Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780302-44737S1

Date of Document: 1999-05-23

كمبود فضاهاي آموزشي و نقش ساختمان هاي استيجاري مطلبي كه به حضورتان تقديم مي دارم مربوط است به فضاي آموزشي مدارس و لايحه اي كه حدود 6 ماه پيش به قيد دو فوريت از تصويب مجلس گذشته است. جالب است كه متن كامل اين قانون هم درجرايد چاپ نشد، كه مابدانيم موضوع ازچه قرار است. من بيش از 30 سال به كار مدرسه داري اشتغال داشتم حالا هم بامدارس و مشكلاتشان در ارتباط هستم و مطلبي كه مي نويسم حاصل لااقل 50 سال تجربه و مشاهده است اميدوارم مورد توجهتان قرار گيرد. فضاي آموزشي از اركان اصلي مدرسه و مدرسه داري و موءثر درامر رشد تحصيلي است. اگر فضاي آموزشي متناسب با جمعيت دانش آموزان كلاس باشد علاوه بر اينكه كيفيت تحصيلي دانش آموزان در سطح مطلوبي قرار خواهد گرفت به ميزان قابل توجهي از افت تحصيلي كه هم اكنون ازرشد بالايي بهره دارد، كاسته خواهد شد. وزارت آموزش و پرورش ساليانه ميلياردها ريال زيان افت تحصيلي را متقبل مي شود كه چندين برابر مال الاجاره واحدهاي آموزشي افت است تحصيلي علاوه بر زيان مادي اثرات بسيار ناگواري برروحيه دانش آموزان و خانواده هاي آنها دارد - افت تحصيلي منجر به ترك تحصيل خواهد شد و رشد مخروطي شكل دانش آموزان ازدوره ابتدايي به راهنمايي موءيد اين امر است. كمبود فضاي آموزشي تاثير نامطلوبي روي سلامت كودكان باقي مي گذارد - زندگي شهرنشيني و آپارتمان نشيني ايجاب مي كند تا بچه ها لااقل درمدرسه جايي براي دويدن و بازي كردن داشته باشند، كه ندارند. اگر مدارس باصطلاح غير انتفاعي كه اسم نامسمائي است و همان بهتر كه بگويند مدارس ملي يا غير دولتي توانسته اند موقعيتي كسب كنند و خانواده ها وبچه ها را جلب كنند براي اين است كه امكانات مناسبي در اختيار دانش آموزان و آموزگاران قرار مي دهند و اهم اين امكانات فضاي آموزشي اكثريت است قريب به اتفاق معلمان و مديران مدارس غيرانتفاعي همان آموزگاران شاغل يا بازنشسته وزارت آموزش و پرورش هستند و با آشنايي كه به روحيه اين عزيزان داريم قدرمسلم توان آموزشي شان را در هر دو نوع مدرسه اعم از دولتي و خصوصي يكسان صرف مي كنند - منتهي مسئله مهم امكانات مدارس است كه با هم تفاوت دارند. در كلاسهاي دو و سه نوبته پرجمعيت و محدود بودن وقت كلاس /2 5به ساعت تا 3 ساعت گاهي صبح و گاهي بعدازظهر وبعضا عصرها كارآيي معلم با كلاسهاي كم جمعيت و يك نوبته و چهار و نيم تا 5 ساعت وقت درس و داشتن فضاي بازي و غيره مسلما متفاوت است. از بعد ازانقلاب مشروطيت تا سالهاي اخير كه دولتها مسئوليت تعليمات عمومي را به عهده گرفتند به سه طريق مسئله فضاي آموزشي را حل مي كردند: - 1 از بودجه دولتي مدرسه مي ساختند - با وجوديكه دولت در سالهاي اخير از امكانات مالي وسيعي بهره داشت ولي كار چندان مفيدي انجام نداده و كمبودهاي موجود حاصل كم كاري آن زمان است. - 2 از محل بودجه اوقاف و شهرداريها و مردم مدرسه ساخته مي شد كه چندان مثمرثمر نبود. - 3 كمبودها كه حجم وسيعي را شامل مي شد از طريق اجاره تامين مي شد كه ساختمانهاي استيجاري موجود هم مربوط به آن زمان است. بعدازانقلاب - 1 دولت با وجود محدوديتهاي مالي و جنگ تحميلي و تخريب وسيع مناطق اشغالي معذالك در ساختن مدرسه به كوشش وسيعي دست زد. - 2 مردم به طرز چشمگيري به ياري دولت شتافتند - هزاران كلاس مجهز ساخته و تحويل وزارت آموزش و پرورش دادند و اين تلاش افتخارآميز همچنان ادامه دارد. - 3 معذالك به علت كم كاريهاي دوران قبل از انقلاب در امر مدرسه سازي و بعلت رشد بي رويه جمعيت و هجوم غير قابل پيش بيني دهقانان به شهرها با كمبود مدرسه و فضاي آموزشي روبروشديم كه طبق رويه معمول مي بايست ازطريق اجاره تامين مي شد كه نشد؟ چرا براي اينكه بعضي از افراد صاحب قدرت و تصميم گيرنده روابط سالم وزارت آموزش و پرورش رابا صاحبان مدارس استيجاري مختل كردند - آنها فكركردند براي كمك به صندوق دولت بهتراست اجاره ها راندهند - در پرداخت اجاره تاخير كنند، مال الاجاره ها راحتي با نظر كارشناس منتخب خودشان تعديل كنند والنهايه به بهانه احتياج مانع از تخليه مدارس شوند. نتيجه اين رويه ناپسند اين شد كه وزارت آموزش و پرورش در عين احتياج مبرم 19 سال است نتوانسته است حتي يك اطاق اجاره كند - نتيجه ديگرش اين است كه آثار زشت و وحشتناك كمبود فضاي آموزشي تحميل بچه هاي معصوم شد - دسته اي پشت درهاي مدرسه ماندند - دسته اي هم كه داخل مدرسه شدند شرايط استفاده ازمعلم و كلاس را از دست دادند. گاهي مسئولان محترم وعده مي دهند در پايان برنامه چهارم مشكل فضاي آموزشي حل خواهد شد كه بايد گفت مدرسه اي كه چند سال بعد ساخته مي شود براي بچه هاي آن زمان است - تكليف نسل واجب التعليم موجود چه ؟ مي شود من اطلاع موثق دارم كه ارگانهاي مختلف وزارت آموزش و پرورش در امر بالا بردن سطح تحصيلي دانش آموزان برنامه ريزي مي كنند، مطالعه مي كنند، كارهاي هدفمند و صحيحي انجام مي دهند، به كيفيت كتابهاي درسي مي پردازند، سطح دانش معلمان شاغل را به طرق مختلف بالا مي برند - اما كمبود فضاي آموزشي مانع از به ثمر رسيدن برنامه هاي مفيدشان شده است. پس چه بايد؟ كرد اخيرا لايحه اي با قيد دو فوريت از تصويب مجلس گذشت كه اگر جناب وزير محترم آموزش و پرورش كه تقديم كننده لايحه به مجلس هستند به صراحتي كه قانون ملحوظ داشته است عمل كنند تا حدي مشكل كمبود فضاي آموزشي حل خواهد شد - طبق اين قانون وزارت آموزش و پرورش موظف است مال الاجاره ها را طبق نظر كارشناسي تعديل كند و با اين ترتيب روابط تخريب شده وزارت آموزش و پرورش با صاحبان مدارس استيجاري التيام پيدا خواهد كرد. مالكان موجود اين مدارس يا فرهنگي هستند و يا اشخاص خيري هستند كه مايملكشان را در اختيار مدرسه گذاشته اند و توقعي جز دريافت اجاره متعادل ندارند - اكثريت شان تمايلي به تخليه ندارند - بنابراين، اين امر موجب خواهد شد افراد ديگر هم حاضر شوند ملكشان را براي مدرسه به اجاره واگذار كنند و اين همان چيزي است كه ما مي خواهيم يعني كمبودها را ازطريق اجاره جبران كنيم تا گشايشي براي مدرسه سازي و رفع احتياجات فراهم شود. اما اگر جناب وزير كه با حسن نيت لايحه را تقديم كرده و به شكل قانون درآورده اند بخواهند صاحبان مدارس را به دادگستري بفرستند تا از آن طريق تقاضاي تعديل كنند - اولا خلاف صراحت قانون مصوب عمل كرده اند ثانيا در همان نقطه قرار خواهند گرفت كه حالا هستند، در حقيقت چيزي عوض نشده جز اينكه اختيار تصرف ساختمانها را تا سال 1380 گرفته اند. يحيي مافي