Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780301-44712S3

Date of Document: 1999-05-22

موسيقي باروك و بازگشت دوباره فارينلي زيگفريد - ماتوس آهنگساز 63 ساله معاصر آلماني تاكنون قطعه 600 آهنگ براي اشعار برشت گوته متون مذهبي تورات و انجيل، قصيده هاي بشر ( Bech) و تصانيف فوگل وايد ساخته است. به اين ترتيب قطعات وي به تعداد قطعات ساخته شده توسط موتزارت ( قطعه ) 626 نزديك شده است ولي به هيچوجه خودرا قابل مقايسه با موتزارت نمي داند. به نوشته مجله اشپيگل، ماتوس به كميت اهميت نمي دهد و با وجود اينكه اين مقايسه را براي خود نمره بسيار بزرگي مي شمارد، اما از آن خشنود است. وي آرزو مي كند كه بتواند اندكي ازرونق و جلال موسيقي موتزارت و نيز كمي ازجادوي ني سحرآميز را به اپراي امروز برگرداند. تنوع آثار ماتوس همانند تعداد آنها حيرت انگيز است. وي براي اتحاد مجدد دوپاره كشور آلمان، قطعه اي با نام اي شادي بدون مرز راساخت. همچنين آهنگي براي داستان ماريو و ساحر نوشته توماس مان ساخته و 25 اپوس برامس براي پيانو را از نو اجرا كرده است. از ديگر فعاليتهاي اين آهنگساز، اجراي جديد اثر معروف شوبرت به نام مرگ و دوشيزه با آلات موسيقي زهي است كه اين بار با نام دوشيزه و مرگ به روي صحنه رفته است. ماتوس اخيرا در جديدترين اثر خود، فارينلي خواننده بزرگ موسيقي كلاسيك را مجددا به منزل خويش يعني صحنه اپرا برگردانده وي است در اين اثر، كمي از قطعات موتزارت كمي از بيتل ها، مقداري از قطعه مشهور لارگو اثر هندل واز هرملودي كه از دوران گذشته به جاي مانده، استفاده كرده است. به عبارتي، ازهر ديگي يك قاشق برداشته كه نتيجه آن آشي است كه وي براي خودش پخته است. ماتوس به اعتراض مي گويد: در هر زمان و هردوره اي، آهنگسازان از هندل گرفته استراوينسكي تا به دست اندازي و برداشت از آثار ديگران متهم شده اند. آهنگساز تحت تاثير محيط و سبكهاي مرسوم و مختلف آهنگ مي سازد و مي توان گفت كه همه را در خود جذب كرده و سپس شروع به كار مي كند. بخصوص در زمان ما كه جهان، هنر و تمدن و فرهنگ در نتيجه موسيقي حد و مرزي ندارند و چند مليتي هستند. يعني مانند لوح نقاشي پر از رنگهاي گوناگون كه بايد آنها را با يكديگر آميخت، رنگ دلخواه راساخت و ازاين همه تنوع استفاده كرد. فارينلي قوانين كارش را شخصا وضع مي كرد و كسي اجازه نداشت چيزي را به وي ديكته كند. پس ازاجراي هر برنامه، طلا و جواهر و گل بر صحنه مي باريد و هنوز به سن بيست سالگي نرسيده بود كه يكي از ثروتمندترين مردان دوران خويش به شمار مي رفت. به قول هندل آهنگساز، هم عهد فارينلي دنيا، چنين دستگاه چهچهه سازي را نديده و نشنيده است. در جنگي رقابتي كه در اوايل قرن 18 دنياي موسيقي و اپراي انگلستان را درگير كرده بود، فارينلي تمام رقبا را شكست داده بود. در دربار مادريد كه روزانه در حضور فيليپ پنجم پادشاه نيمه ديوانه اسپانيا آواز مي خواند، سياست و حكومت كشور رادر خفا به دست گرفته حتي بود پس از مرگ نيز، از شكوه و جلال وي كاسته نشد و تا به امروز زندگي اش بارها مورد تحقيق قرارگرفت. به طوري كه تاكنون زندگينامه هاي متعددي درباره اش نوشته شده حال است كه موسيقي باروك مطرح و پرطرفدار شده است، فارينلي توسط ماتوس دوباره به منزل شخصي اش، اپرا بازگشته است. ماتوس اهميت بسياري براي اين موضوع قايل است كه وي قبل ازنمايش فيلم باشكوه زندگي فارينلي ساخت، اين اپرا را شروع كرده است و مي گويد: اجراي زودتر فيلم فارينلي كه از نظر تاريخي مورد سوءال نيز هست هم اثر مثبت و هم اثر منفي بر روي اپراي قدرت آواز داشت. مثبت از اين نظر كه مردم با اسم و زندگي و هنر فارينلي آشنا شده وديگر تصور نمي كنند، فارينلي نوعي غذاي ايتاليايي است و منفي از آن جهت كه اپرا، امكان آن همه تكنيك و تحرك فيلم سينمايي را نداشته و در مقايسه بسيار ساده مي نمايد. ترجمه: لادن - گل آراسته