Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780309-44780S1

Date of Document: 1999-05-30

تصوير شماره 1 تصوير شماره 2 تصوير شماره 3 اشاره; پيشنهاد اختصاص صفحه يا ستوني به موضوعات اخترشناسي و دانش هوا - فضا، مورد استقبال گروه علمي فرهنگي روزنامه همشهري قرار گرفت و از اين پس، هرازچند گاهي، صفحه يا ستون آسمان شب را در صفحه علمي فرهنگي مشاهده خواهيد سعي كرد ما در اين ستون يا صفحه، بر اين است كه از زمين و آسمان و هرآنچه كه بين اين دو قرار دارد، با شما سخن بگوييم. هرچند بيان موضوعات علمي با فشردگي و اختصار ميانه خوبي ندارد و معمولا در اين ميان، دقت علمي فداي ديگر ملاحظات مي شود، اما در اين جا كوشش خواهد شد ميان اين دو توازني ظريف برقرار كنيم، به گونه اي كه نتيجه حاصل براي عموم نيز قابل فهم باشد. هدف اين است كه خواننده در كنار آگاهي از يافته هاي جديد، همواره چشم انداز كلي علوم را نيز در پيش رو داشته باشد و خود را با دنياي پيشرفته امروزي بيگانه نبيند و اگر در اين راه، به اصلاح برخي خطاها و اشتباهات رايج هم كمكي شود، در خود احساس موفقيت خواهيم كرد. كمتر از سه ماه تا كسوف كسوف 20 مرداد 1378 در راه است. اين كسوف بار ديگر اخترشناسي را در كانون توجه عامه قرار داده است و از هم اكنون پيداست كه شمار كثيري از مردم براي تماشاي اين پديده شگرف سماوي به استان اصفهان و ديگر استان هاي واقع بر مسير گرفتگي خورشيد سفر مي كنند. شور و شوقي كه در محافل نجومي برپاست، وصف ناپذير است! چهار سال پيش به هنگام كسوف 2 آبان 1374 وقتي اينجا و آنجا درباره مسير گرفتگي خورشيد مي نوشتيم و مي گفتيم، سكوتي وهم انگيز در اين عرصه حاكم اما بود صبحگاه 2 آبان زماني كه هزاران اتومبيل را در گوشه دورافتاده اي از غرب درياچه نمك به چشم ديديم، از انعكاس شگرف اين تك صداهاي گرفته به شگفت منظره آمديم آن جمعيت انبوه و مشتاق در روستاي دورافتاده محمدآباد كه همگي به دنبال يك هدف و مقصد گرد آمده بودند، در تاريخ نجوم ايران سابقه نداشت. اكنون، چهار سال از آن موقع سپري شده و مقاله هايي درباره كسوف مردادماه 78 به چاپ رسيده است. در اين ميان و در حالي كه كوچك ترين موضع گيري راديوهاي خارجي كافي است تا جمعي را در كشورمان به واكنش و انفعال وادارد، انتشار چكيده اي از پيش بيني هاي چهار سال پيش در همشهري مورخ 18 فروردين 1378 بخش فارسي صداي آمريكا را واداشت تا شتابزده، و ماه ها زودتر از زمان بندي معمول برنامه هاي راديويي، با استفاده از مرجع شماره ناسا 1398 به مسئله مسير كسوف در ايران بپردازد! وقتي فكر مي كنم اگر يك مرجع ايراني نام كليه شهرها و روستاهاي مسير گرفتگي را منتشر نمي كرد، شنيدن نام آن شهرها و روستاهاي دوردست از دهان گويندگان خوش بيان صداي آمريكا مي توانست چه تاثير كوبنده اي بر ذهن افراد ساده دل داشته باشد و چه افسانه هايي را درباره قدرت علمي و خبري آنها پروبال بدهد. علماي اهل نجوم مي گويند بايد به كار ستودني همشهري آفرين گفت. ما به همين سادگي با اطلاع رساني به موقع، بر تصميم گيري افراد در آن سوي دنيا نفوذ كرديم. معرفي كتاب: خورشيد گرفتگي 20 امرداد 1378 هجري شمسي دكتر ايرج ملك پور، انتشارات دانشگاه /تهران چاپ اول، / 40 1377 مصور صفحه /وزيري 3000 ريال. اين اثر، دومين كتابي است كه تاكنون درباره كسوف به زبان فارسي انتشار يافته و متاسفانه به سبب تيراژ محدود (فقط نسخه ) 1500 و توزيع نامناسب هنوز جمع كثيري از علاقه مندان از انتشار آن بي خبر مانده اند. گرچه قرار نبود از همين ابتدا در اين فضاي محدود، به معرفي كتاب نيز بپردازيم. اما سكوت معني دار همين شمار اندك نشرياتي كه به موضوعات نجومي مي پردازند ما را بر آن داشت تا در نخستين بخش از مطالب آسمان شب به اين كتاب بپردازيم. موءسسه ژئوفيزيك دانشگاه تهران در عرصه تقويم، نام ناشناخته اي نيست. اكنون يكي از كارشناسان اين موءسسه مشخصات كامل مسير كسوف تابستان را براساس پارامترهاي بسلي گرفتگي براي سال 1999 ميلادي ارائه داده است. كتاب مطالب خوبي براي آنهايي كه مي خواهند درباره گرفت هاي ماه و خورشيد بيشتر بدانند دارد. مطالعه، اين كتاب را به تمام كساني كه قصد دارند كسوف 20 مرداد را رصد كنند توصيه مي كنيم. آب در مريخ و ما گرد جهان مي گرديم! در اين شبها مي توانيد سياره مريخ را به شكل جرم نوراني سرخ رنگي بر فراز افق جنوبي پس ببينيد بد نيست بدانيد تازه ترين تصاوير تلسكوپ فضايي هابل شواهدي از وجود كاني هاي آبدار در مريخ به دست داده اند. تصوير (شماره ) 1 منظره آشناي مريخ را با كلاهك هاي قطبي و مهي رقيق در لبه قرص سياره نشان مي دهد. اما در تصوير راست (با رنگ آميزي كاذب ) در همان نيمكره لكه قرمزي ديده مي شود كه بخش پاييني آن، شواهدي حاكي از تراكم غيرعادي رسوبات احتمالا آبدار در خود دارد. مريخ در آغاز پيدايش منظومه شمسي، مقادير عظيمي آب در خود داشت كه امروزه اثري از آنها تصاوير نيست تازه هابل، اين احتمال را مطرح مي كنند كه شايد بخشي از اين آب در تركيب با كاني هاي سطح مريخ، در پوسته آن حفظ شده باشد. نواحي روشن در تصوير چپ، پوشيده از اكسيدهاي مختلف آهن (از قبيل هماتيت ) هستند. نواحي تيره، مواد جوان تري هستند كه بعدها از دل آتشفشان هاي سياره بيرون ريختند و در جوي كم اكسيژن، بي آنكه اكسيده شوند تقريبا به همان وضع اوليه باقي ماندند. و خداوند گفت پلوتو باشد! درست از همان هنگام كه چارلز كووال ش 1356 در.سيارك غول پيكر كايرون را ميان مدار سيارات زحل و اورانوس كشف كرد، شيطان وسوسه اي را در دل اخترشناسان كاشت كه با كشف انبوهي از سيارك هاي فرا -نپتوني به كفرگوئي انجاميد - اينكه شايد پلوتو 2300 ي كيلومتري هم اصلا سياره نباشد! زمستان گذشته جنجال اين موضوع به اتحاديه جهاني اخترشناسي هم كشيده شد. برخي مي گفتند بايد اين سياره فسقلي را از مكاني كه در كنار غول هايي مانند مشتري، زحل، يا زمين غضب كرده، پايين كشيد و به مقام ناچيز سيارك /10 000شماره تنزل داد. (تصوير شماره ) 2 ديگران كه خاطره نيكمردي هاي كلايد تامبو كاشف، فروتن پلوتو را در ياد داشتند، به شدت پافشاري مي كردند كه چون پلوتو قمري به اندازه نصف خودش دارد، پس سياره است و بايد به عنوان نهمين سياره منظومه شمسي بعد از نپتون، مقامش را حفظ كند. اما اين گروه در برابر انبوه اجرام كوچك و بزرگي كه هر ساله در همان قلمروي اختصاصي پلوتو كشف مي شوند، به شدت معذبند; چون معلوم نيست كه در آينده در آن دوردست هاي منظومه شمسي اجرامي به بزرگي پلوتو و حتي بزرگ تر از خود آن، كشف نشوند! اتحاديه جهاني اخترشناسي مرجع، رسمي تصميم گيري در اين باره، فعلا تا زماني كه خلاف آن ثابت نشود، موضوع را مسكوت اعلام كرده و پلوتو فعلا هنوز سياره است... اما مگر شيطان رجيم مي گذارد! غبار اختر،، كم خرج پرحاصل كه به خورشيد رسيديم و غبار آخر شد حافظ تا امروز تنها نمونه هايي كه بشر از فضاي پيرامون به زمين آورده بود نمونه هاي برگشتي از ماه بودندبهمن 180 ماه گذشته با پرتاب سفينه غبار اختر از پايگاه كيپ كاناورال نخستين تلاش براي گردآوري نمونه هايي از ذرات غبار ميان سياره اي و ميان اختري آغاز شد. (تصوير شماره )سفينه 3 ابتدا سوار بر دماغه موشك بوئينگ دلتادر 2 مدار زمين استقرار يافت و پس از چند هفته كه به آزمايش دستگاه هاي سفينه گذشت، در فروردين ماه امسال عازم مداري مستقل به دور خورشيد شد. غبار اختر 25 در دي ماه 1379 دوباره از كنار زمين مي گذرد تا به مدد گرانش آن مدارش بازتر شود و در پاييز 1381 از داخل كمربند سياركي عبور در كند اين هنگام صفحات آغشته به ماده آئروژل ( شله -هوا ) ذرات ريز غبار ميان سياره اي و احتمالا حتي غبار ميان اختري را به دام خواهند انداخت. سپس سفينه عازم ملاقات با دنباله دار وايلد/ 81د 2 مي شود و در 11 دي ماه 1382 با سرعت 6 كيلومتر در ثانيه از 100 كيلومتري هسته آن مي گذرد و به همان شيوه ذرات غباري را كه از هسته دنباله دار برمي خيزند، به دام مي اندازد. اين دنباله دار به آن سبب انتخاب شده است كه تا سال 1353 در مداري درازدوره قرار داشت و تقريبا تمام وقت خود را در بيروني ترين مرزهاي منظومه خورشيدي مي گذراند. اما در آن سال عبور از كنار مشتري سبب شد تا مدارش بسته تر شود و به دنباله داري كوتاه دوره مبدل گردد. به همين سبب مواد سازنده آن احتمالا هنوز همان حالت اوليه اي را كه در ابتداي پيدايش منظومه شمسي داشتند حفظ كرده اند. سفينه غبار اختر پس از نمونه برداري و تهيه تصوير از هسته دنباله دار عازم بازگشت به زمين مي شود تا دو سال بعد در دي 25 ماه 1384 ساعت 3018 به وقت تهران محموله گرانبهاي خود را به مقصد فرود در ايالت يوتا در جو زمين رها كند. غبار اختر /91 2با ميليون دلار هزينه يكي از ارزان ترين طرح هاي ناسا در سال هاي اخير است. از آتشگوي ها تا شهابسنگ ها روزانه هزاران جسم كوچك و بزرگ به شكل شهاب بر زمين مي بارند. شماري از اين اجرام بلافاصله در جو مي سوزند، اما برخي از آنها كه بزرگ ترند تا سطح زمين دوام مي آورند و معمولا با غرشي رعدآسا سقوط خود را اعلام مي كنند. اينها شهابسنگ اند. شهابسنگ ها را سفينه فضايي فقرا خوانده اند، چون بدون هيچ خرجي نمونه هايي از مواد اوليه سازنده منظومه شمسي را در اختيار ما مي گذارند. نياكان ما بارها شاهد سقوط چنين سنگ هايي از آسمان بودند، اما شمار چنين مشاهداتي امروزه در كشور ما تقريبا در حد صفر است. شايد به اين دليل كه مردم ما ديگر كمتر به آسمان توجه دارند. اين موضوع، باعث تاسف چون است ما صاحب كشور بزرگي هستيم كه طبق آمار بايد سالانه يك يا دو مورد سقوط شهابسنگ در آن مشاهده شود. اسباب شرمندگي است كه كشور كوچك و كم جمعيتي مانند تركمنستان سال گذشته سقوط دو شهابسنگ بزرگ را گزارش داده است، اما كشور ما سال هاست كه چيزي براي گفتن ندارد. اين روند بايد تغيير كند. اكنون سال هاست كه عده زيادي در باره شهابسنگ ها و دهانه هاي برخوردي ايران تحقيق مي كنند. كشف انبوهي از نمودهاي برخوردي اين پژوهشگران رابرآن مي دارد تا از تمام كساني كه به اين موضوع علاقه مندند و فرصت برخي مشاهدات ساده را دارند بخواهند كه آنها را در اين كار ياري دهند. شما ممكن است زماني سقوط شهابي درخشان (يا آتشگوي ) را به چشم ببينيد. اگر چنين شد مشاهدات خود را با ما در ميان بگذاريد، چون اينگونه مشاهدات به ظاهر ساده از ارزش علمي برخوردارند. در آينده در باره راه هاي شناخت شهابسنگ ها از سنگ هاي زميني با شما، سخن خواهيم گفت. حسين عليزاده غريب