Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780301-44719S2

Date of Document: 1999-05-22

( ) 20 شنبه 10 مرداد امروز جلسه مجلس نداشتيم. در خانه، كارهائي انجام دادم. سلماني آمد براي اصلاح و سپس براي عيادت آقاي خامنه اي به بيمارستان رفتم. افسرده شده اند و ضعيف. آقاي اشراقي هم هنوز در اغماء هستند. انجمن اسلامي بانكها آمدند و از ادامه خط بني صدر در بانكها، شكايت داشتند. كم كم دارند با [محسن ] نوربخش هم، مخالفت مي كنند. انجمن اسلامي صنايع نظامي هم، همراه آقاي [علي محمد ] بشارتي آمدند و نارضايتها را مي گفتند. گزارشهاي شهرباني و خبرگزاري پارس را خواندم. ترور و تخريب زياد است. از تحقيقات سپاه پاسداران هم آمدند و گله از عدم تصفيه افراد ناسالم داشتند. درباره يك كارمند اخراجي هم بررسي كردم، ظاهرا بي تقصير است; بايد جلوي اين افراط كاريها گرفته شود.... يكشنبه 11 مرداد .. سري به بيمارستان قلب زدم. آقاي خامنه اي لباس پوشيده و آماده رفتن به منزل امام، براي شركت در مراسم تنفيذ حكم رياست جمهوري آقاي رجائي بودند. به شعف آمدم. به خانه برگشتم و سپس به منزل امام در جماران، براي شركت در مراسم تنفيذ حكم رياست جمهوري رفتم. نمايندگان مجلس، وزرا، شوراي عالي قضائي، شوراي نگهبان، فرماندهان ارتش و سپاه و جمع كثيري از شخصيتهاي كشور، حضور داشتند و متفرقه را راه نمي دادند، به خاطر ملاحظات امنيتي; خيلي ها به طور كلي در اين اوضاع شروع تروريسم، مخالف تشكيل چنين جلسه اي بودند. اما ملاحظات سياسي و رواني ترجحي براي تشكيل مجلس داشت. ساعت يازده امام آمدند. حضور آقاي خامنه اي هم جالب بود. امام، صحبتهاي خوبي كردند و آقاي رجائي، اظهارات خوبي داشت. ظهر به خانه آمدم و ناهار را با فاطي و سعيد و فائزه صرف كرديم. جاي عفت، محسن، مهدي و ياسر خالي بود. بعدازظهر، سيدمحمد باقر حكيم آمد و درباره نيازهاي مجاهدان عراقي از من كمك خواست. با آقاي سيدمهدي هاشمي، تلفني صحبت كردم و خواستم بيشتر توجه ايشان كند يكي از مسئولان ستاد كمك به نهضتهاي آزاديبخش است. شهيد محمد منتظري هم عضو ديگر بود، كه جايش خالي است.... دوشنبه 12 مرداد مراسم تحليف رياست جمهوري آقاي رجائي را هم داشتيم. رئيس ديوان عالي كشور، شوراي نگهبان و هيات وزرا هم حضور داشتند. كيانوري و عموئي از حزب توده آمدند. گزارشي از فعاليت ضدانقلابي يك گروه كمونيستي به نام اتحاديه كمونيستها و دادن اسلحه به انشعابيون كردستان، از دموكراتها براي جنگ با آنها و حركت ضدانقلاب در مرزهاي تركيه با ايران دادند. ساعت پنج بعد از ظهر، در شوراي عالي دفاع شركت كردم. گزارش جبهه ها را دادند كه راكد است. پيشنهاد فرماندهي غرب را براي آقاي سرهنگ صياد شيرازي نموديم كه نظاميان را خوش نيامد شب، در دفتر آقاي رجائي با آقاي باهنر جلسه داشتيم و درباره كابينه بحث كرديم و پيشرفتهائي داشتيم. عصر در نزديكي نخست وزيري، بمب نيرومندي منفجر شد و باعث مرگ دو سه نفر عابر و جراحت جمعي از عابران و تخريب چند اتومبيل گرديد و بمبي هم در كرمانشاه در ميدان آزادي منفجر شده و دهها نفر را كشته و 35 نفر را زخمي كرده. مهندس [ميرحسين ] موسوي وزير خارجه، شب در جلسه ما شركت كرد و تحليلي درباره تروريسم مجاهدين خلق، ارائه داد كه خيلي قوي نبود. شب را در همان دفتر آقاي رجائي، خوابيديم. سه شنبه 13 مرداد صبح زود، از دفتر رياست جمهوري، پس از صرف صبحانه به مجلس رفتم. ساعت هفت و نيم، جلسه علني شروع شد. خبر شهادت امام جماعت بهبهان و امام جمعه كازرون در اثر ترور رسيد و سوءقصد به جان آقاي حسني نماينده اروميه و نجات ايشان و جراحت فرزند و پاسدارش. نامه آقاي رجائي مبني بر معرفي دكتر باهنر به عنوان نخست وزير مطرح شد و بحث درباره طرح اراضي شهري بود. آخر وقت، جلسه غيررسمي غيرعلني براي مشورت در امر نخست وزيري آقاي باهنر داشتيم. عده اي از دوستان به دليل روحاني بودن و ادعاي كم تحرك بودن ايشان، مخالف بودند و عده اي به خاطر عدم مشورت قبلي با آنها. احمد آقا خميني ]:[ تلفن كرد و درباره تركيب كابينه، حرف آقايان داشت [مرتضي ] الويري [اسدالله ]و بيات تلفن كردند و درباره مراسم چهلم 72 شهيد و مخالفت بعضي از رفقا، با نخست وزيري آقاي باهنر صحبت كردند. آخر شب، آقايان رجائي و باهنر تلفن كردند و از اين مخالفتها نگران بودند. قرار شد فردا فكري بكنيم. آقاي اسدالله تجريشي آمد و درباره تقويت كميته ها، پيشنهاد داشت. چهارشنبه 14 مرداد اول وقت به مجلس رفتم، براي اينكه قبل از شروع جلسه، وضع آراء نمايندگان را نسبت به نخست وزيري آقاي باهنر بسنجم و فكري بكنم كه وضع بدي پيش نيايد. عده اي از دوستان مخالف بودند و قرار شد از مجلس استفسار كنيم. اگر موافق است، مقداري غيررسمي و غيرعلني بحث كنيم. مجلس موافقت كرد و مخالفان و موافقان صحبت كردند. مخالفان حرف حسابي نداشتند. ليبرالها هم موافق بودند. آقاي رجائي هم شركت كرد و صحبتهاي خوبي راي گيري نمود كرديم 130 نفر از 168 صاحب راي موافق بودند و 14 نفر مخالف و 24 نفر ممتنع و 29 نفر هم از آنها كه اعتبارنامه شان تصويب نشده با نامه اي موافقت خود را اعلام داشتند. خبر رسيد كه دكتر [حسن ] آيت را ترور كرده اند و شهيد شده است و دو پاسدارش مجروح، مشكل هم اينجاست كه مجاهدين، سالها به عنوان نيروي خودي، در بين ما بوده اند و اطلاعات كامل از وضع ما و موقعيت افراد و راه وصول به آنها را در اختيار و دارند بعدبحث، درباره طرح اراضي شهري بعدازظهر بود جلسه هيات رئيسه داشتيم و بيشتر بحثها درباره تامين امنيت نمايندگان بود و تصميماتي گرفتيم. من جمله اينكه به همه پيشنهاد شود كه در مجلس يا خانه هاي اطراف مجلس بمانند، تا چند هفته اي كه از شدت تروريسم كاسته شود. عصر چند عقد ازدواج براي پاسداران انجام دادم. سپس در جلسه شوراي حزب جمهوري در دفتر آقاي باهنر، شركت كردم. آنجا هم بحث در امنيت و كابينه بود. شب، جلسه مشاوره اي با شركت آقايان رجايي، باهنر، موسوي اردبيلي، احمد [خميني ]آقا و بهزاد نبوي در دفتر من داشتيم. درباره ارتش، سپاه، كابينه و دادگاههاي انقلاب بحث كرديم. شب را در دفترم خوابيدم و بقيه هم در همان جا خوابيدند. پنجشنبه 15 مرداد امروز جلسه را يك ساعت ديرتر - ساعت هشت - اعلان كرديم كه نمايندگان براي آمدن به مجلس مجبور نباشند، در لحظات خلوت خيابانها بيايند و زمان بيشتري در اختيار داشته باشند كه در ساعات مختلف حركت كنند... ظهر، جمعي از دوستان آمدند و راجع به گروه گرايي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي صحبت كردند. من سعي كردم آنها را از كارهاي اختلاف انگيز، بازدارم. آقاي [سيدكاظم ] اكرمي نماينده بهار و كبوترآهنگ هم آمد و راجع به برگشتن به كار اجرايي مشورت داشت. عصر گروهي از پزشكان آمدند و راجع به وزير بهداري حرف داشتند. از عملكرد وزير فعلي بهداري راضي نبودند. آقايان مدرسي آمدند و راجع به حمايت بيشتر از نهضتهاي آزاديبخش و تبليغات خارجي، پيشنهاد داشتند... جمعه 16 مرداد اول وقت، در دفتر كارم مشغول مطالعه شدم. خطبه هاي نمازجمعه را تنظيم تا كردم ساعت ده و نيم در دفترم ماندم. به دانشگاه تهران رفتم. آقاي [عبدالمجيد ] معاديخواه، سخنران پيش از خطبه ها بود و فرزند شهيد آيت هم كمي صحبت كرد. دو خطبه درباره شهادت 72 تن و تروريسم ايراد كردم و نماز جمعه خواندم و به منزل آمدم. بعدازظهر خانم شهيد مطهري آمد و سفارشهاي امنيتي و حفاظتي داشت. ساعت سه و نيم، به عيادت آقاي خامنه اي، به بيمارستان قلب رفتم، حالشان بهتر است و همين روزها، بناست از بيمارستان بيرون بيايند. به جلسه شوراي عالي دفاع، در ستاد مشترك ارتش رفتم. فرماندهان همه لشكرها آمده بودند و گزارش عمليات را دادند. آقاي صادق طباطبائي كه در خارج براي خريد اسلحه به سر مي برد، آمد و گزارشي از خريدها داد. گزارش برگشتن هواپيماي ربوده شده توسط بني صدر و رجوي با دو خلبان را دادند. گزارشي هم از تحقيقات داده ] [شد درباره، ربودن هواپيما و گفته شد كه مصر هواپيماي ربوده شده را پس نمي دهد. ساعت ده و نيم شب، جلسه تمام شد.