Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780303-44744S2

Date of Document: 1999-05-24

( ) 23 شنبه 24 مرداد صبح با شوراي عالي دفاع و فرماندهان نظامي، خدمت امام قرار داشتيم كه درباره آينده جنگ و تحرك جبهه ها، تصميم بگيريم. امام، ابتدا از فرار فرندشيپ و ناوچه پرسيدند. معلوم شد هواپيما برگشته و دو نفر خلبان مانده اند. امام دستور دادند كه مراقبت بيشتر شود و افراد ناپاك تصفيه شوند كه اين گونه حوادث - كه حيثيت ما را مخدوش مي كند - پيش نيايد. در مورد جنگ، فرمودند جبهه ها را متحرك كنند. تيمسار ظهيرنژاد فرمانده نيروي زميني احتياط بيش از حد نشان مي داد و بيشتر تمايل به عدم حركتهاي سريع داشت. اصولا فرماندهان كلاسيك نظامي، با شيوه هاي مطمئن تر و حسابشده تر، تمايل دارند و سپاهيان با شيوه هاي انقلابي و سريع و ضربتي; ولي اكثريت خواهان حركت سريع بوديم و ادامه وضع موجود را به صلاح جنگ نمي دانستيم فرسايشي شده و دشمن انقلاب، همين را مي خواهد; هم براي ما و هم براي عراق. در خاتمه تصميم گرفته شد كه به همين زودي در دو جبهه كاري شود. زمان هم تعيين شد، بايد تعقيب كنيم... يكشنبه 25 مرداد جلسه علني داشتيم و بحث درباره كابينه آقاي باهنر بود. كابينه نسبتا جامعي است. مخالفان، بيشتر از خودمانيها بودند و بيشتر مخالفتها روي وزير كشور، آقاي مهدوي [كني ] و وزير بهداري، آقاي دكتر منافي دور مي زد. مخالفتها به خاطر كمبود امنيت و كمبود امكانات پزشكي است. دفاع هم خيلي قوي نبود، گرچه مخالفتها هم سطحي و شعارگونه بود. آقاي مهدوي [كني ] رنجيدند، مخصوصا از دفاع ضعيف آقاي باهنر و حق هم با ايشان است. ايشان مايل نبود كه در كابينه باشد، به خاطر مشكل انتخاب وزير كشور، ايشان را با اصرار نگه داشتند. كانديداهاي ديگر، آقايان بهزاد نبوي و ناطق [علي اكبر ] نوري و [رضا ] زواره اي بودند كه هر يك به دلايلي مخالفاني داشتند. بعداز ظهر در جلسه شوراي مركزي حزب جمهوري در نخست وزيري، شركت كرديم، آقاي خامنه اي هم براي اولين بار بعد از سوءقصد شركت كردند. احمدآقا هم اواخر جلسه رسيدند. درباره دبيركل و مسائل جاري كشور و رابطه با ليبي و اعزام هياتي به ليبي و ناوچه ربوده شده، بحث كرديم. احمدآقا، مطلبي درباره يكي از اطرافيان بني صدر كه حاضر به همكاري شده، داشت كه با آقاي [محسن ] رضائي درميان گذاشت. آقاي رضائي و آقاي [محسن ] رفيق دوست هم براي تحويل گرفتن امكانات اداره سوم از مركز اسناد اسلامي آمده بودند كه با آقاي باهنر مذاكره شد، قرار شد تحويل گردد. شب را در مجلس، در دفتر كارم ماندم و مقداري از كارهاي عقبمانده را انجام دادم... دوشنبه 26 مرداد شب در مجلس خوابيده بودم. صبح زود ساعت پنج ونيم، كميسيون آئين نامه داشتيم. ساعت هشت صبح، جلسه علني شروع شد. امروز بحثهاي موافقان خيلي خوب بود. صحبت آقاي خامنه اي كه بعداز سوءقصد، براي اولين بار در مجلس صحبت مي كردند، اثر زيادي در اقناع نمايندگان داشت. آقاي باهنر، خوب دفاع كردند و كابينه راي خيلي خوبي آورد. فقط يك نفر رد شد: آقاي مهندس تاج گردون نامزد وزارت راه، به خاطر شايعه اي نادرست; آراء زيادي درباره ايشان ممتنع بود. تا ساعت چهار بعدازظهر جلسه ادامه داشت. عصر، آقاي باهنر تلفن كردند و درباره اخباري از منابع مختلف، در خصوص تكون يك توطئه از طرف سلطنت طلبها و تحركهاي مخالفان در شمال غرب صحبت كردند. شب به خانه آمدم و احمدآقا هم در همين موضوع و موضوعات ديگر صحبت داشتند. قرار شد، فردا عصر در اين باره و درباره مديريت ارتش جلسه اي داشته باشيم. سه شنبه 27 مرداد ... اين روزها از منابع مختلف، گزارشهايي مي رسد كه دشمنان، بنا دارند حركت توطئه آميزي در سطح كودتا يا آشوب در بخشي از كشور بكنند. سلطنت طلبان، محور توطئه اند و حوادثي مثل ربودن ناوچه و هواپيماها، مربوط به همين توطئه است. با حضورآقايان رجائي، باهنر، [موسوي ] اردبيلي، [بهزاد ] نبوي، [خسرو ] تهراني و [محسن ] رضائي جوانب موضوع را بررسي نموديم. احتمال موفقيت براي دشمن ضعيف است و احتياطا تصميماتي اتخاذ شد; منجمله آماده باش ارتش و سپاه، بازداشت جمعي از متهمان بزرگ سلطنت طلب، حفاظت بيشتر از امام، خودمان، مجلس، صدا و سيما و توجه بيشتر به اروميه و هماهنگي تبليغات در جهت هوشيار نگه داشتن مردم. عصر، طبق قرار با احمدآقا به محل استراحت آقاي خامنه اي در شمال تهران رفتم. درباره نماينده دوم امام در شوراي عالي دفاع به جاي آقاي نامجو كه وزير شده و شوراي جانشين فرمانده كل قوا، مشورت كرديم. بيشتر از من مي خواستند كه بپذيرم، ولي با كارهاي زيادي كه دارم ترجيح مي دهم، من نباشم. اگر كسي مناسب پيدا نشود، ناچار بايد قبول كنم. شب را براي مراعات امنيت، به منزل احمدآقا رفتم. چون منطقه جماران، بهتر از هرجاي ديگر محافظت مي شود. اتفاقا ساعت سه بعد از نصف شب، ضدهوائيهاي منطقه شروع به آتش باري كرد و احمدآقا به تصور اينكه شايعه كودتا، تحقق پيدا كرده و يا به خاطر من به منطقه حمله شده، من را پيدا كرد. اما خيلي زود آتش خاموش معلوم شد شد شيئي نوراني در فضا ديده اند و احتياط كرده اند و امام هم در همان لحظه، براي نماز شب بيدار بوده اند. دوباره خوابيديم. چهارشنبه 28 مرداد براي اينكه تذاكرات و مشورتهايي با امام داشتم، صبح زود به مجلس نرفتم و از آقاي موسوي خوئيني ها خواستم، مجلس را اداره كنند. ساعت هشت ونيم صبح، خدمت امام رسيدم. از ايشان تقاضا كردم كه در اين ايام به خاطر تواتر گزارشهاي انجام توطئه، از پناهگاه موجود در محل اقامت استفاده كنند، ولي ايشان معلوم نيست اين پيشنهاد را بپذيرند. به ايشان، پيشنهاد عضويت احمدآقا را در شوراي عالي دفاع كردم، نپذيرفتند. ايشان با تصدي هرگونه پستي از طرف احمدآقا مخالفند و انعطاف ناپذير. قبلا پيشنهاد عضويت در شوراي انقلاب داده بوديم كه قبول نكرده بودند. قرار بود، امام اعلام اعمال ولايت فقيه در مورد تصميمات ضروري دولت و مجلس، در خصوص اصلاحات نمايند كه هنوز در ترديدند و خوف دارند كه مجريان، مثل گذشته افراط كنند و حقوق مردم را ضايع نمايند. قرار شد موارد لازم را به ايشان بگوئيم، اگر ضروري دانستند، در همان موارد اعمال نظر كنند... پنجشنبه 29 مرداد ... امروز، يكي از مراكز مهم تروريستهاي مجاهدين خلق كشف و محاصره شد و پنج ساعت درگيري ادامه داشت و بالاخره با دادن شش شهيد و چند مجروح، شانزده نفر دستگير و دو نفر از آنها كشته شدند، گويا از افراد سطح بالا و فعال مجاهدين هستند. چند مورد سوءقصد هم داشته ايم. آقاي مهندس غرضي از ژنو تلفني صحبت وضع كرد كنفرانس اوپك را گزارش كرد و درباره قيمت نفت و نظر عربستان سعودي، با اصرار به پايين نگه داشتن قيمت و بالا نگه داشتن سطح توليد گفت. ما نظر داديم كه در صورت توافق همه اعضاء روي 35 دلار براي هر بشكه موافقت كند و اگر اجماع نبود روي همان 36 دلار بماند. جمعه 30 مرداد .. عصر ساعت پنج، در جلسه شوراي عالي دفاع در ستاد مشترك شركت كردم. تيمسار فلاحي گزارش وضع جبهه ها را داد. گزارش تحقيقات از متهمان و بازداشتيهاي جريان فرار بني صدر و رجوي را شنيديم. ليست نيازمنديهاي لجستيكي ارتش مطرح شد كه هزاران خودرو از انواع بولدوزر تا جيپ بود. گفتيم كه وزارت دفاع تهيه كند، اما عمليات نظامي مقرر را نبايد موكول به رسيدن اينها كنند. از سد ابتكاري مهندس سرداري در شمال آبادان راضي بودند ممكن است به زودي اثر قاطعي در جبهه داشته باشد. خريد تانك از كره شمالي، مطرح و تصويب شد. شب به خانه آمدم.