Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780304-44757S3

Date of Document: 1999-05-25

اديان در فرايند جهاني شدن گزارشي از همايش بين المللي اسلام، مسيحيت و يهوديت دينداري در جهان سياسي ( ) 4 عمده ترين موضوع سخنرانيهاي سمينار اديان ابراهيمي در جهان نگرش سياسي به، وضع آينده بشر و تعامل سازنده اديان براي بهبود كيفيت زندگي انسانها بود. آنچه جاذبه بيشتري داشت فرايند جهاني شدن در هزاره سوم ميلادي بود، زيرا گسترش رسانه ها و ارتباطات، مهاجرتها، انفجار اطلاعات و فراگير شدن دانش و تكنولوژي و روش، از انسان آينده، موجودي متفاوت خواهد ساخت. نوابغ اعصار همچون گذشته، طبقه اي فراگير از دانش پژوهان خواهند بود و اين مسئله مي بايد با ظرافتها و پيچيدگيهاي خاص خود درك شود. رابطه جهاني شدن و اديان در جهاني كه فراروي ما و نسلهاي پس از ماست چگونه خواهد؟ بود اديان و آموزه هاي شرايع گوناگون در دنيايي با ويژگيهايي كه برشمرديم چگونه درك خواهند؟ شد آيا آموزشهاي امروز ما نمي تواند نقشي اساسي در رفع سوء تعبيرها و كژانديشيهايي تاريخي كه بر ساحت اديان سايه افكنده، ايفا؟ نمايد ريچارد فالك، نويسنده كتابهاي حقوق و سياست در دهكده جهاني و جهاني شدن چه مفهومي؟ دارد بيش از ديگران در اين باره انديشيده و لذا در سخنراني جامع خود مسائل مهم و بنياديني را مطرح ساخت. چكيده نظرات او چنين است: دينهاي جهاني در فرايند جهاني شدن، مسائل متنوعي را ايجاد خواهند كرد. اما سه دين بزرگ وحياني كه تاكيدات مشتركي بر برجستگي الهيات ابراهيمي دارند، گونه اي از مسائل ماوراي انساني را با كيفيتهاي نزديك به هم مطرح نكته مي كنند اصلي در اين زمينه، پيام ابدي و انساني آنها وراي زمان و وراي نژادها و اختلافات است. از جالبترين مسائل در اين زمينه، ارتباط گسترده دين و زندگي سياسي است. ما شاهد هستيم كه پس از چند قرن ركود در غرب، پس از ايجاد جهاني مبتني بر شريعت توسط كليسا و سپس عصر جدايي دين و سياست - سكولاريسم - و بالاخره رشد تفكر علمي و صنعتي شدن، الگوي غربي در جهان اسلام و حتي تا حدودي در ميان پيروان موسي ( ع ) نفي مي شود و رويكردي متفاوت نسبت به دين مورد آزمون قرار شايد مي گيرد اگر دقت كنيم، متوجه شويم كه عليرغم تشديد مدرنيته در قرن بيستم، اين روند به پسامدرنيته منجر شده و لذا مي توان با حساسيت به اين مسئله پرداخت كه مجموعه اي از تمايلات متفاوت، از جمله تجديد معنويت در زندگي سياسي، واقعيتي اجتنابناپذير خواهد بود. اديان نقشي حياتي و حساس در احياي جامعه مدني و همبستگي فراملي خواهند داشت. اگر به درستي و با آموزش جنبه هاي مشترك و مبتني بر اصالتها به اديان جهاني بنگريم، آنها در تعارض با بسياري مشكلات، سوءفهمها و بالاخره بيماريهاي اجتماعي عمل خواهند نمود. اين تاثير، برعكس تحولات دولتي و از بالا، از تفكر خلاق و متنوع طبقات پايين جامعه عمل خواهد كرد و به همين دليل، همه شئون جامعه را تحت تاثير اصلاحي قرار خواهد داد، دموكراسي و ساير شئون زندگي سياسي و اجتماعي، در پرتو اين آموزشها مي تواند از نقطه ضعفهاي احتمالي رها شود. جوهر اصلي آموزشهاي اديان بر صلح، عشق به انسان و عدالت استوار است و انسانها به هيچ چيز بيش از اين نياز ندارند. هويت مردم و ريشه هاي تاريخي آنها ريشه در اديان بزرگ دارد و لذا دينهاي جهاني و برجسته قادرند روند جهاني شدن را اصلاح كنند و ارتقا بخشند. بايد اين نكته مهم درك شود كه دين، امكاني عليه فجايع ضدانساني در جريان جهاني شدن نامحدود اقتصادي است. دين و سنن ديني، بخش حياتي هر آموزه پاياي سياسي در آينده است به شرط آنكه نگرشي انساني و اصيل نسبت بدان داشته باشيم. اين نگرش مي بايد ارتباط دين و سياست، مشكلات جمعيتي، فجايع و نارواييهاي اقتصادي، محيط زيست، فقر آموزش و فرهنگ و... را در برداشته باشد و يك ديدگاه اخلاقي براي ايجاد يك نيروي سازنده و آفريننده از پايين به بالا را فراهم تعادل آورد پايدار اينگونه ايجاد خواهد شد. اين موضوع، در سخنراني امين صيقل، استاد دانشگاه در استراليا نيز منعكس شد. صيقل دو كتاب در ارتباط با آسيا و خاورميانه نگاشته و با نگاهي آينده نگر در باره صلح و ثبات در اين قاره بحث كرده است. او كتاب جالبي نيز درباره تحولات تاريخ معاصر ايران تاليف و منتشر ساخته است با عنوان ظهور و سقوط شاه. صيقل به ايضاح رابطه احياي سنن ديني و روند جهاني شدن پرداخت; دين به هرحال بخشي از هويت تمدني و فرهنگي كشورهاي مختلف است. رابطه تعاملي بين اين دو - مسئله ملي و هويت ديني - نيز چالشها و تنشهاي زيادي را به وجود خواهد آورد. به ويژه اينكه بعضي كشورها از نظر اقتصادي مايلند سودهاي بازار و تكنولوژي را در فرايند جهاني شدن به دست آورند. مشكل از همين نقطه آغاز مي شود زيرا جوامع مختلف با هويتهاي مختلف مي خواهند هويت خود را نيز حفظ كنند. نقش دين در اين فرايند است كه اهميت و برجستگي خاصي پيدا مي كند. مثال قابل درك و مشخص در اين زمينه، كشورهاي اسلامي است. كشورهايي كه مايلند در تعاملات جهاني نقش مهمي داشته باشند، تكنولوژي را وارد كنند و از دموكراسي و برخي امتيازات جهان معاصر استفاده نمايند، در عين حال ارزشها و بسياري از بنيادهاي فرهنگ غرب را هم نمي پذيرند. آيا در جهان مرتبط و پيوسته آينده، اين مسائل خطري براي دين محسوب؟ مي شود آيا مسلمانان لزوما بايد به سكولاريسم و نفي ارزشهاي بومي روي؟ آورند صيقل با طرح اين پرسشها، به نمونه هاي عيني در ايران، مصر، پاكستان و عربستان تمثل جست. او در اين مثالها به تلاش عظيم متفكران مسلمان براي يافتن فورمولي مناسب در تعامل سالم ميان جهاني شدن و حفظ هويت بومي و ديني اشاره كرد و نتيجه گرفت كه جهاني شدن، اگر روندي معقول و سالم داشته باشد، لزوما بايد با وجهه اي انساني تحقق يابد. همه ملتها حق دارند كه در اين فرايند از ارزشهاي خود دفاع كنند و با گزينش وجوه ماندگار آن، به انطباق خود با جهان معاصر و حل مشكلات آن بپردازند. پس از سخنراني امين صيقل، پرسش و پاسخي جدي رخ داد. از جمله نينيان اسمارت، دين شناس بزرگ و مشهور گفت: ما بايد دين خود و ديگران را درك كنيم. بحث يكجانبه سودي ندارد و نتيجه آن فرو رفتن در يك موضع خاص است. جهاني شدن، يك واقعيت است اما هنگامي كه ما به اديان مي رسيم، به چيزي برمي خوريم كه نمي توانيم آن را ناديده بگيريم. وحي، اصل مركزي اديان جهاني است. اما آيا وجود اين مفهوم و تقدس آن مي تواند باعث تسهيل ارتباطات و مفاهمه ميان اديان؟ بشود مي دانيم كه اديان ما هريك، متفاوت از ديگري به ذكر حقيقت پرداخته اند. به اين ترتيب بايد بينديشيم و به اين مسئله توجه بيشتري داشته باشيم كه آيا اصلا مي توانيم گفتگوي بين الاديان داشته؟ باشيم اسمارت، پس از پرسش و پاسخي طولاني اين نكته را نيز مطرح كرد كه ما در عرصه ديالوگ ميان اديان، با انواع نويني از زبان ديني روبرو هستيم. ماركسيسم در شوروي و آلمان، مثل يك دين عمل مي كرد. ماركس، فردي لامذهب بود اما ماركسيسم شباهتهايي به دين پيدا كرد. تعارضات دروني اين مكتب، سرانجام به آنجا انجاميد كه در درون آن ما شاهد معنويت و خشونت توامان بوديم و شايد به همين دليل است كه ماركسيستها و كاتوليكها گاهي حرفهاي مشابهي مي زنند! در مقابل اسمارت، پروفسور محمود ايوب، استاد مسلمان سخن گفت. او تداعي كننده ياد طه حسين، دانشمند مشهور مصري بود، زيرا همچون طه حسين نابينا و در عين حال بسيار با هوش و روشن ضمير بود. استاد ايوب به زبانهاي متعددي تسلط داشت و مي گفتند كه فارسي را نيز در شش ماه آموخته و حتي تكلم مي كند. فرق او با طه حسين در سه چيز بود: اولا اينكه برخلاف متفكر مصري، وي مردي معتقد و متشرع و مدافع شورانگيز عقايد اسلامي و حرمت مسلمانان دوم است اينكه علائق فلسفي و كلامي اش بر ذوق ادبي و شم تاريخي غلبه دارد و سوم اينكه عينك تيره و معروف طه حسين هم بر چهره او ديده نمي شود. شايد به همين دليل است كه با نگاهي روشنتر به جهان؟ مي نگرد محمود ايوب، جهاني شدن را يك تئوري غربي خواند. او اين پديده را ناشي از ذهن و تفكر مدرنيستهاي غرب سكولار مي دانست و با لحني شورانگيز گفت: جهاني شدن، يك اسطوره فاقد معناست. اسطوره اي در جهاني خسته كننده! زيرا جهان واقعي يك جهان متنوع و متكثر است و ارزش و اعتبار آن به همين تنوع و تكثر خلاق بستگي دارد. جهاني شدن كه به فرايند همرنگي و همگانگي خواهد انجاميد چه كمكي به بشر خواهد؟ كرد آيا انسانها اساسا رضايت مي دهند كه هويت فردي، هويت ملي و بالاخره هويت ديني خود را فداي چنين اسطوره اي؟ كنند خلاصه آنكه به نظر ايوب، اين مسئله، از بنياد، يك مسئله ذهني و غيرواقعي است. در پاسخ به اين سوءالات، ريچارد فالك چنين گفت: ما نمي خواهيم در يك جهان كسل كننده و همرنگ زندگي كنيم. بحث برسر اين است كه اگر ساير اديان هم اختلافات خود را در نظر بگيرند و درك كنند كه اين اختلافها مي تواند به يك تعامل از طريق درك مشتركات و سرنوشتهاي مشترك بينجامد، كمك بزرگي به تحقق جامعه اي تكثرگرا و در عين حال مبتني بر همزيستي مسالمت آميز خواهند نمود. ادامه دارد گزارش از: سيدمسعود رضوي