Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780301-44720S2

Date of Document: 1999-05-22

يادداشت شوراي شهر تهران و جانشين غلامحسين كرباسچي شوراي شهر تهران فردا درباره جانشين غلامحسين كرباسچي، تصميم مي گيرد. جانشين كرباسچي مفهومي است كه براي شهردار آينده تهران، مسئوليتي بزرگ ايجاد مي كند، زيرا مردم به صورت طبيعي، دولتمردان و مديران را با اسلاف و اخلاف آنان مي سنجند و همين سنجش است كه كساني را بر ثرياي منزلت اجتماعي مي نشاند و كساني ديگر را به ورطه هلاك اجتماعي مي كشاند. غلامحسين كرباسچي د رزمره گروه نخست است و جانشين وي - به ويژه اگر متعهد به اجراي طرح هاي عمران شهري تهران براساس استراتژي كرباسچي باشد - با چند مشكل روبروست. مشكل نخست اين است كه ادامه طبيعي كار كرباسچي به رفع پاره اي گره ها و كلاف هاي شهري تهران بستگي دارد كه شهردار پيشين تهران خود قرباني آن شد. كلاف اصلي شهر تهران اين است كه كساني با درآمدهاي تجاري بي حساب و كتاب و به مدد دفترهاي درآمد كاذب از، پرداخت عوارض و ماليات طفره مي روند; كرباسچي حاضر نبود به ا ين باج خواهي آشكار و شبيخون به كيسه درآمدهاي عمومي، تمكين كند و در نهايت نيز تاوان جسارت خود را در برابر صاحبان منافع دلالي، پرداخت. كسي كه قرار است فردا شهردار تهران شود از همان آغاز با سنگ اندازي كساني روبرو خواهد شد كه با تشكيل شبكه هاي تودرتوي صنوف - كه دست بر قضا تامين كننده منافع اصناف هم نيست - براي گريز از پرداخت هزينه زندگي در شهري با صدها پل و اتوبان و پارك، شهردار را زير رگبار اعمال نفوذ و فشار خواهند گرفت. طرح نواب نيمه كاره مانده است و اگر بخواهد به حركت در آيد، بسياري جيبهاي كه گشاد، اين طرح عظيم شهري را بديلي براي تجارت بي حساب و كتاب خود مي دانند بپا خواهند خاست. گلوبندك همچنان به عنوان معضلي در حوزه زيست شهري و بازرگاني داخلي و خارجي در برابر دولت و بازرگاني امروزين قدرت نمايي مي كند و شهردار آينده بايد براي كشاكشي نفس گير در برابر آن آماده باشد. بلندمرتبه سازي، سرنوشت محتوم زندگي شهري است و تحقق اين هدف ناگزير، در گرو جلب اعتماد و مشاركت صاحبان سرمايه، معماران، مهندسان و پيمانكاران است و اين گروههاي فعال اقتصادي با يادآوري سرنوشت ناميموني كه براي برخي از همكارانشان رقم زده شد و بهاي مشاركت خود را -حبس و جريمه - دريافت كردند، از نزديك شدن به كانون بلا، هراس دارند. اين دشواريها و بسياري ديگر كه مرور آنان مايه ملال خوانندگان است، به اين نتيجه قطعي مي انجامد كه مديريت تهران، اگر چه اساسا مديريتي عمراني است اما به علت چالش هاي بزرگ به شخصيتي نيازمند است كه با منابع اصلي قدرت مردم در حوزه اجراء يعني شوراها و رئيس جمهوري پيوندي عميق داشته باشد كه با پشتگرمي همين قدرت لايزال بتواند جدال تاريخي نوگرايان ايراني را با كهنه پرستان، به فرجامي نيك برساند و پيش از آنكه تيرهاي بلا فرود آيند، دست كم دهها طرح نيمه كاره شهردار آهنين را به پايان برساند. محمود صدري