اين نتيجه برسد كه مي تواند از طريقي جز به رسميت شناختن مدرنيت به احياء و بالندگي دين مدد رساند، يا روشنفكر ديني مالا به اين نتيجه برسد كه نمي تواند قرائتي از دين به دست دهد كه واقعا با مدرنيت سازگار باشد. در حالت نخست، احياگر ديني پروژه مدرنيت را در مقابل دغدغه ديني خود فرو مي نهد، و در حالت دوم روشنفكر ديني دغدغه ديني خود را در مقابل پروژه مدرنيت از دست مي نهد. جريان 32 سوم جريان ايدئولوژي انديشي ديني است: دغدغه اصلي ايدئولوژي انديشي ديني مبارزه با خصمي فرضي يا واقعي است. در واقع ايدئولوژي انديشي (از جمله ايدئولوژي انديشي ديني ) درجوامع پيراموني مي تواند واكنش منفي باشد نسبت به رويه استعماري تمدن غرب. ستيز با استعمارگران به دو نوع سلاح حاجت دارد: سلاحهاي تكنولوژيك كه مي توان آن ها را از منابع بيگانه فراهم آورد، و سلاحهاي عقيدتي كه بايد در زرادخانه خودي تدارك شود. در واقع ايدئولوژي انديشان مي كوشند تا براي مبارزه با خصم استعمارگر سلاحهاي عقيدتي تدارك ببينند. و از اين طريق به دو نياز مهم پاسخ دهند: نياز نخست، بسيج نيروهاي اجتماعي بيشتر است، و نياز دوم، توجيه و مشروعيت بخشي به مجموعه اقدامات انقلابي و مبارزه جويانه است. بنابراين، طبيعي است كه ايدئولوژي انديشان مشتاقانه بكوشند تا تمام منابع و ذخاير قدرت در جامعه را شناسايي و مورد بهره برداري قرار مي دهند.