Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780308-44763S2

Date of Document: 1999-05-29

درباره حافظ بي انصافي نكنيم ديدگاه خوانندگان به طور اتفاقي در صفحه 10 روزنامه همشهري در تاريخ هشتم ارديبهشت ماه 1378 به شماره 1814 در بخش ادب و هنر مربوط به دوران شناسي آثار سعدي مطلبي از آقاي ناصرپور پيرار خواندم كه مربوط به اظهارنظر به اصطلاح موشكافانه نامبرده نسبت به حضرت خواجه شيراز بود. ابتدا كمي عصباني و سپس بسيار متاسف شدم كه چرا تاكنون بزرگاني همچون استاد علامه قزويني و دكتر قاسم غني و ساير بزرگان ادب پارسي و حافظ شناسان ديگر اين مرز و بوم به اين نقطه از تفكر آقاي ناصرپور پيرار نرسيده اند كه اين چنين اظهارنظر صريحي نسبت به غزليات حضرت حافظ بكنند (كه 66 غزل خوب و 315 غزل متوسط و 106 غزل سست است ) و يا به قول نويسنده مقاله لااقل (كمي خجولانه و دست به عصا ) نسبت به اين بزرگ مرد ادب پارسي و عارف گرانقدر كه در جان و قلب ميليونها ايراني جاي دارد كمي اظهارنظر بكنند و يا چرا گوته شاعر و متفكر آلماني كه حقيقتا عاشق و دلباخته غزليات حافظ است به اين نتيجه نرسيده است. خوب به خاطر دارم كه روزي خبرنگار تلويزيون از استاد فرزانه فقيد شهريار از شروع زمان شاعري ايشان سوءال كرد. استاد شهريار پاسخ دادند كه من در شش سالگي با دو كتاب آشنا شدم: يكي قرآن و ديگري ديوان حافظ. از همان زمان من شاعري را آغاز نمودم. چرا استاد شهريار كه تبحر و تسلط ايشان در شعر و ادب پارسي بر هيچكس پوشيده نيست و با آنكه عمر پربركت خود را در راه شعر و ادب اين سرزمين صرف نموده و آن ديوان وزين و پرارزش را از خود به جاي گذاشته اند، به نتيجه اي كه آقاي ناصرپور پيرار رسيده است نرسيده اند. اصولا چه لزومي داشت كه نويسنده مقاله با شلاق نقادانه خود به حضرت خواجه شيراز كه از ديدگاه بسياري از مردم ايران (لسان الغيب و كاشف راز آنهاست ) بتازد و اغلب اشعار ايشان را سست قلمداد كند. جاي بسي تاسف و تعجب است كه بعضي ها به خود حق مي دهند تا در مورد بزرگاني همچون حافظ و سعدي كه دنيا به ويژه مردم سخن سنج كشور خودمان به خوبي آنها را مي شناسند اين گونه قلم فرسايي و اظهارنظر كنند. وقتي كه دكتر الهي قمشه اي در يكي از سخنرانيهاي خود كه مربوط به حافظ شناسي است سخن مي گويند و آنچنان از عشق و عرفان و تاثير كلام و اشعار حرف مي زنند كه اغلب حاضران در جلسه كه آنان نيز از فرهيختگان بودند متاثر شده و به گريه مي افتند و همه تحت چنين تاثيري قرار مي گيرند، خيلي بي انصافي است كه ما به خود اجازه داده كه درباره حافظ چنين سخن گفته و قضاوت كنيم. در خاتمه اقرار مي كنم كه بنده به هيچ وجه ادعاي نويسندگي نداشته و اصولا سررشته اي هم در اين هنر ندارم و فقط خواستم به عنوان شخصي سالخورده كه عمري را با حافظ عزيز بسر برده و از ارادتمندان حضرت ايشان هستم، نظر خود را بيان كرده باشم كه فكر مي كنم نظر بسياري از مردم عزيز كشورمان باشد. اكبر مظفري - قم