Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780308-44775S1

Date of Document: 1999-05-29

واژه هاي فرهنگستان! در مجموعه قوانين سال 76 صورتي از واژه هاي مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسي آمده است كه ملاحظه آن هر خواننده و بيننده اي را به حيرت مي افكند و بهت! كه واقعا اين گونه لغت سازي را اساتيد والامقام و نشسته بر كرسي پر هيمنه زبان و ادب پارسي بجا آورده اند! البته مطلب از اين جهت كه در عصر و زمانه اي اين چنين جمعي درد وطن و زبان و ادب فارسي را داشته باشند بسيار خوب و پسنديده است اما نحوه لغت سازي و معنا كردن كلمات فرانسوي يا انگليسي به فارسي چيزي بيشتر به بازيچه شبيه است و يا دوري از معناي كلمات اروپايي آن هم در حد مراجعه به يك لغت نامه ساده خارجي و معناي لغات كتاب درسي دبيرستاني را در آوردن! لطفا چند تائي را كه بنده فرصت داشتم و در آوردم و تاسف ها خوردم بشنويد: - 1 انسرينگ ماشين = پيام گير! در حالي كه ماشين كه ماشين است و انسرينگ مصدر انگليسي است يعني جواب دادن از كجا ؟ پيام گير درست است كه پيام آن طرف دستگاه را ضبط مي كند اما خود كلمه انسرينگ همانطور كه گفته شد يعني پاسخ دادن، نه كم و نه زياد! - 2 بلوار = چهار باغ! اولا بولوار است نه بلوار! دوم بولوار يعني خياباني پردرخت يا خياباني با رديف درختان يا به معناي امروز خيابان وسيع مشجري كه راه رفت و آمد با درختان وسط جدا شده است، از كجا؟ چهارباغ مگر درختان كنار خيابان باغ؟ است - 3 اپوزيسيون = گروه مخالف! چرا؟ گروه اپوزيسيون كلمه مصدر فرانسوي است يعني مخالفت، همين! نه جمع است و نه گروه! شايد واو و نون آخر كلمه اساتيد را به شك افكنده است. - 4 بوفه = چيني جا! يعني جاي؟ چيني از كجا؟ چيني بوفه باز كلمه اي فرانسوي است يعني قفسه غذا، جاي غذا در رستوران. حالا اگر كسي دو تا بشقاب در آن گذاشت مي شود چيني؟ جا - 5 اونيفورم = همسانه! چرا؟ همسانه آنچه تاكنون در فارسي اونيفورم را معني كرده اند لباس متحدالشكل است مثل لباس نظاميان، ناويان و بچه هاي كودكستان! همسانه يعني مثل هم، دو گربه را كه شبيه هم هستند مي گويند همسانه اما اونيفورم پوشيده هم! - 6 تا كسي درمي = آكنده! آكنده يعني پر مي گوئيم بشقاب او آكنده از غذاست. دل من آكنده از غم است. جام فلاني آكنده از آب پرتقال است. اما تاكسي درمي از درم به معناي پوست است و در اصطلاح كاري است كه حيوانات كشته را از درون خالي مي كنند و وقتي به ترتيبي پاك و خشك شد آنرا از كاه پر مي كنند و بعد مي شود شكل حيوان زنده اما فاقد روح! مثل آدميان اكثر ربع مسكون! - 7 اسكورت = همروان! هم رواني يعني جمعي كه با هم مي روند! مي روند كه بگردند يا سينما بروند! اما اسكورت يعني عده اي خاص و مسلح كه كسي را همراهي مي كنند تا او را از گزندها حفظ كنند و از صدمه و ضربه ها! - 8 آسانسور = آسان بر! اين كلمه فرانسوي يعني بالابر همين! اما چون اول آن آسان است و بعد سر! دوباره ما را به راهي برده تا دريابند كه به آساني سر مي خورند! مثل روي يخ و پاتي ناژ! كه مي لغزند و سر مي خورند و بازي ها مي كنند! آسان مي برد اما؟ كجا كشتي و هواپيما و موشك هم آسان مي برد پس آسانسور است...؟ البته يادداشت هاي اين بنده چندين صفحه سياه است! كه اگر فرصتي شد باز تصريح خواهم داد... دكتر اعتماد سرابي