Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780303-44745S2

Date of Document: 1999-05-24

چشم انداز گفت وگوي اديان گزارشي از همايش بين المللي اسلام، مسيحيت و يهوديت - دينداري در جهان سياسي 3 جان اسپوزيتو، يكي از استادان حاضر در سمينار كه برخي پژوهشها و مطالعات وي در رابطه با اسلام و غرب (ازجمله مقاله اي جالب كه توسط مرحوم دكتر اسعدي ترجمه شده است )، در ايران شناخته شده مي باشد نيز در سخنراني افتتاحيه، به طرح مسائل مهمي پرداخت. او با ذكر موضوعات و سرفصلهاي معضلات و مباحث اساسي در رابطه با اديان و پيروان آنها، رشد نژادگرايي و ناسيوناليسم در بخشهايي از جهان، ازجمله لبنان، اسرائيل، بالكان و... را مورد انتقاد قرار داد. اسپوزيتو به رشد جمعيتهاي مسلمانان و حتي نفوذ چشمگير ايشان در غرب اشاره كرد و گفت: اكنون مي توان درباره اسلامي شدن جمعيتهاي غربي هم سخن گفت. پس اسلام نقشي كليدي در كيفيت نگرش نسبت به دين و رابطه آن با سياست و مسائل و جنبه هاي مهم حيات انسانها ايفا خواهدكرد. جهان شمول شدن دينها، ازجمله اسلام، مي بايد به درك بيشتر انسانها بينجامد. اديان مي بايد راههاي تحقق عدالت را به پيروان خود بياموزند و با تعاملات خود صلح و تساهل و ارتقاي معنويت را به ارمغان آورند. با اين چشم اندازها، امكان ورود به مباحثي جدي مطرح گرديد. اسپوزيتوكه از مشاوران مركز گفت وگوي جهاني اديان نيز هست، علت برگزاري چنين همايشهايي را در اين جزيره، به نقش ويژه آن در ارتباط ميان تمدنهاي مديترانه اي و جايگاه ژئوپوليتيك آن در اتصال سه قاره آفريقا، اروپا و آسيا وي دانست در پاسخ به اين پرسش كه آيا اين امكان وجود دارد كه با توجه به ارائه تئوري گفتگوي تمدنها ما، در سطح جهاني به چنين اقداماتي شهره شويم و پيام صلح و گفتگو را براي مردمان سراسر جهان به ارمغان؟ آوريم گفت: اين بستگي به خواست داخلي دارد. به هرحال، هنگامي كه رياست جمهوري محترم، پيشنهادي جهاني ارائه كرده كه با استقبال همه جانبه روبه رو شده است، بايد ابزارها، امكانات و مقدمات آن نيز در استانداردي جهاني فراهم گردد. اين همايشها گرچه سمبليك هستند، اما نتايج علمي مهمي نيز دربردارند و علاوه بر آشنايي متفكران و استادان و سياستمداران كشورهاي مختلف با ايران، موجب درك ديدگاههاي متفاوت و موجود در جهان از سوي ايرانيان نيز خواهندشد. استادان ايراني شركت كننده در همايش، عبارت بودند از استاد محمد مجتهد شبستري، دكتر حسين بشيريه، دكتر علي پايا و دكتر آرش نراقي. علاوه بر اين، استادان ديگري نظير دكتر محمد مهدي فولادوند نيز حاضر بودند كه جمع ايرانيان به همراه خبرنگاران و برخي چهره هاي فرهنگي را تكميل مي كردند. مقاله و متن سخنراني دكتر آرش نراقي كه جوانترين چهره ايرانيان حاضر نيز بود و خطابه استاد شبستري با عنايت و اجازه ايشان در همشهري منتشر خواهدشد. دكتر علي پايا كه متن خاص وي به زبان انگليسي براي ما دشوارياب بود، متقبل ترجمه آن در آينده خواهدشد. علي پايا متخصص الكترونيك، فلسفه و فلسفه علم است. وي به فلسفه تحليلي علاقه اي ويژه دارد و در دانشگاه تهران و دانشگاه لندن تدريس مي كند. در حاشيه سمينار نظر وي را درباره وضع فلسفه در ميان دانشجويان ايراني جويا شدم و با تاكيد بر نگرش سنتي استادان فلسفه در ايران خواستم كه بي پرده اظهارنظر كند. وي معتقد بود كه آموزش غيرعلمي و فاقد متد در مدرسه ها و دانشكده هاي فلسفه در ايران، موجب كج فهمي و اغتشاش ذهني دانشجويان شده است. آنچه مي تواند در اين زمينه به رفع ذهنيت مغشوش پژوهشگران فلسفه كمك كند، آموزش متد، ايضاح مصطلحات فلسفي و فهم فلسفه هاي دقيق معاصر است. پرسيدم آيا فلسفه تحليلي، همان فلسفه هاي دقيق معاصر؟ است آيا تنوع نگاه نسبت به فلسفه تحليلي كه معناي آن از ابتداي قرن حاضر تا پايان آن كاملا دگرگون شده، چه كمكي به دانشجويان فلسفه درايران؟ مي نمايد پايا پاسخ داد: فلسفه تحليلي، عليرغم تنوع نگرشها در آن كه از ماقبل ويتگنشتاين و زمان فرگه آغاز گرديد تا امروز، موجب بهبود و تصحيح صورت قضاياي فلسفي و رفع ابهامهاي تاريخي گرديده است. اين فلسفه كمك مي كند تا دانشجويان از مقدماتي مشخص و واقعي بياغازند و به نتايج و دستاوردهايي قابل حصول فلسفه برسند تحليلي، دقت را به عنوان اقدامي اساسي در آموزش فلسفه به صورت و محتواي آن تسري مي دهد. درنتيجه سفسطه هاي شبه فلسفي رفع و محتوايي جدي و واقعي به ذهن اهل فلسفه وارد خواهدشد. از علي پايا تاكنون چند مقاله مهم، ازجمله مقاله اي در معرفي فلسفه تحليلي و مقاله اي با عنوان مفهوم صدق ازنظر فوكو چاپ شده كه هر دو از مقالات مهم فلسفي در سالهاي اخير به شمار مي روند. وي مترجم كتاب كانت و درس اين قرن اثر پوپر است. سخنراني وي در همايش اديان ابراهيمي، بحثي فلسفي در امكان گفتگوي ميان سه دين ابراهيمي يهود، مسيحيت و اسلام بود. به اين مقاله شايد مي شد انتقاد كرد كه بيش از حد مدرسه اي بود و شايد آن مقدمات دقيق، لزوما برآورنده نتايج آن نمي توانست قلمداد شود. اين معنا، البته پس از دستيابي به اصل مقاله به مقام مناقشه مي تواند رسيد! دكتر بشيريه نيز سخنراني خود را با عنواني برعكس خطابه علي پايا ايراد كرد. موضوع وي موانع گفتگو بين اسلام و غرب به عبارت بود ديگر مطالعه نقادانه تفاوتهاي عقل فلسفي در غرب و در جهان اسلام مورد اهتمام وي بود. بشيريه پيشاپيش اعلام كرد كه برخي به وي ايراد گرفته اند كه مقاله اش منطبق با اهداف اجلاس نيست، پاسخي كه وي براي بيان ديدگاههايش در اين همايش داد اين بود كه ما در اينجا براي بيان نظريات عذرخواهانه گردنيامده ايم، بلكه تا حدودي هم مي بايد به مسائل آكادميك بپردازيم. به اين ترتيب تا پايان اين سخنراني همچنان مسئله عدم انطباق برجاي بود و نهايتا به نظر مي رسيد كه بشيريه، همچنان مباحث مورد علاقه و تخصص خود را دنبال مي كند. در ادامه گزارش، كلياتي از مباحث مطروحه در طي بيست و چند سخنراني را در اين گزارش خواهيم آورد و سپس به تدريج برخي خطابه ها و گفتگوهايي كه با متفكران حاضر انجام گرفته است به علاقه مندان اين گونه مباحث تقديم خواهدشد. تا فردا... گزارش از سيدمسعود رضوي