Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780303-44741S1

Date of Document: 1999-05-24

همزمان با نمايش عمومي آثار به دست آمده آشنايي با تمدن و از منطقه مارليك; گنجينه مارليك اشاره: منطقه گيلان به خاطر نعمتهاي خدادادي آن مانند جنگل، رطوبت كافي، ريزش بارانهاي فراوان، منابع طبيعي، حاصل خيزي خاك و غيره در گذشته همواره مورد توجه اقوام باستاني ساكن در آن بوده است. كشف دهها محوطه قبرستاني در اين منطقه در بررسي ها وكاوشهاي باستانشناسي و كشف هزاران قطعه آثار و اشياء به دست آمده نشانگر استقرار اقوام مختلفي در دوره پيش از تاريخ و دورانهاي بعد در اين منطقه بوده است. از ميان دهها قبرستان قديمي در گيلان كه مورد كاوش علمي باستانشناسي قرار گرفته اند مارليك از همه مهمتر مي باشد. اين قبرستان در دره گوهررود در چهارده كيلومتري شرق شهرستان رودبار و در سمت راست سفيد رود با ارتفاعي در حدود 500 متر از سطح دريا واقع شده است. قبرستان مزبور بر روي يكي از تپه هاي باستاني اين منطقه قرار گرفته و در محلي به نام چراغ علي معروف است. نام اين تپه در قديم مارليك يعني در اصطلاح بومي محل مارها بوده است. پس از خريداري محل به وسيله مالك سابقش كه به نام چراغ علي بود، آن را چراغ علي تپه ناميدند. سابقه كاوشهاي باستانشناسي مارليك كاوشهاي علمي باستانشناسي مارليك از ابتداي پاييز سال هجري 1340 شمسي توسط هيات كاوشهاي مشترك اداره كل باستانشناسي و دانشگاه تهران به سرپرستي دكتر عزت الله نگهبان آغاز و تا آخر پاييز 1341 هجري شمسي به مدت چهارده ماه متوالي ادامه يافت. اين تپه در حدود 135 متر طول و 80 متر عرض دارد و قبور مكشوفه از آن مشتمل بر 53 قبر و متعلق به سرداران و سلاطين محلي است. قبور مارليك قبور مارليك عموما در سطح تپه احداث گرديده و ساختمان آن فقط در قسمت داخل منظم و با سنگ شكسته و ملاط گل ساخته شده و پشت ديوارهاي نامرتب آنها به خاك و سنگ طبيعي تپه متصل گرديده است. براي ساخت قبور اين قبرستان، از تخته سنگهاي بزرگ طبيعي كه در سطح تپه وجود دارد، استفاده شده آقاي است كام بخش از اعضاي هيات حفاري معتقد است سقف و پوشش قبور مارليك از چوب، احتمالا از سرو وحشي و بومي منطقه و به گويش محلي زربين بوده است. بزرگترين قبر مارليك xحدود 57 متر و كوچكترين /1 15xآنها متر بوده درون است اين قبور بنابر عقايد مذهبي آن زمان در ضمن تشريفات كفن و دفن اشياء مختلفي با نظم و ترتيب خاص به همراه مردگان بوده است. چهار نوع قبر در مارليك وجود دارد. قبور نوع اول: قبوري هستند كه به شكل نامنظمي ساخته شده و در ميان تخته سنگهاي بزرگ طبيعي ديوارهايي از سنگ شكسته و ملاط گل ساخته شده اند. اين قبور در حدود 5 متر طول و 3 متر عرض سرپرست دارند هيات معتقد است كه اين قبور به پادشاهان و سرداران بزرگ اين اقوام تعلق داشته اند. اشياء اين نوع قبور شامل انواع و اقسام ظروف سفالين و مفرغي، دكمه هاي تزئيني، خنجر، شمشير، پيكان، انواع سرگرز، مجسمه هاي برنزي و سفالين و اشياء ديگري مي باشد. قبور نوع دوم: از نوع اول كوچكتر و تا اندازه اي مستطيلي شكل ساخته شده است. اين قبور به ملكه ها و شاهزادگان تعلق داشته است. اشياء داخل آنها ابزار و ادوات تزئيني از قبيل انگشتر، گوشواره، دستبند، مجسمه هاي سفالي و برنزي حيوانات و انسان، ظروف زرين و سفالين و نيز مهره هاي بازي مي باشند. قبور نوع سوم: قبور مربع شكلي هستند و اشياء زيادي از داخل آنها بدست نيامده و محدود به يك پيشاني بند طلا، يك جفت گوشواره و يكي دو عدد گردن بند عقيق و چند تيغه مفرغي بوده است. بنا به نظر كاوشگر شايد اين نوع قبور مربوط به سرداران و پيشقدمان اوليه اين تمدن باشند. قبور نوع چهارم: قبوري هستند كه از قلوه سنگهاي بزرگ و ملاط گل ساخته شده و در xحدود 12 متر وسعت داشته اند. اشياء داخل اين نوع قبور منحصر به يك رديف دندان اسب، چند حلقه از مفرغ و دهنه مفرغي اسب اين مي باشند نوع قبور مخصوص اسب بوده ودرمجموع 3 نمونه از آن در كاوشهاي مارليك كشف گرديده است. نوع اشياء داخل قبور اصولا نهادن اشياء در قبور مردگان هر قومي از زمان قديم جزء عقايد مذهبي آنان به شمار مي رفته است. اين رسم و عادت در ايران، در تمام دورانهاي پيش از تاريخ و تا آغاز دوران اسلامي كم و بيش به نسبت در هر دوره متداول بوده است. مطالعات و تحقيقات باستان شناسي نشان مي دهد كه قبر مرده بستگي به ارزش اجتماعي او داشته و هر قدر شخص در گذشته از اهميت و ارزش اجتماعي بيشتري برخوردار بوده قبر او نيز منظم تر و وسيع تر تعبيه گرديده و اشياء قرار داده شده در قبور اين افراد نيز با افراد عادي تفاوتهاي زيادي داشت. آثار و اشياء مكشوفه از قبرستانهاي منطقه گيلان را در كل مي توان به دو دسته متمايز تقسيم كرد: دسته اول: آثار و اشيايي كه صرفا جنبه محلي داشته و از ذوق و سليقه هنرمندان بومي اين منطقه سيراب گشته اند. دسته دوم: آثار و اشيايي هستند كه تحت تاثير اقوام ديگر يا همسايگان آنان قرار گرفته است. اكثريت قريب به اتفاق آثار و اشياء بدست آمد از مارليك از دسته اول مي باشند. بسياري از اشياء بدست آمد از مارليك منحصر به فرد بوده ودر هيچكدام از مناطق ديگر همزمان خود مشاهده نشده اند. در مورد بومي بودن اين آثار كاوشگر آن اظهار مي دارد: نقوش زيباي روي جامهاي طلا از يك نوع درخت سروي است كه هنوز هم در اين ناحيه مي رويد و به نام زربين خوانده مي شود و يا گلدان سه شاخه اي كه در نهايت تناسب ساخته شده تقليدي است از لاله هاي سه شاخه وحشي كه هنوز هم در اسفند ماه در اين منطقه بخصوص دامنه هاي شمالي چراغ علي تپه به وفور همگي مي رويد به خوبي تمركز، وحدت، بوميت و اصالت اين هنر را در اين منطقه اثبات مي نمايند. يا آويزها و مهره هاي گردن بندهاي طلا تقليدي از شكل ميوه درختان جنگلي است كه هنوز هم سطح دره گوهر رود را پوشانيده است. به طور كلي اشياء بدست آمده از داخل قبور مارليك از نظر نوع جنس را مي توان به 5 دسته تقسيم نمود. - 1 ظروف: شامل ظروف سفالي طلايي مفرغي نقره اي سنگي موزائيك و خمير شيشه. كشف ظروف نفيس و بي نظيري چون جامها، كاسه ها، ليوانها، ظروف لوله دار، فنجان ها و پياله ها از تپه مارليك مي توان گفت در دنيا بي سابقه بوده است. بدنه اكثر ظروف زرين مارليك با نقش پر شده و نقوش آن از داخل چكش كاري شده و به صورت برجسته اي خود را نمايان مي سازند. اين نقوش راحيواناتي چون غزال، قوچ، ميش، گراز، ميمون، كركس وهم چنين نقوش گياهي، انسان، گاوهاي بالدار و غيره تشكيل مي دهند. تكنيكي ترين ظرف از ظروف گنجينه مارليك به جام مارليك معروف است. چهار گاوبالدار با سرهاي الحاقي پرچ شده دور تا دور آن را تزئين كرده اند. اين ظرف و ديگر ظروف زرين و سيمين مارليك كاملا جنبه تشريفاتي داشته و نقوش آن كاملا زنده و روان و در حال حركت هستند. ظروف سفالي بدست آمده از مارليك همچون ديگر نقاط همزمان خود در گيلان، ساده و بدون نقش بوده و گاهي تزئيناتي به شكل كنده بر روي اين ظروف مشاهده مي شود. يكي از بي نظيرترين ظروفي كه از مارليك كشف شده ظرفي از موزائيك مي باشد كه كاملا جنبه تشريفاتي داشته و به نظر مي رسد در مراسم خاصي مورد استفاده قرار مي گرفته است. دور تا دور اين ظرف از قطعات بسيار كوچك كه با 9 قطعه در كنار هم تشكيل يك لوزي را داده اند، احاطه شده است. رنگهاي زرشكي روشن، سفيد، سبز و آبي بر روي قطعات گرد و كوچك موزائيك جلوه و زيبايي خاصي به اين ظرف بخشيده اند. - 2 زيور آلات و تزئينات: شامل گردن بندها از مهره هاي مختلف، زيور آلات مفرغي مورد نياز انسان و همچنين اسب، زيورآلات از طلا، نقره، آهن، استخوان، سنگ، صدف و مس، جواهرات و زينت آلات بدست آمده از كاوشهاي مارليك مجموعه بي نظيري را تشكيل مي دهند و قسمتي از آنها به شرح زير مي باشد: تعداد زيادي گردن بندهاي مختلف، سنجاق هاي تزئيني، دستبندها، تاج و نيم تاجهاي زرين، دكمه ها و مدالهاي تزئيني بسيار زيبا از طلا و نقره و عقيق و نيز سنگ لاجورد، آويزها و گوشواره هاي متنوع و... - 3 ابزار و ادوات رزمي: اقوام ساكن در مارليك در ميان قبرستانهاي كاوش شده ديگر منطقه گيلان در درجه اول از اين ابزار استفاده نموده اند. از نظر اهميت در درجه اول سر نيزه ها و سپس خنجرها هستند. ديگر ابزار رزمي بدست آمده عبارتند از شمشيرهاي بلند، قمه هاي كوچك و بزرگ، پيكانهاي متناوب، سرگرزهاي متنوع و گوناگون، سپر، كلاه خودهاي مفرغي، تيردانهاي بزرگ، دستبندهاي دفاعي و... - 4 مجسمه هاي انسان وحيوانات: در كاوشهاي مارليك انواع و اقسام مجسمه ها و پيكركهاي برنزي، سفالين از قبيل گاو، قوچ، بز، شتر، گوزن و غيره بدست آمده است، در مجموع نمايشگر استفاده اقوام ساكن در اين منطقه از حيوانات اهلي و شكار در زندگي روزمره آنان بوده است. تعداد بسيار زيادي از اين مجسمه ها از سفال و ازمفرغ بوده كه از نظر هنر مجسمه سازي و نيز تكنيك كاري بي نظير هستند، از آرامگاههاي مارليك بدست آمده است. مجسمه هاي سفالي انسان و حيوانات به صورت مجوف ساخته شده و براي نگهداري مايعات بكار مي رفته است. اين مجسمه ها بنابر عقايد مذهبي همراه احتمالا مرده در گور قرار داده مي شد. هم چنين مجسمه هاي مفرغي كوچكتر ساخته شده و انسان و حيوانات مختلفي مانند اسب، پلنگ، سگ، گراز، بز كوهي، گوزن، قوچ و گاو را نشان مي دهد. برخي از آنها كاملا به شكل واقعي ساخته شده و برخي ديگر به صورت مشبك و استليزه ساخته شده اند. - 5 اشياء متفرقه: از اشياء متفرقه ديگري كه در مارليك بدست آمد مي توان از مهرهايي از جنس بدل چيني و سنگ حديد نام برد كه فقط به تعداد 11 عدد از آنها به دست آمده و فقط در 2 نمونه از آنها تعدادي محدود حروف مشاهده مي گردد. هم چنين از مارليك آثار نسبتا متنوعي از پارچه و نخ به صورت نخهاي تابيده بدست آمده كه به خوبي پيشرفت صنعت نساجي را در آن زمان در منطقه مارليك به اثبات مي رساند. پيشرفت نساجي درمنطقه گيلان در اواخر هزاره دوم و اوائل هزاره اول قبل از ميلاد، با كشف دوكهاي مختلف نخ ريسي از جنس هاي مختلف و هم چنين وسايل دوخت ودوز و خياطي از قبيل سوزن و غيره محرز ومسلم مي گردد. وضعيت وچگونگي تدفين مردگان در مارليك خاكسپاري انسانها پس از وداع با زندگي عادي ارتباطي كامل با مذهب هر قوم و قبيله اي داشته و اكنون نيز با پيشرفتي كه از نظر علم و تكنولوژي و صنعت در جوامع مختلف بشري رخ داده باز با اين وجود تدفين انسانها طبق آداب و رسوم و سنتهاي مذهبي مخصوص هر جامعه صورت مي پذيرد و مي توان با بررسي علمي دقيق در يك قبرستان قديمي به اعتقادات و يا رگه هايي از مذهب آن قوم يا جامعه پي برد. از نكات مهمي كه تا به حال در مورد آن به بحث و بررسي دقيقي پرداخته نشده و وضع آن كاملا مشخص نگرديده، طرز تدفين مي باشد. از قبور مكشوفه در قبرستان مارليك و ديگر قبرستانهاي گيلان و مقايسه آن با ساير نقاط همدوره با مارليك از قبيل حسنلو، سليك، خوروين، پيشواي ورامين، قيطريه و ديگر مناطق مي توان نتيجه گرفت كه اقوام مزبور، - 1 كليه مردگان خود را به خاك مي سپردند - 2 مردگان را در قبر به پهلوي چپ و يا راست و يا طاقباز قرار مي دادند - 3 دستها و پاهاي مرده را قدري جمع به مي نمودند نظر مي رسد در هر موقع روز كه مي خواستند مردگان را دفن كنند صورت آنان را معمولا به سمت آفتاب قرار داده و در نتيجه تمام طول بدن عمود بر جهت تابش نور آن، قرار مي گرفت. هويت اقوام مارليك در مورد اقوام ساكن درمارليك هيچگونه كتيبه يا سند مكتوبي بدست نيامده است كه بتوان اظهار نظري نمود و فقط در دو مهر استوانه اي تعدادي حروف از آنها بدست آمده است. سرپرست هيات كاوش، اقوام ساكن در مارليك را از گروه هندو ايراني دانسته و اظهار مي دارد: احتمالا اقوام باستاني ماردها كه پيشقدمان آنها در نيمه دوم هزاره دوم قبل از ميلاد به اين منطقه وارد شده و در دامنه هاي شمالي جبال البرز و كرانه هاي جنوبي درياي خزر مستقر گرديده اند معرفي مي نمايند. آن ها به تدريج در اين منطقه يك كشور پيشرفته و شكوفائي تشكيل داده و شواهد نشان مي دهد كه از تپه مارليك به عنوان قبرستان سلاطين و سرداران و خانواده آنها استفاده نموده اند اين اقوام دست كم در حدود 2 يا 3 قرن بلكه مدت طويلتري يعني احتمالا از قرن 14 تا 10 قبل از ميلاد در اين منطقه ساكن بوده و روزگار را در اين سامان گذرانيده اند. ارتباط هنر مارليك با هنر ديگر اقوام و تمدن ها يكي از تمدنهايي كه ارتباط آن با برخي از تمدنهاي منطقه گيلان بسيار مشهود است تمدن آشور مي باشد. هنر مارليك در تمدن آشور به وسيله پروفسور كندي ( Candy) مورد مطالعه قرار گرفته است. نامبرده اظهار مي دارد: بعضي از نقوشي كه جامه و قباي آشور نازيرپال دوم (II Ashurnazirpal) پادشاه آشوري را تزئين مي نمايد نقوش غيرآشوري است. او در ادامه مي افزايد كه امكان دارد نقش درخت نخل نامتجانس و دورگه پيوندي را كه بر روي برودوزي، سوزن دوزي يا مليله كاري لباس ملاحظه مي گردد به طرز فكر و سبك كار هنرمندان مناطقي كه جامها و اشياء حسنلو و مارليك را ساخته اند، نسبت داد. منصور آبيار معاون پژوهشي موزه ملي ايران