Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780303-44745S1

Date of Document: 1999-05-24

حكمت عرفاني شيعه به انگيزه برگزاري همايش جهاني ملاصدرا2 به قول * پرفسور كربن مصنفات ملاصدرا كه اثر يادبودي تجديد حيات ايران در عهد صفويان است، مظهر نوعي تلاقي مشرب ابن سينا و اشراق سهروردي حكمت الهي، ابن عربي و، حكمت عرفاني شيعه مي باشد. با اين وصف اگر چه ملاصدرا حكيمي اشراقي است، ولي ماوراءالطبيعه وجود و نگراني و اضطراب وجود را كه بنظر تلفيقي وي خصلت بسيار تشخصي مي دهد جانشين ماوراءالطبيعه جواهر سهروردي كرده است جستارگشايي: در بخش نخست اين نوشتار كه همزمان با كنگره جهاني صدرالمتالهين كه در تهران برگزار مي شود، به چاپ رسيد، نويسنده ضمن ارائه پيشينه اي بسيار موجز از سير تطور فلسفه از يونان و نيز در آميختن آن با عرفان ايراني و نيز توجه دادن خوانندگان به تعمق در قدمت اديان پيش از اسلام و تعدادي از اديان آسيايي، ظهور دين مبين اسلام و نيز آيات قرآن كريم را طليعه اي نو در ايجاد نحله اي فكري و فلسفي دانست. همچنين خوانديم كه پس از درگذشت فيلسوفاني چون ابن سينا و فارابي و شيخ ايران اشراق، متفكر و فيلسوف شاخصي به خود نديد تا زمان ملاصدرا كه بين دو مكتب مشاءو اشراق تركيبي ظريف و دقيق ايجاد كرد. در ادامه نويسنده به جايگاه ملاصدرا در فلسفه اسلامي و نيز رسالت اين بزرگمرد دنياي فلسفه و كلام پرداخت، ادامه گفتار را با هم پي مي گيريم. گروه معارف آخوند عبدالرزاق لاهيجي، شاگرد، شارح و داماد ملاصدرا، در اثر كم سان گوهر مراد به، تاسي از استاد و مرادخود، عشق وعقل و به عبارت ديگر حكمت استدلالي و شهودي - و يا فلسفه و عرفان - را در كليات معرفت جهانشناختي خويش، همسو و همدل نموده است. وي پس از بحثي مفصل درباره مكاشفات علميه و لزوم استكمال طريقه نظر براي صوفي نتيجه مي گيرد كه: آنچه از طريق كشف روشن مي شود، همان چيزي است كه از طريق برهان نيز معلوم مي گردد تنها تفاوتي كه ميان محصول كشف و نتيجه برهان موجود است اين است كه محصول كشف به مراتب روشن تر و شفاف تر از نتيجه برهان مي باشد و ممكن است چيزي پيش از آن كه از راه برهان معلوم گردد از طريق كشف به دست آيد ولي بدون اقامه برهان، حكم به صحت آن نمي توان نمود. به اين ترتيب چيزي كه نقيض مقتضاي برهان است، ادعاي كشف درباره آن جايز نيست و كسي كه مدعي آن گردد سزاوار تكذب خواهد بود. ( ) 14 پيداست كه از نظر لاهيجي مرتبه معرفت شهودي، ومعرفت استدلالي يكسان است. فياض در غزلي همين مفهوم را به نظم كشيده است: مريد عشق و پير عقل اگر باشم عجب نبود كه خاك راه استرشاد و آبروي ارشادم ( ) 15 گر چه آنگونه كه پيشتر نيز گفته شد، فياض و همه حكماي شاعر، در غزل، كفه مباني جهانشناختي خود را به سود معرفت شهودي سنگين و يكسويه نموده اند وحتي به استدلال و برهان عقلي نيز تاخته اند. مضاميني چون: -هر كجا عشق دعوي آغازد عقل را حجت و قياسي نيست مگو زعقل كه دام فريب خود راييست - مبين به علم كه آيينه خود آراييست / زلاف محرمي كوي دوست شد معلوم - كه عقل با همه تمكين هنوز سوداييست -خوانده اي فياض تا درسي زعلم عاشقي عقل كل را بارها پيش تو ملزم ديده ام ( ) 16 كه بارها و بارها در غزلهاي فياض آمده است، تداعي گر تقابل عشق و عقل در شعر و انديشه عطار، عراقي; خواجو، حافظ، مولوي و... است، و درحالت طبيعي بيان آنها از هر حكيم و فيلسوفي - به مفهوم خاص و اصولي آن -استبعاد دارد. از ميان عرفاي حد فاصل ابن عربي و ملاصدرا، شيخ محمود شبستري، استدلال و شور را دو راه رسيدن به حقيقت مي داند. صاحب گلشن راز، اگر چه با استدلال راست مخالف نيست، اما به نوعي برهان يقيني، كه فارغ از شبهه و ظن باشد، معتقد است: زجذبه يا زبرهان يقيني رهي بايد به ايمان يقيني با اين وجود از نظر شبستري برترين معرفت و شناسايي همان ادراك شهودي است. در بينش شهودي گلشن راز و در شناسايي حقيقي: شناسايي، شناسنده و شناختني، واحد است، كمااينكه، سلوك و سير و سالك يكي است. ادراك شهودي شبستري البته طوري است وراي عقل و بر برهان يقيني، البته برتر است: وراي عقل طوري دارد انسان كه بشناسد بدان اسرار پنهان ( ) 17 از نظر شيخ اكبر محي الدين ابن عربي - در مقام عارفي تمام عيار و بنيانگذار مكتب وحدت وجود عرفاني كشف و شهود به تنهايي و بي واسطه علم و تعقل; يگانه راه حقيقي معرفت است: اهل الله كه صاحبان اراده و اهل فتوح و اعتبار و كشف و شهوداند، اهل صدق و صاحب علم محققند كه هميشه مصيب و عاري از شك و شبهه است، كسي كه در مقام وصول به علم الهي از انديشه كمك مي خواهد و به فكر دست مي يازد، از اين طايفه نيست. از علوم و معارفشان بي خبر و از احوال و اذواقشان بي بهره است. علمش نيز محقق نيست كه گاهي مصيب است و گاهي مخطي. اراده اش نيز مطلق نيست كه صاحب فكر فقط امري سزاوار است اراده كند كه فكر و نظر در آن جايز و روا نباشد و نيل به آن هم از طريق كشف و شهود ناممكن نمايد. اما از آنجا كه به عقيده ما امري و موردي پيدا نمي شود كه معرفت آن از طريق كشف و شهود ممكن نباشد لذا ما به طور كلي فكر و نظر را ناروا مي دانيم چرا كه فكر موجب تلبيس و اشتباه و اشتغال به آن پرده و حجاب است. ( ) 18 ابن عربي در نامه اي به فخر رازي، علم معرفت خداوند را، دانشي كه موجب تكامل ذات خردمند شود خوانده و حصول آنرا با عنايت خداوندي و به ياري كشف و شهود ميسور دانسته است. ( ) 19 اما بعد. صدرالدين شيرازي اصول و اساس حكمت متعاليه خود را بر پايه و مايه معرفتي كه در خدمت شناخت و اثبات وجود واحد بسيط واجب حقيقي قائم به ذات بالفعل بنياد نهاده است. هر چند استدلال و برهان عقلي در اثبات و تثبيت اركان و مباني حكمت متعاليه صدرا نقشي اساسي به عهده دارد، ولي از نظر او كشف و شهود بعد از تحمل رياضات شاقه در وقوف به اسرار چيز ديگري است. معرفت در الشواهدالربوبيه صدرالمتالهين براساس رسالت، سبك و شيوه ويژه تحليلي خود - كه معمولا همه امور را از وجود آغاز و به وجود ختم مي نمايد - معرفت و كشف و شهود را نيز در خدمت شناخت همين امر قرار داده است، صدرا در اشراق نهم، شاهد اول، از مشهد اول، مبحث خود را حول محور اشكالاتي كه به نظريه اصالت و تحقيق وجود در خارج وارد آورده اند، متمركز نموده و ضمن انتقاد و اظهار شگفتي از عقيده شيخ عظيم الشان شهابالدين سهروردي - كه در ابتدا و انتهاي كتاب التلويحات دچار تناقض شده وجود را امري اعتباري دانسته - فرموده است: بايد دانست كه معرفت كنه و حقيقت وجود حاصل و ميسر نمي گردد مگر بوسيله كشف و شهود و بدين جهت گفته شده است كه: آنكه را كشف و شهود نيست علم و معرفت به وجود نيز نيست. ( ) 20 صدرا در فصل سوم از مقاله دوم كتاب كسرالاصنام الجاهليه مبحثي تحت عنوان در اثبات برتري علوم مكاشفه و اينكه اجل و اشرف آن علوم معرفت خداوند متعال است مطرح، نموده و فائده اصلاح اعمال شرعي و سير و سلوك و طي طريقت و تنوير دل را كشف ذات و صفات و افعال خداوند تبارك و تعالي دانسته است. صدرا در ادامه فرمايد: اين انكشاف حق تعالي در عرف استادان حكما و شريعت، معرفت ربوي ناميده شده و در عرف يوناني هاي قديم به اثولوجيا موسوم گرديده است. آن انكشاف را عرفا معرفت موسوم نموده اند.. پس رفيع ترين علوم، مكاشفه و اشرف آنها معرفت خداوند تبارك و تعالي است. و اين معرفت غايت ذاتي و سعادت حقيقي است كه شخص به آن نائل مي شود. بلكه آن امر عين سعادت و خير حقيقي، همان علوم مكاشفه است ولي آن سعادت را شخص مادام كه در دنياست درك نخواهد كرد، بلكه آنرا در آخرت درك خواهد نمود و ساير علوم براي نيل به علوم مكاشفه مراد و مورد توجه قرار مي گيرند. ( ) 21 بنظر صدرالمتالهين معرفت غايت سلوك و حركت، بلكه عينا مبدا و نهايت و فاعل و غايت است. همچنين معرفت از نظر علم و ايمان اول و از جهت شهود و عيان آخر است. ظهور و شدت معرفت سبب ايجاد شوق شديد و بالطبع افزايش حركت و سلوك و مجاهدت خواهد بود و هر چقدر شوق تقويت قويتر شود جنبه كشف و روشني معرفت بيشتر و اول دائره به آخر آن متصل خواهد شد و ميان عارف و معرفت، جز معروف كه مقصود است، باقي نخواهد ماند. و بدين سان اول عين آخر و باطن عين ظاهر و وجود در موجود و معبود منحصر مي شود و براي نابودي خيالهاي باطل و گمراه كننده اي كه موجب اثبات كثرت و دوئيت در واجب حق متعال است، شهود حكم وجود مي يابد، عين عبارت صدرالمتالهين بدين قرار است: علي ان غايتالسلوك و الحركتليست الاالمعرفه بعينهاالمبدا و النهايه، و الفاعل و الغايه، فهو الاول علما و ايمانا والاخر شهودا و عيانا فكلماالشتدت المعرفه جلاء و الشتدالشوق ظهورا حده و قوه و از دادت بازائهاالحركه و السلوك سعيا و اجتهادا و كلما قوي الشوق و ازدادت كملت الحركه، المعرفه كشفا وضوحا و هكذاالي ان يتصل اول الدائره باخرها و لم يبق في البين عارف و المعرفتغيرالمعروف و مشتاق و شوق غيرالمشتاق اليه، و سالك و سلوك سوي المسلوك اليه فصار المقصود الاول عين الاخر، و الباطن عين الظاهر; وانحصرالوجود في الموجود والمعبود و طابق الشهود لما عليه في الواقع حكم الوجود لازاله و ساوس الوهم المضل والخيال الضال الوجب لاثبات الكثيره والاثنبيه في المواجب الحق المتعال ( ) 22 باري آنچنانكه از نامه ابن عربي به فخر رازي و عقايد صدرالمتالهين، پيداست، اين دو عالم كبير، درك واحدي از علم معرفت خداوند داشته اند و هم بدين سبب توان گفت كه صدرا در تبيين يكي از مباني اصولي حكمت متعاليه، با ابن عربي هنباز و همساز است. با اين توفير، كه آخوند ملاصدرا بسياري از قواعد اشراق را كه بواسطه نارسايي دليل مورد اعراض اهل فن قرار گرفته بود، مستندالبيان نمود. عارف و اصل متذوق، قواعد كشفي و شهودي را در اين حكمت بايد سراغ كند، و متكلم مخالف حكمت و عرفان مشكلات كلامي را در اين فلسفه عاري از شوايب اوهام و مطابق نصوص و ظواهر شرع، بايد جست و جو نمايد. وي در حديث و تفسير و در مسايل ذوقي و كشفي و توغل در ربوبيات و انغمار در سلوك، بايزيد عصر خود و در حكمت مشاءصدر حكماي الهي و در حكمت ذوقي افضل حكماي اشراقي مي باشد. ( ) 23 به قول پرفسور كربن مصنفات ملاصدرا كه اثر يادبودي تجديد حيات ايران در عهد صفويان است، مظهر نوعي تلاقي مشرب ابن سينا و اشراق سهروردي حكمت الهي ابن عربي و حكمت عرفاني شيعه مي باشد. با اين وصف اگر چه ملاصدرا حكيمي اشراقي است، ولي ماوراءالطبيعه وجود و نگراني و اضطراب وجود را كه بنظر تلفيقي وي خصلت بسيار تشخصي مي دهد جانشين ماوراءالطبيعه جواهر سهروردي كرده است. ( ) 24 زمينه ها و ريشه هاي معرفت صدرايي اينكه رموز توفيقي چنين حيرت انگيز از كجا سرچشمه گرفته و شوارق الهام غيبي چگونه به قلب صدرا تابيده و منابع مطالعاتي وي -، از علوم ظاهري و باطني - و منشا بالندگي اقيانوس حكمت متعاليه، چه بوده است - خود محتاج رساله اي مبسوط و بحثي مستقل است - و از حوصله سخن ما بيرون است - با اين همه صدراشناسان، به تاسي از گفته هاي وي، چند مقوله را در موفقيت شگفت انگيز او برشمرده اند، از جمله: الف - مطالعه و بررسي و تحقيق دقيق در آثار و افكار حكماي يونان، اعم از فلسفه ارسطو، نوافلاطونيان، فيثاغورث، انباذقلس صدرا به ويژه در مسئله مثل از نظريه افلاطون، بهره برده است، اما در تدوين اصول اساسي حكمت متعاليه تحت تاثير هيچ يك از اكابر حكماي يونان نبوده است. ب - تفحص در كتب برجسته زعماي فلسفه اسلامي اعم از مشاء و اشراق و تعمق در آثار متكلمان، و دانشوران، آخوند ملاصدرا عليرغم مخالفت با بخش اعظم انديشه هاي بوعلي به آثار وي توجه خاصي مبذول داشته است و در نظريه ها و آراي كندي و فارابي و خواجه نصير تامل نموده است. از سوي ديگر حكمت اشراقي و فلسفه فارس، بخصوص انديشه شيخ اشراق، هميشه مطمح نظر صدرا بوده و از شعاع انديشه شيخ عظيم الشان فيض كافي برده است. همچنين آخوند بزرگوار ما، هيچگاه از كنار انتقادها و ايرادهاي متكلماني چون فخررازي، غزالي، باقلاني، اشعري، جويني و... بي تفاوت نگذشته علاوه است بر اينها اساتيد صدرا، بويژه دو استاد ارجمندش ميرداماد و شيخ بهايي در رشد و بالندگي افكار او نقش مهمي داشته اند. ج - عنايت و ارادت صدرالمتالهين به عرفاي عظامي چون محي الدين ابن عربي، صدرالدين قونوي، و جلال الدين محمد بلخي، مسلم و... دستگير او در حل مسائل ذوقي است. صدرا ضمن اينكه به افكار عرفا شايق بوده، در مقام تحقيق در مباحث ربوبي انديشه هاي ايشان را به ياري استدلال خاص خود تعالي بخشيده و به عبارت ديگر مباحث عرفاني را در مقوله حكمت متعاليه تقرير فرموده است. د - اما.. بي گمان رمز اصلي توفيق صدرا را در غور و تامل در اسرار و دقايق احاديث نبوي; كلمات ماثور ائمه، و وقوف بر معاني دقيق و لطيف نهفته در آيات قرآني بايد سراغ گرفت. آخوند عظيم الشان ما در تحليل و تبيين مسائل غامض فلسفي، از بطن شريعت و باطن آيات و احاديث و اخبار و نكات مستنبط از وحي ياري جسته است و در نتيجه اشتغال به رياضات شاقه، و بواسطه عنايت ازلي و لطف حق تعالي، به عقل فعال متصل شده و به تقرير حكمت متعاليه همت ورزيده است. و هم بدين اعتبار و به دلايل و اسباب ناگفته ديگر; آثار و افكار صدرالمتالهين، از ديدگاه شيعه اماميه از حكيمان ديگر ارزشمندتر و برتر است، چرا كه - مثلا - انديشه هاي بوعلي تا حدود قابل توجهي برمبناي آراي حكماي يونان است، و مقولات و گفته هاي شيخ اشراق نيز به سبب تاثيرپذيري شگرف از جريان فكري مزدايي و مخالفت با ظاهر شرع، هيچگاه مقبول نظر بزرگان دين نيفتاده است، حال آنكه ملاصدرا با شناخت كافي از گذشته و حال و درك عميق معضلات فلسفي زمانه خود، به كاري سخت مهم نائل آمد و كوشيد تا در هر مورد و مقامي واردات و اشتراكات خود را بر آيه هاي قرآن و گفتارهاي منسوب به پيامبر اسلام و پيشروان شيعه انطباق دهد و بدانها استشهاد نمايد و از اين راه به بينونت دين و حكمت كه داستاني بلند در درازاي تاريخ تمدن اسلامي دارد پايان بخشد. ( ) 25 پروفسور توشي هيكوايزوتسو، حكمت متعاليه و معرفت صدرايي را نوعي نظام مستحكم عرفاني قائم به خود در تلفيق با فلسفه مدرسي دانسته و جايگاه ملاصدرا را با وضع ارسطو در فلسفه يوناني و موقعيت ابن سينا در اعصار اوليه فكر اسلامي مقايسه كرده است. به نظر وي صدرالمتالهين نيز بسان شيخ اشراق ملزم به ايجاد ارتباط متقابل ميان تجربه عرفاني و تفكر منطقي بوده است. در تجربه شخصي ملاصدرا نقطه تلاقي عرفان و فلسفه بوسيله تحقق اشراقي ناگهاني وحدت نهايي عاقل و معقول و خود عقل انجام يافته است. زيرا تنها در چنين وضع و حال روحاني مي توان حقيقت مابعدالطبيعي اشياء را چنانكه واقعا هست و مقابل و مخالف طريقه اي است كه معمولا به نظر مي آيد، شهود كرد... ( ) 26 اشاره به چند اثر مهم ملاصدرا به جز رساله سه اصل; همه آثار صدرالمتالهين به زبان عربي نوشته شده است; از جمله: الحكمتالمتعاليه في الاسفار العقليه الاربعه; الشواهد الربوبيه; الحكمتالعرشيه; الواردات القلبيه; المظاهر الالهيه; المبدا و المعاد; المشاعر; اتصاف الماهيه بالوجود; رساله تصور و تصديق; شرح بر قسمت طبيعي و الهي هدايه اثيرالدين ابهري; المسائل القدسيه; طرح الكونين; كسر اصنام الجاهليه; اتحاد العاقل و المعقول; اكسير العارفين في معرفه طريق الحق و اليقين; حدوث العالم; حاشيه بر شرح حكمه الاشراق قطبالدين شيرازي; اجوبه عن مسائل عويصه; حاشيه بر الهيات شفا... دو اثر عظيم اسفار اربعه، و شواهد ربوبيه همه وجود و تن و جان حكمت متعاليه صدرالمتالهين را در برگرفته است و في الواقع اين دو مجموعه بي نظير و كامل نه تنها شامل همه افكار صدرا و حاصل مطالعات و رياضات و غور و تفحص اوست، بلكه چكيده فلسفه، حكمت و عرفان اسلامي، و فشرده هشت قرن تلاش و حركت و شكوفايي انديشه ورزي فيلسوفان، حكيمان و عارفان مسلمان است. ادامه دارد پي نوشتها: - 14 لاهيجي عبدالرزاق گوهر مراد چاپ تهران بي تا. ص (اين 16 كتاب گرانقدر پس از كنگره بزرگداشت فياض لاهيجي توسط زين العابدين قرباني - امام جمعه لاهيجان - تصحيح و چاپ شده است ) - 15 لاهيجي فياض - ديوان اشعار فياض لاهيجي به اهتمام . پريشانزاده چاپ اول تهران علمي فرهنگي - (غزل ) 525 - 16 پيشين /غزلهاي 183 و 596 - 17 بنگريد به: مقدمه صمد موحد برگلشن راز شيخ محمد شبستري ص 20 - 18 جهانگيري محسن - محيي الدين ابن عربي چهره برجسته عرفان اسلامي تهران دانشگاه تهران 1361 - 19 تفضلي تقي - بررسي و تحقيق درباره نامه محيي الدين ابن عربي به امام فخررازي، مقالات و بررسيها، دفتر - 19 20 سال - 1353 ص - 20155 مصلح جواد- ترجمه و تفسيرالشواهد الربوبيه ص - 19 18 مقدمه مترجم - 21 شفايي محسن ترجمه كسر اصنام الجاهليه چاپ اول تهران مترجم 1364 - 22 پيشين ص 148 - 23 بنگريد به صدرالدين محمد شيرازي - الحكمتالمتعاليه في الاسفار العقليه الاربعه -، الطبعه الثالثه، بيروت، داراحياء التراث 1981 9 العربي ج 1 ص 325 - 24 آشتياني سيدجلال الدين پيشين مقدمه ص - 97 96 - 25 كربن هنري - ارض ملكوت (كالبد انسان در روز رستاخيز از ايران مزدايي تا ايران شيعي ) ترجمه، ضياءالدين دهشيري، چاپ اول، تهران، مركز ايراني مطالعه فرهنگها- 1358 بخش مربوط به صدرا - 26 صفا ذبيح الله تاريخ ادبيات در ايران پيشين