Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780309-44783S2

Date of Document: 1999-05-30

( ) 28 شنبه 28 شهريور به مركز كامپيوتر و آمار كشورشان رفتيم. سيستم كامپيوتر قوي و جامع پيشرفته اي دارند. مي گفتند 36 هزار پروژه در اينجا، تمام جزئياتش ثبت است. دكتر عبدالكريم، با فيلم توضيحات خوبي از وضع اقتصادي كشور مي گفت داد تا سال 1970 روند اقتصاد به سوي فقيرتر شدن ضعفا و غني تر شدن مستكبران بوده و از آن سال بالعكس است. شركتهاي بزرگ خارجي را ملي مي كنند و به افراد و مردم مي دهند. هيچ كس بيشتر از پنجاه هزار دلار، نمي تواند بخرد. براي نماز، به مسجد شهر رفتيم. مسجد، نوساز، بزرگ و جامع امام است جمعه دارد و تحصيل كرده مصرند. مردم كم بودند و ترتيب صحبت ما را با همان ها هم ندادند. مصاحبه اي همان جا با خبرنگاران كردم... يكشنبه 29 شهريور امروز، آخرين روز اقامت ما در مالزي اولين است برنامه، ديدار از دانشكده تربيت معلم ديني بود. ساعت نه و نيم صبح، وارد كالج شديم و مورد استقبال جمعي از اساتيد و دانشجويان قرار دونفر گرفتيم از فارغ التحصيلان الازهر به عربي خوش آمد گفتند و علاقه و ايمان خود را به انقلاب اسلامي، اظهار كردند. سپس توضيحاتي درباره كالج خود دادند كه سالانه سيصد نفر دانشجو مي پذيرد و برنامه هاي درسي و كارهاي جنبي و اهداف را. اسلايدهايي هم ارائه دادند. من هم درباره ماهيت اسلامي انقلاب ايران و اثر روحانيت و مسجد و امام در انقلاب و تداوم آن صحبت كردم... ساعت سه بعد از ظهر، به فرودگاه آمديم، براي حركت به رئيس ايران مجلس و جمعي از رجال براي بدرقه آمده بودند; براي نماز هواپيما را معطل كردم و بدرقه كنندگان را. خبرنگاران هم مقداري دير رسيدند، چون از راه معمولي فرودگاه آمده بودند، معطل تشريفات شده بودند. ساعت چهار پرواز كرديم. هشت ساعت در راه بوديم. از روي هند و پاكستان، پيامي به روءساي دو كشور مخابره كرديم... دوشنبه 30 شهريور از لحظه ورود به تهران، معلوم شد كه مساله كانديداتوري آقاي خامنه اي، براي رياست [جمهوري ] دچار مشكلاتي شده. در جامعه مدرسين قم، عده اي معتقدند كه روحاني نبايد باشد و آقاي مهدوي كني هم، احتمالا ممكن است، نخواهند در نامزدي خود به طور جدي بمانند. با امام و احمدآقا در اين خصوص صحبت كردم. امام گفتند با آقايان قم و آقاي مهدوي [كني ] مساله را حل كنيم كه آراء متفرق نشود و همبستگي محفوظ باشد. سپس در منزل احمدآقا، از آيه الله [محمد ] صدوقي كه از يزد آمده بودند، ديدار كردم. آقاي موسوي خوئيني ها، گزارش وضع مجلس را دادند و مخصوصا اقدامات امنيتي و با هم به مجلس رفتيم. تمام روزنامه ها و جزوه هاي گزارشي، هفته اي كه نبوديم را مرور كردم. حوادث مهمي نداشته ايم. با آقايان خامنه اي، مهدوي و يزدي [محمد ] در خصوص انتخابات رياست جمهوري مذاكره كردم. عصر، عده اي از اعضاء جامعه مدرسين، آقايان آذري [احمد ] [قمي ]،، كريمي راستي و ابطحي آمدند و نماينده سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي هم آمد. پس از مذاكره همگي در مورد آقاي خامنه اي توافق كرديم. سه شنبه 31 شهريور ... با آقاي [فضل الله ] محلاتي و ديگر اعضاي جامعه روحانيت مبارز، در مورد اعلان حمايت از نامزدي آقاي خامنه اي، صحبت كردم. قرار شد من اعلاميه اي تهيه كنم كه كردم. جواب پيامهاي تسليت صدراعظم آلمان غربي و رئيس جمهور ايرلند و... را در مورد شهادت آقاي رجائي و آقاي باهنر دادم. با آقاي مهندس [ميرحسين ] موسوي هم، درباره سفارتخانه ها و مخصوصا سفارت ما در مالزي و كره شمالي صحبت كردم شب، شوراي موقت رياست جمهوري را تشكيل داديم و درباره كيفيت اعلان انصراف آقاي مهدوي كني از نامزدي رياست جمهوري بحث كرديم. آقاي [اردبيلي ]موسوي گزارش سفر به اهواز را آقاي دادند مهدوي گفتند، نهضت آزادي مايل است از نامزدي ايشان حمايت كنند. شب صلاح ندانستيم را ديروقت به خانه آمدم. چهارشنبه 1 مهر اول وقت به جماران رفتم. براي ديدن منزلي كه در جوار منزل امام، احمدآقا براي سكونت من در نظر گرفته، به خاطر امنيت و حفاظتي كه در آن منطقه وجود دارد، منزل خوبي است و عيوبي هم دارد. قرار شد بعد از تخليه، به آنجا منتقل گويا شويم صاحبخانه پزشك نظامي است، آنها هم از شلوغي و سروصداهاي آمد و رفت حسينيه جماران خسته شده اند و انتظار دارند در اين معامله سودي هم ببرند. پنجشنبه 2 مهر خيلي زود، به عادت ساعت كره و مالزي، بيدار پس شدم از عيادت و قدري ورزش سبك، مشغول كار شدم. گزارشها و روزنامه هاي صبح را خواندم. موج حمايت ارگانهاي خط امام از آقاي خامنه اي بالا گرفته است. ساعت هشت صبح، جلسه علني مجلس تشكيل شد. من از راهپيمايي پرشور دانش آموزان در روز گذشته، به مناسبت شروع سال تحصيلي، به دعوت آيت الله منتظري تشكر كردم. چند لايحه را براي تصويب به موجب اصل 85 قانون اساسي به كميسيونها فرستاديم و چيزهاي ديگر هم تصويب كرديم. چون طرح توزيع عادلانه آب در دستور بود و نواقصي داشت، مجلس را زودتر تعطيل كرديم. ساعتي براي انجام درخواستهاي نمايندگان صرف كردم. بعد از ظهر، پس از نماز، آقاي [غلامحسين ] نادي نماينده نجف آباد آمد. روزهاي تعطيل را براي كمك، در زندان اوين كار مي كرده اند. از بي نظمي و نابساماني زندان و بازجويي ها، مطالبي گفت. بعد از ظهر مصاحبه اي با تلويزيون در مورد انتخابات داشتم. آقاي محمد ] [محمدي ري شهري آمد و گزارشي از دادستاني ارتش و شبكه هاي ضدانقلاب و موفقيتهاي دادگاه داد. با سرتيپ ظهيرنژاد در جبهه، تماس گرفتم و از علت تاخير عمليات مورد قرار، پرسيدم. با رمز مقرر در اين گونه موارد صحبت مي شد. قول داد كه عمل شود. آقاي ري شهري اصرار دارد كه فرماندهان سطح بالاي ارتش، عوض شوند ولي امام و ماها مصلحت نمي دانيم، به خاطر وجود نقاط ضعف گذشته و با سوءظن ها نيروهاي كاردان را از دست بدهيم و مشكل براي افراد و خانواده ها پيش اول آيد شب به خانه آمدم، اخبار مهمي نيست. تلويزيون گوش دادم. احمدآقا هم تلفن كرد. امام بيانيه خوبي راجع به انتخابات داده اند. جمعه 3 مهر .. ساعت پنج بعداز ظهر، در جلسه شوراي عالي دفاع در مجلس شركت كردم. اكثر جبهه ها راكد است. كاري كه بنا بود بشود، هنوز نشده; قرار شد تعقيب گزارشي كنم داشتيم كه بين بارزاني ها و طالباني ها (كردهاي عراقي ) درگيري است و از ما چاره خواسته بودند. از سوريه به ما اطلاع داده بودند كه دو هزار نفر ايراني، مركب از مجاهدين و افراد سلطنت طلب و.. در عراق، براي خرابكاري دوره مي بينند. آقاي مهندس موسوي [ميرحسين ] گزارش سفر به ليبي، همكاري ليبي، سوريه و عدن براي حل مشكل در رابطه با كثرت توليد نفت عربستان سعودي و كمك به ما در تهيه نيازهاي جنگي داد. مشكل آوارگان افغانستان هم مطرح شد. بعد از جلسه مصاحبه كردم.