Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780309-44783S3

Date of Document: 1999-05-30

تازه هاي انديشه تمدن هاي آسيا و خاورميانه نوشته: پروفسور /ياروسلاوكرچي ترجمه: خسرو /قديري انتشارات /همشهري چاپ /اول 1378 قطع وزيري 36020 /صفحه بهاء 1150 تومان چرا ما نيازمند شناخت ريشه هاي تمدني خود در آسيا؟ هستيم چرا آسيائيان بيش از همه ملتها و جوامع در جهان معاصر، با مسئله هويت درگير و نسبت به پيشينه خود حساس؟ هستند چرا هنگامي كه سخن از رويارويي تمدنها، برخورد فرهنگها، تقابل مذاهب، اصطكاك منافع و.. مي رود، عمدتا معطوف به واكنش تمدنهاي آسيايي در برابر مغرب زمين؟ است پاسخ به پرسشهايي چنين دشوار و گسترده، براي ملت ما كه بخشي از هويت پايدار تمدني در آسياي كهنسال را پديد آورده و همواره موجب غنا و پهناي تمدن شرق بوده است، امروزه مسئله اي آشناست. در ] تعقيب تحولات و رخدادهاي سده نوزده و بيست ميلادي، ايرانيان به صورت متسلسل و به شكلهاي متنوع با موضوع هويت تاريخي و جايگاه تمدني خود روبه روبوده اند. بي ترديد مصدر اين رويارويي، آشنايي با غرب فرهنگي و استعماري است، زيرا تا پيش از ظهور اين پديده و ماهيت گسترش طلب و ذات متحول آن، مسائل آسيا از گونه ديگري بود. به گفته آندره مالرو; كاروان بزرگ آسيا سوار بر شتران آرام خويش، جاده تاريخ را به كندي طي مي كرد و همچنان سردرگريبان فرهنگ معنوي عظيم خود داشت... [ تمدن هاي آسيا و خاورميانه اثر پروفسور ياروسلاو كرچي، استاد دانشگاه لنكستر انگلستان، يكي از تلاشهاي جدي براي پر كردن فاصله عظيم تاريخي ميان درك و مفاهمه انسان معاصر و سرچشمه هاي مدنيت ومذاهب در شرق و خاورميانه است. ياروسلاوكرچي، تمدن شرقي مديترانه را در مصر، به عنوان مبداء ظهور تمدني در شرق نزديك بازيافته و سپس به سوي تمدنهاي مبتني بر مذاهب ابراهيمي در سوريه و بيت المقدس كه فنيقي ها مظهر باستاني آن هستند گام برمي دارد. در جريان اين بررسي، جايگاهي منصفانه به يهود داده مي شود كه بيش از واقعيت حضور تاريخي ايشان نيست. اما بخش مهم تمدنهاي خاورميانه اي به ايران اختصاص دارد. جايگاه ايران در دو حوزه مستقل اما پيوسته تمدني قابل فهم گرديده; نخست ايران باستان از هخامنشيان و ظهور زرتشت تا عصر هلنيستي و سپس آيين مزديسنا و تجديد عظمت اين تمدن در عصر ساسانيان. اما گسست تمدني در ايران معنا ندارد، چه آنكه با ظهور اسلام در شبه جزيره عربستان و انتقال آن در همان قرن اول هجري (هفتم ميلادي ) به ايران، بلافاصله بستر نويني براي مجد و اعتلاي تمدني مهيا مي گردد و امكانات پرشمار ايرانيان در اين مسير شكوفا مي گردد. بخش مهمي از ميراث تمدني اسلام در اين كشتزار بارور مي شود و ميوه مي دهد. تمدن هاي آسيا و خاورميانه اثري موجز و بسيار موجه در تقريب معرفتي نسبت به تمدنهاي شرقي است. اين كتاب اساسا براي مخاطبان و دانشجويان غربي نگاشته شده، اما مگر ما چقدر بيش از آنها نسبت به اين ريشه هاي سترگ دانا؟ هستيم هر انساني مي بايد دركي نسبي از پيشينه و ريشه هاي فرهنگي و تاريخي خود داشته باشد. استمرار و تكامل در افق آينده، بدون چنين نگاهي به گذشته ميسر نيست. اين نگاه را مي توان از خواندن و بازخواندن تمدنهاي آسيا و خاور ميانه به ايجاز و ظرافت دريافت. خسرو قديري، مترجم اثر نيز هم با انتخاب چنين اثري و هم بانثر پيراسته و فاقد حشو و زوائد خويش، به شايستگي آن را به پارسي درآورده است. دقت وي در پردازش اصطلاحات و برگرداندن واژگان تخصصي - به ويژه در زمينه معتقدات و مذاهب - بسيار چشمگير و در اداي واقعيت متن مشكور است. به نظر مي رسد، مي توان چشم داشت كه چنين اثري خصلت و اعتبار درسي نيز بيابد و مورد توجه پژوهشگران دانشگاهي و محققان مراكز علمي قرار گيرد.