Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780302-44728S4

Date of Document: 1999-05-23

يادداشت فرهنگي همه ء زبان ها را پاس بداريم! هفته گذشته نامه اي از يكي از هنرمندان عزيز سينماي كشورمان در يكي از روزنامه هاي عصر، خطاب به آقاي مهاجراني چاپ محتواي شد نامه انتقاد به رويه آقاي مهاجراني و مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در عدم حمايت از سينماي دفاع مقدس است كه چون اظهارنظر در اين مورد در تخصص نگارنده نيست، بدان هر نمي پردازم چند وجود فضاي نقد و بيان نظرها به صورت شفاف و انتقاد از بالاترين مقام هاي اجرائي كشور بخودي خود مغتنم و عزيز است و بايد كه براي حفظ اين فضا همه بكوشند. آنچه باعث نگاشتن اين يادداشت شد، چند خطاي نگارشي فاحش است كه اگر بروز چنين اشتباهي را از جانب يك كارگردان كه ممكن است ادعاي زبانداني نداشته باشد - قابل چشم پوشي بدانيم، از تحريريه يك روزنامه نسبتا با سابقه نمي توان انتظار داشت - تكرار اين اغلاط نگارشي راه را بر فرضيه اشتباه چاپي بسته است و لازم مي نمايد در اين بخش، مسئولان محترم اين روزنامه سخت گيري بيشتري كنند! در نوشته اين كارگردان محترم آمده است: مسعود بهنود همان كسي كه ولايت فقيه را در شرايط كنوني از تحمل بشريت خارج و نظام اسلامي را استبدادي مي داند در شوراي تامين درجه اجازه ساخت مي گيرد و.. تا اينجا مي فهميم كه مركزي يا نهادي وجود دارد به نام شوراي تامين درجه كه هر چند به لحاظ مفهومي ثقيل و نادرست است، اما از نظر نگارشي درست مي نمايد. چند سطر پايين تر در همين مطلب آمده است: در شوراي تائين درجه يا همان سفره تساهل و تسامح حضرت عالي الف مي شود. تا اينجا اشتباهات قابل تحمل است اما در ستون بعد، پس از ذكر ديگري از اين شوراي بي معنا جملاتي مي آيد كه علاقه مندان زبان فارسي را سخت مي آزارد: در اين نامه آمده است: ... و با وام گرفتن از دو تن از اعضاي شوراي تامين درجه براي ساخته نشدن فيلم يا ارجاع آن به يك مقام يا كارگردان رتبه الف، مميزي پنهاني را با پوشش شوراي تائين درجه تاييد كرد، چرا كه تائين تكليف براي هنرمند، بعد از دوم خرداد امري مغضوب و... البته خواننده هوشمند بايد دانسته باشد كه نه شوراي تامين درجه داريم و نه شوراي تائين درجه، بلكه تنها شورايي داريم تحت نام شوراي تعيين درجه. البته گفته شد كه تصور غلط چاپي با تكرار چند باره تركيب شوراي تامين درجه و تائين درجه و تائين تكليف باطل است. وقتي نوشتن اين سطور آغاز شد، تنها مي خواستم همين نكته را ذكر كنم و اما بس پس از خواندن كل متن - كه در مكتب و سبك جريان سيال ذهن نوشته شده است - حدس زدم كه فيلمساز ياد شده از نوشتن اين نامه قصد دارد به ارزيابي نامنصفانه فيلمهاي خود در شوراي تامين يا تائين درجه اعتراض كند. حدس زدم، به اين دليل كه فهم معناي جملات ايشان دشوار است، پس لازم آمد دو قطعه از اين متن براي نظرخواهي از مردم در مورد معناي آن ذكر شود. كم كاري و بي دقتي دوستان همكار در روزنامه ياد شده جاي گله داشت و آنها به هر روي بايد حساسيت بيشتري در مورد آنچه در روزنامه چاپ مي شود، نشان دهند. اما اين دو جمله را براي همراهي با فيلمساز معترض مي آوريم. ما نيز با خواندن اين نامه ( بدون تفره رفتن! ) به تعيين درجه ج براي فيلمنامه هاي ايشان معترضيم! جمله اول: بنده مفتخرم به دليل اين كه تهيه كننده ارزشي با نام محراب فيلم كه برادران بزرگواري چون آقاي شورجه و برادر شمقدري كه فيلم بر بال فرشتگان ايشان مورد تقدير رهبر معظم انقلاب شد، به عنوان تهيه كننده الف معرفي و سپس فيلمنامه من جيم شد! جمله ديگر: آقاي وزير. من افتخار مي كنم كه آقاي داد به عنوان يك كارگردان متبحر، با هوش و بااستعداد و خوش ذوق كه با حمايت دولت هاي قبل از دوم خرداد فيلم ارزشي بازمانده را ساخته اند، اينك در عرصه مديريت، متاسفانه در دام سياست زدگي و حقيقتا به قول مرحوم دكتر شريعتي حقيقت را فداي مصلحت و يا به نوعي حمايت و فعاليت و هدايت سينماي انقلاب و دفاع مقدس را فداي جناح بازي يا حفظ حضرت عالي در دوره رياست شما در ارشاد را دارد. (در مورد جمله اخير يافتن معنا مشكل است، كساني كه در مورد معناي جمله نظر مي دهند، تنها پاسخ دهند كه فيلمساز معترض به چه چيزي افتخار كرده است! ) حميدرضا اسلامي