Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780302-44737S2

Date of Document: 1999-05-23

نداي بهاران نداي آزادي و آزادگي هم ميهن عزيز بهار با شكوفه هاي سرخ و سفيد به ميهماني شما مي آيند بوي بهار در كوچه ها و پس كوچه ها، در خيابان ها و سبزه زارها و جنگل ها به مشام مي رسد، بهاري كه جوانه هايش از ترس و بيم سرماي سخت زمستان، چون نوزادان لطيف و زيبا در پوششي از پرنيان به خواب رفته بودند و خوابهاي خوش بهاري مي ديدند، آزادانه لب مي گشايند و خندان به طبيعت و به بهار و به آزادي درود مي فرستند. جوانه ها باز مي شوند و بامدادان را عطرآگين مي كنند و بلبلان را به ميهماني گل هاي رنگارنگ فرا مي خوانند. به ميهماني گل هاي قشنگ و زيبايي كه دست لطف آميز خداوندي، برگ برگ آن را رنگ آميزي كرده است، مي روند. چقدر زيباست آن زمان كه نسيم ملايم بهاري در پهن دشت خداوند كه سبزه زارهايش چون گيسوي بلند و افسونگر به رقص در مي آيند و امواج آن، چشم هر بيننده را خيره مي سازد كه بهار چگونه آزادانه ديوارها را فرو ريخته، از قيد وبندها رها شده، تا عشق و زيبايي و تولد دوباره را به طبيعت ارزاني بخشد. دربهار جويبارها و رودخانه ها، غرش كنان با شتاب، روان مي شوند، از صخره ها و كوه ها و دشت ها گذر مي كنند تا همه جاي زمين را بارور سازند، دانه ها از ديوار خاكي كه آدميان زندانش مي نامند، آزاد و رهامي شوند، غنچه مي دهند و به بار مي نشينند و... در بهار شكوه علفزار هر بيننده اندوهگين را كه سرنوشت به او روا داشت به وجد و سرور وا مي دارد تا رنج و اندوهش را بدست بادبسپارد. در بهار شكوفه هاي سفيد و سرخ، بنفشه ها دركنار پرچم ها به رهروان عشق و دوستي به آزادي و آزادانديشي درود مي فرستند تا پيام سرخ و آتشين خويش را به بيگانگان ستم پيشه برسانند. در بهار، پرندگان زيبا و دوست داشتني روي شاخك هاي درختان جنگل به غنچه ها و شكوفه و برگ هاي تازه كه از نكهت بامدادي بازگشته، خوش آمد مي گويند و سرمست شادي مي شوند، و نغمه هاي دل انگيزشان، گوش هر شنونده را نوازش مي دهند. در بهاري كه مي آيد، شتابان چون رودخانه، پاك بسان قلب كودكان، آزادي و آزادگي چون كبوتران، عشق و محبت چون بلبلان خوش آواز، گفتار و رفتار به نرمي گل برگ، سخت كوشي بسان مورچگان را سرلوحه خود قرار دهيم و با پاهاي ستبر و استوار اين سد آهنين را بشكنيم و بسوي پيشرفت تلاش كنيم، تا بهاري ديگر، بهاران ديگري را كه سرشار از عشق راستين و آزادي باشد شاهد باشيم. حسين سبحاني