Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780303-44739S1

Date of Document: 1999-05-24

فيلمسازي حرفه من است عكاسي بخشي از زندگي ام گفت وگو با عباس كيارستمي * اشاره: دومين نمايشگاه عكسهايي از طبيعت عباس كيارستمي از 20 تا ارديبهشت 27 در گالري گلستان برپا بود. در ديدار از نمايشگاه، فرصتي دست داد تا با فيلمساز بلندآوازه كشورمان در مورد عكسها و همچنين فعاليتهاي سينمايي اش صحبت كنم كه مي خوانيد: o اين نمايشگاه چندمين نمايشگاه عكس شما محسوب؟ مي شود پنجمين، اولين نمايشگاهم در ايران و در همين گالري گلستان برگزار شد بعد در سه كشور سوئيس، ايتاليا و يونان نمايشگاه داشتم، اما نمايش عكسها همراه با فروش اولين بار است. o از شواهد امر پيداست كه استقبال بسيار خوب بوده و تقريبا بيشتر آثار به نمايش درآمده به فروش رسيده، خود شما امضاي عباس كيارستمي فيلمساز را در استقبال و خريد گسترده اين آثار تا چه حد موءثر؟ مي دانيد به طور دقيق نمي توانم پاسخي بدهم، به گمانم بي تاثير نبوده، اما آنچه مسلم است اينكه، اگر كارها به اندازه كافي خوب نبود كسي حاضر نمي شد به خاطر وجود امضاي من بر روي يك تصوير زشت بهايي بپردازد. به هر حال 3 عامل را در موفقيت نسبي نمايشگاه سهيم مي دانم اول خود تصاوير، دوم انگيزه كمك به كودكان مبتلا به بيماري سرطان و در آخر امضاء اثر. o اين عكسها حاصل چه مدت كار است و آيا تمام عوايد نسبتا زياد آن به جمعيت حمايت از بيماران مبتلا به سرطان اختصاص؟ مي يابد آثار به نمايش درآمده حاصل يكسال كار و منتخبي از 2000 عكس گرفته شده از طبيعت است كه عوايد حاصل از فروش 250 عكس انتخابي من با احتساب و كسر هزينه هاي چاپ و قاب و احتمالا درصد گالري تماما به جمعيت اختصاص خواهد يافت. o قيمت گذاري ها كمي عجيب به نظر مي رسيد عكسهاي بزرگ سي هزار تومان و عكسهاي كوچك بيست هزار تومان! خودتان حساسيتي روي اولويت بندي كيفي و كمي آثار؟ نداشتيد معتقدم اين سليقه مخاطب اثر است كه مشخص مي كند كدام عكس بهتر است. بين اين عكسها آنهايي كه به نظر مخاطبانش متفاوت تر بود مدت زيادي روي ديوار اما نماند درباره قيمتها فكر مي كنم، با توجه به آنكه از هر عكس فقط يك قطعه در معرض فروش قرار داده مي شد و به نوعي خريدار را صاحب يك اثر منحصر به فرد مي كند، پائين بود. o آيا عكاسي را هم مانند فيلمسازي به شكل جدي دنبال خواهيد؟ كرد و در آينده نيز نمايشگاههاي مشابهي برپا ؟ مي كنيد فيلمسازي حرفه من و عكاسي بخشي از زندگي و علاقه شخصي ام است و حتما انرا به طور جدي دنبال خواهم كرد، با توجه به استقبالي كه از نمايشگاههاي قبلي شد اگر فيلم جديدم به فستيوال ونيز راه يابد در حاشيه فستيوال نمايشگاه عكسي برپا خواهم كرد. o پس در تدارك مراسم ويژه براي فستيوال ونيز؟ هستيد بستگي به دو عامل دارد اول تمام شدن مراحل فني فيلم كه فعلا در مرحله صداگذاري هستيم و زمان دقيقي براي اتمام آن ندارم و عامل ديگر پذيرفته شدن فيلم توسط هيات انتخاب جشنواره است. به هر حال بسيار اميد دارم كه آماده سازي فيلم بدون مشكل و در زمان باقيمانده به انجام برسد. در غير اين صورت مراسم ويژه را براي اولين فستيوال پس از ونيز كه جشنواره فيلم فجر تهران است، آماده خواهم كرد. o پس از مدتها انتظار تماشاگران ايراني، طعم گيلاس شما به نمايش درآمد، استقبال از آخرين اثرتان راضي كننده است يا؟ خير متاسفانه تاكنون تصوراين بود كه من مانع اكران اين فيلم در ايران هستم و تمايلي به نمايش آن ندارم در حالي كه هيچ دليلي براي اين عدم تمايل وجود ندارد، واقعيت آن است كه توزيع غيرمجاز فيلم به شكل ويديويي و با كيفيت بسيار بد و رغبت نداشتن پخش كننده و سينماداران - كه ظاهرا فيلم را نپسنديده بودند - از دلايل اصلي اكران ديرهنگام طعم گيلاس در ايران بود، اما بيشتر نگراني من به عنوان سازنده اثر به واكنش تماشاگر ايراني مربوط مي شد چرا كه به هيچ عنوان مايل نبودم در مقابل سئوال خبرنگاران خارجي درباره برخورد هموطنانم با فيلم، پاسخ عدم استقبال باشد، كه خوشبختانه در عمل اينگونه نشد و اكران موفق فيلم نشان داد كه ما نمي توانيم در مورد قضاوت مردم، پيش داوري كنيم. چرا كه پس از سه هفته نمايش در دو سينما قرار است دو سينماي ديگر نيز نمايش آنرا آغاز كنند كه اين خود به معناي استقبال خوب از فيلم است. o غير از تهران فيلم در شهرستان ديگري هم به نمايش ؟ درآمده بله، براي اولين بار شهر اصفهان ميزبان يكي از آثار من بر روي پرده سينماست. به همين بهانه سفر كوتاهي به اصفهان داشتم و در برخورد نزديك با تماشاگران متوجه شدم كه ارتباط غالبا خوبي با فيلم برقرار كرده اند. نكته قابل توجه در مورد نمايش طعم گيلاس در اصفهان اقدام ارزنده صاحب سينما بود كه براي نخستين بار در ايران بليت ها با تخفيف دانشجويي به جوانان دانشجو عرضه مي شد كه اميدوارم اين حركت - كه تقريبا در همه جاي دنيا مرسوم است - در ايران نيز آغاز شود. o و صحبت پاياني... در مجموع بسيار خوشحالم وقتي مي بينم تماشاگر ايراني هم مثل تماشاگران همه جاي دنيا با حساسيت فوق العاده با فيلم برخورد مي كند و حتي اگر حاصل كار را نمي پسندد بي تفاوت هم از كنار آن نمي گذرد، و اين همان چيزي است كه براي من بسيار حائز اهميت است. ليلا قبادي