Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780304-44756S1

Date of Document: 1999-05-25

صدرالمتالهين; متفكري جلوتر از زمان * صدرا در زمان حياتش چنانكه خود مي گويد مورد طعن و لعن و تكفير عده اي قشري و مقدس ماب و كوته نظر قرار گرفت و مدتها از ترس متحجرين و كساني كه زبان او را ادراك نمي كردند بطور ناشناس متواري و پنهان زيست. اشاره: محمدبن ابراهيم بن يحيي شيرازي ملقب به صدرالمتالهين و معروف به ملاصدرا از بزرگان فلاسفه اسلامي و از بزرگترين دانشمندان جهان در حكمت الهي و سرآمد حكماي اسلامي كه است در /1571 979سال /1572 980يا در شهر شيراز ديده به جهان گشود، و در طول عمر پربركتش هفت سفر - حج نموده كه اغلب آنها را با پاي پياده طي كرد و در هفتمين سفر بيمار گشت و در سن 58 سالگي در بصره دار فاني را وداع گفت و در همانجا به خاك سپرده شد. او كه تنها فرزند پدرش ابراهيم بن يحيي قوامي (يكي از امرا و بزرگان دولت عصر صفوي ) بود. مقدمات علوم را زير نظر پدر در شيراز نزد ملااحمد و عبدالرزاق ابرقويي گذراند و مدتي پس از مرگ پدر در سن 17 سالگي براي ادامه تحصيل و كسب علوم و معارف و فنون متداول عصر به شهر اصفهان كه در آن دوران كانون علم و معرفت و نيز مركز دولت مقتدر صفوي بود رهسپار گرديد و قدم به دارالعلوم خواجه گذارد و در آنجا با چهره هاي فلاسفه و حكماي بنامي چون ميرفندرسكي و شيخ بهايي آشنا گرديد. صدرا ابتدا نزد ميرابوالقاسم ميرفندرسكي استرآبادي تلمذ نمود و وي نيز او را پس از مدتي به نزد شيخ بهايي و فيلسوف بزرگ زمان ميرداماد معرفي صدرا نمود مدتها نزد اين بزرگان به فراگيري علومي چون حكمت، عرفان، فقه، منطق، معرفتالنفس، تفسير، رياضيات و نجوم پرداخت تا اينكه خود در آن علوم صاحب راي و نظر گرديد. ملاصدرا، فقه و معرفتالنفس و تفسير قرآن را نزد شيخ بهايي و حكمت و عرفان را خدمت ميرداماد، و علوم ملل و نحل را در نزد ميرفندرسكي فرا گرفت. با توجه به حوزه و گستره علمي فراخ، ملاصدرا منشاء اثر عميقي بر تاريخ آينده خويش است در مقاله زير اين آثار كه به ويژه در برگيرنده حركت جلوتر از زمان ملاصدرا است در يك مقايسه تطبيقي با فلسفه و فلسفه علم غرب به رشته تحرير درآمده است. گروه مقالات توماس هربرت جهانگرد انگليسي كه خود حوزه درسي صدرا را از نزديك مشاهده كرده مي گويد: در آنجا علومي چون رياضي، نجوم، زمين شناسي، گياه شناسي، جانورشناسي، شيمي، حساب و هندسه فقه و كلام و فلسفه تدريس مي گرديد. ( ) 1 اين زماني بود كه در برخي از دانشگاههاي اروپا (آن دوران ) برنامه تحصيلات دانشجويان از فراگيري علوم ديني تجاوز نمي كرد و در همان موقع اروپائيان علومي كه صدرا در مدرسه الله وردي خان شيراز براي شاگردانش تدريس مي كرد موجب گمراهي بشر مي دانستند! حوزه درسي صدرا چنان بود كه در همان روزهاي نخستين صيت شهرتش همه جا را گرفت و در اندك زماني گروه كثيري از طالبان علم از اطراف و اكناف عالم بسوي مدرسه او (الله وردي خان ) روي مي آوردند و هرچند كه از حوزه درسي صدرا علاوه بر خواص، عوام و عموم طبقات مردم نيز استفاده كرده و بهره ها مي بردند، ليكن او چهار شرط را براي پذيرش دانشجو معين نموده بود كه آنها عبارت بودند از: - 1 طلبه دانشجو نبايد بيش از حد گذران زندگي به فكر جمع مال باشد. - 2 طلبه دانشجو بايد در صدد بدست آوردن پست و مقام نباشد. - 3 طلبه دانشجو بايد انديشه معصيت را از سر بدور كند. - 4 طلبه دانشجو بايد استقلال فكري داشته و از كسي تقليد ننمايد. ملاصدرا در مورد شرط اول و دوم معتقد بود دانشجويي كه به دنبال پول و مقام برود محال است بتواند تحصيل علم نمايد و اگر كسي با چنين شرايطي تحصيل نمايد از جمله مال داراني است كه عالم جلوه مي كند و متظاهر به علم و جزو رياكاران است. در مورد شرط سوم، او عقيده دارد كه گناه روح آدمي را آماده فساد مي كند و هنگامي كه آدمي به گناه عادت كند و از انجام آن شرم ننمايد نور ايمان در قلب او به خاموشي مي گرايد حتي اگر فكر گناه را در سر بپروراند بازهم در روح آدمي نقص ايجاد مي شود. او مي گفت طلبه دانشجو بايد براي عالم شدن دست از تقليد بردارد، زيرا كه عقيده داشت تقليد ادراك و استعداد را ضعيف مي كند و مانع از اين مي شود كه شيعه مذهب، فكر خود را براي ادراك حقايق مذهبي خويش به كار اندازد. ( ) 2 ملاصدرا و عالمان عصر صدرا در زمان حياتش چنانكه خود مي گويد مورد طعن و لعن و تكفير عده اي قشري و مقدس ماب و كوته نظر قرار گرفت و مدتها از ترس متحجرين و كساني كه زبان او را ادراك نمي كردند بطور ناشناس متواري و پنهان زيست. نقل است كه صدرا شبي استاد خود ميرداماد را بخواب ديد، و از او پرسيد: استاد، چرا شما از شر تكفير مردم و سرزنش آنان آسوده و مصون ماندي با آنكه پيرو عقائد و آراء شما بوده و هستم اين چنين گرفتار تكفير گشته ام. ميرداماد گفت: اي صدرالدين من مسائل فلسفي را به گونه اي پيچيده و گره خورده بيان مي داشتم كه فهمش براي عوام الناس مشكل بود و تنها خواص از آن آگاه مي شدند اما تو حقايق و دقائق و سرحق را بي پيرايه و به زبان ساده براي آنان بيان مي كني و چون عوام نمي توانند مطالب و سخنان ترا ادراك كنندگمان مي برند كه تو كفر مي گويي لذا از پي اذيت و آزار تو برمي آيند. حتي شيخ احمد احسايي كه خود مورد لعن و نفرين و تكفير مردم قرار گرفته بود با اينكه به برخي افكار صدرا متمايل بود و ليكن او نيز صدرا را تكفير كرد و اقوال او را مطرود و زشت مي شمرد و از او بد مي گفت. ( ) 3 آري جامعه عصر صدرا نمي توانست افكار نغز و عالي او را فهم كند به همين سبب وي را تكفير مي نمودند. افكار مردم زمان وي به گونه اي بود كه فقط جاهلان و متحجران را به جمع خود مي پذيرفتند و براي آنان ارج و منزلتي قائل بودند و ديگران را چون صدرا از ميان خود طرد مي نمودند. فيلسوف ما خود در اين باره مي گويد: هركس كه او در بحر جهالت و حماقت غوطه ورتر و از ضياء معقول و منقول دورتر است همو به اوج قبول و قله اقبال مردم نزديكتر و در نزد بزرگان زمانه دانشمندتر و داناتر است... ( ) 4 صدرا در مقدمه اسفار از اين كناره گيري، عزلت و ناراحتي از زمان خود چنين سخن گفته است: تدريس و مطالعه و تاليف اموري است كه احتياج به فكر آرام و بي تشويش و خيالي راحت و دور از موجبات اختلال و ملال دارد و نيز به فراغت بالا نيازمند است و اين امور براي كسي از اهل زمانه كه چيزها مي بيند و بي انصافيها نسبت به خود مشاهده مي كند و زورگوئيها مي شنود، آماده نيست. ديدن اينكه عده اي پست در مقامهاي ارجمند باشند و بزرگان در پستي بسر برند و ترجيح ارازل بر افاضل و تظاهر جهان به صورت علما و خودنمايي كردن به جاي مردم مطلع و خبير و بالاخره مشاهده قبايح و مفاسد، موجبات اصلي انصراف از مطالعه و تحرير است... ( ) 5 مقام صدرا و فلسفه او در نگاه انديشمندان برخي از دانشمندان و فلاسفه معاصر ايران صدرا را بزرگترين فيلسوف شرق و غرب در گذشته و حال مي دانند و اروپائيان نيز او را در حكمت الهي بزرگترين دانشمند جهان به شمار مي آورند. ( ) 6 حكيم اصولي علامه محمدحسين اصفهاني مي گفت: اگر مي دانستم كسي هست كه اسرار اسفار ملاصدرا را بفهمد بار سفر مي بستم و به منظور شاگردي نزد او مي رفتم گرچه در كشورهاي بسيار دور باشد. علامه عبدالله نعمه مي نويسد: اين دانشمند عالي مقام بزرگترين فيلسوف اسلام در قرن يازدهم هجري و بزرگترين حكيم اشراقي مسلك است كه طرق و راههاي فلسفه اشراق را روشن ساخت و به فلسفه مشائيان و رواقيان به شدت حمله كرد. ( ) 7 متفكر شهيد استاد مطهري مي نويسد: فلسفه صدرا از نوع سهل ممتنع است، به ظاهر بسيار ساده است، عباراتش اديبانه و منشيانه است، اما يك فرد بسيار مستعد سالها بايد كار كند تا به مرحله اول برسد يعني بفهمد كه آن را نمي فهمد، تا بار ديگر با ديد ديگري وارد شود. بسي افراد سالها عهده دار تدريس فلسفه صدرا بوده اند در حالي كه به عمق آن نفوذ نكرده اند، از اين رو توصيف و تحليل كار صدرا كار هر فلسفه خوانده اي نيست. ( ) 8 و دكتر عبدالحسين مشكوتالدين مي نويسد: اين فيلسوف تنها نابغه ايراني نيست بلك نابغه بشريت است. فكر صدرا از نوع افكار مغرب است و اصول و فروع فلسفه اش بدون كم و كاست با افكار فلاسفه مشهور اروپايي برابري دارد و مي توان گفت اگر چنين شخصي در يكي از كشورهاي غربي به وجود آمده بود مسلما علم مدتي پيش تر به جلو رفته بود. ( ) 9 دانشمند محقق سيدجلال الدين آشتياني مي گويد: تبحر عميق و آگاهي وسيع ملاصدرا از مكاتب مختلف فلسفي و احاطه كم نظيري كه بر مباحث حكمي دارد، به او مجال آن را داد كه ميان مشارب گوناگون، مزجي و التقاطي نمايد و در عين حال مكتب خاص پديد آرد... ( ) 10 دكتر سيدحسين نصر درباره صدرا چنين مي گويد: شك نيست كه تمامي حيات فكري و عقلي ايران در سه قرن و نيم اخير گرد نام ملاصدرا مي گردد. او بي شك يكي از برجسته ترين چهره هاي حيات فكري تشيع اسلامي است. در دوره اي كه علوم عقلي به فتور افتاده بود، او با توفيق تمام و با هماهنگ كردن فلسفه اي كه ميراث يونان بود و حكماي مشائي و اشراقي قبل از او تعبير تازه از آن بدست داده بودند، با تعاليم اسلام در جنبه هاي ظاهري و باطني اش اين علوم را احياء كرد، او با بنا نهادن نظريه خود برپايه وحدت وجود و حركت جوهريه در اين جهان ناقصي كون و فساد - ولي بي آنكه مستلزم تحول و تكاملي بر روش تيلار دوشارون باشد كه اين روزها رواج يافته است - مجموعه تركيب وسيعي را فراهم آورد كه در چند قرن گذشته بر حيات عقلي ايران و قسمت عمده اي از هند اسلامي غلبه داشته است. ( ) 11 ادامه دارد