Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780230-44710S2

Date of Document: 1999-05-20

سخنان رئيس جمهوري در دانشگاه بن نبايد به زور به نسل عبدالعزيز: اسلام را امروز و فردا تحميل كرد * عالمان ديني ما آنگاه توفيق خدمت به دين خدا و خلق خدا را مي يابند كه ذهن خود را به روي زمان و مكان بگشايند * نخستين دور مذاكرات رئيس جمهوري ايران و امير قطر ديشب برگزار شد * سفر تاريخي و موفق آقاي خاتمي به كشورهاي عربي خاور ميانه و خليج فارس امروز پايان مي يابد گروه سياسي: آقاي سيد محمد خاتمي رئيس جمهوري اسلامي ايران در آخرين روز سفرش به عربستان سعودي در دانشگاه بن عبدالعزيز شهر جده حضور يافت و در جمع استادان و دانشجويان اين دانشگاه سخنراني كرد. در مراسم اين سخنراني، نشان دانشگاه بن عبدالعزيز جده به رئيس جمهوري اعطاء شد و آقاي خاتمي نيز دفتر يادبود اين دانشگاه را امضاء كرد. متن كامل سخنراني آقاي خاتمي كه به زبان عربي ايراد شد، به شرح زيراست: بسم الله الرحمن الرحيم الحمدلله رب العالمين و الصلوه و السلام علي رسوله الكريم و علي آله الطيبين و اصحابه المنتجبين. گفت وگو با دانشگاهيان هميشه براي من خاطره انگيز بوده است و امروزكه به دعوت خادم الحرمين الشريفين ملك فهد بن عبدالعزيز به سرزمين وحي آمده ام خداوند را بر اين نعمت سپاسگزارم و از اين كه توانستم دقايقي رادر جمع اساتيد و دانشجويان دانشگاه ملك عبدالعزيز باشم، در خوشوقتم اينجا نه فقط به عنوان يك رئيس جمهوري و رئيس سازمان كنفرانس اسلامي بلكه به عنوان فردي كه تجربه طولاني و موفقي چه به عنوان دانشجو وچه به عنوان معلمي كه دوستدار تحقيق و تتبع است، داشته ام و نيز به عنوان فردي كه در جرگه عالمان دين، دفاع از دين خدا و فراخواندن مردم به دين را وظيفه بزرگ خود مي داند، صحبت مي كنم. از آن روز كه وحي الهي بافرمان اقرا باسم ربك الذي خلق.. بر جان عزيز پيامبر كه جان جهان فرود بود، آمد، تا بشريت گرفتار جهل و جور را آزاد كند و به اوج كرامت انساني برساند، بيش از چهارده قرن پيامبري مي گذرد كه عزت انسان را در بندگي خدا مي دانست و انسان را مومن، آگاه و آزاد مي پسنديد. و اسلام ديني كه انسان را سرآمد همه آفرينش مي داند و امتياز او را در دانايي او تعريف مي كند و در محور پيام تاريخ ساز خود، انسان را قرار مي دهد كه همه اعتبار او به خردمندي و آگاهي و آنگاه آزادي و گزينشگري است و چنين بودكه آئين اسلام بر پايه خرد و اخلاق جهان را روشن و كرد امروز پس ازسال 1400 عليرغم توانمندي همه جانبه مسلمانان متاسفانه بخشي از مسلمانان شريف و غيرمسلمانان مظلوم در اثر تجاوز و غصب و از اشغال، سرزمين خود رانده شده و آواره چشم به تقدير دوخته اند و بخشي ديگر حتي در سرزمين آباء و اجدادي خود نيز گرفتار فقر، جهل و محروم از حق تعيين سرنوشت خويشند. اما سرنوشت نامطلوب بخشهاي بزرگي از بشريت در قرن بيستم، مانع ازاميدواري به آينده نيست، آينده پر اميدي كه بر پايه بيداري روزافزون امت و نيز آگاهي همه بشريت و نياز همه انسانها به عدالت و تفاهم، استواراست. بشر خسته از ستيز، تبعيض، جهل و جور بدون ترديد بيش از هر زمان آمادگي پذيرش پيام جاويد پيامبر اكرم و همه پيامبران الهي و مصلحان خردمند وخيرخواه را دارد و به راستي پيام ما براي انسان قرن بيست و يكم؟ چيست جهان اسلام امروز در معرض يكي از بزرگترين چالشهاي تاريخ خود قرار گرفته است. تمدن پر هيمنه غرب كه به مدد پيشرفتهاي فوق تصور خود در عرصه علوم و فنون، هر چند سخت وامدار تمدن و فرهنگ اسلامي است اما به دشواري آنچه را كه غير غربي است، برمي تابد. حضور مكتبها و نظامهاي مختلف در دنيا وادعاهاي گوناگون در اداره بهتر زندگي بشر، در كنار ارتباطات و پيوستگي جهاني باعث شده است تقاضا براي حضور زنده و پوياي اسلامي كه بتواندپاسخگوي نيازهاي بشر باشد، روز افزون شود و اين مسوءوليت سنگين را بردوش همه ما مي گذارد كه با روشن بيني نشان دهيم كه گرچه هويت ما در گذشته ريشه دارد ولي به سبب فرا زماني و فرامكاني بودن مايه هويت ما يعني وحي الهي بسوي، آينده بهتر در حركت هستيم. و اين كار جز از طريق شناخت عميق و در عين حال منصفانه و عادلانه تمدن غرب كه بين تمدن درخشان گذشته ما وتمدن آينده اسلامي كه در فكر ساختن آن هستيم، فاصله انداخته است، ميسرنمي باشد. احياي دين و عرضه موضوعات و مسائل جديد زندگي بشر به آن و گرفتن پاسخي در خور، ضرورتي انكارناپذير در است غير اين صورت هر مكتب وتمدني كه از زمان خود عقب بماند، محكوم به نابودي است. قوم زنده، قومي است كه عزيزانه قدرت اقتباس داشته باشد، و اين وظيفه مبرم دانشگاه واصحاب علم و تحقيق است كه نقش ممتاز خود را در اين هنگامه ايفا كنند. دانشگاه مظهر نوجويي و تحول خواهي است و روح جواني و محيط تحقيق و تعلم سبب مي شود تا نوخواهي و تحول جويي با نام دانشگاه قرين باشد اماريشه و اساس همه اينها، پرسشگري است. دانشگاه جاي پرسش است چرا كه آغازتفكر با پرسش است و دانشگاه بدون پرسش، مانند روز بدون خورشيداست. از طرفي در كشورهاي اسلامي نظير ما و شما، نهاد علمي و فكري ديگري وجود دارد كه ريشه در اسلام و دين دارد و مورد اعتماد مردم است و به هدف پرورش عالمان دين كه هدف خود را اعتلاي اسلام و سعادتمندي انسان در هر دوبعد دنيوي و اخروي يا مادي و معنوي او مي داند، فعاليت مي كند. تجربه بزرگ ما نشان مي دهد كه اگر اين دو مركز فكري و علمي در كنارهمديگر قرار گيرند و مكمل همديگر باشند، جامعه به سوي سعادت، ثبات وپيشرفت خواهد رفت. دانشگاه آنگاه به رسالت خود عمل خواهد كرد كه هويت تاريخي و فرهنگي مردم را درك با كند مردم هم احساس باشد و درختي باشدريشه دار در متن هويت و فرهنگ و تاريخ جامعه و از طرفي حوزه ها و عالمان ديني ما در صورتي توفيق خدمت به دين خدا و خلق او را پيدا خواهند كرد كه ذهن خود را به روي زمان و مكان بگشايند و با درك درست نيازها و پرسشهاي امروز و فرداي انسان اسلام، را نه به عنوان تمدني كه تاريخ آن گذشته است و به زور بايد بر نسل امروز و فردا تحميل كرد، بلكه به عنوان سرچشمه اي كه بايد پاسخ به پرسش و نيازهاي هر عصر و نسلي باشد از آن بجوشد، معرفي كنند. دانشگاهي آنچنان و نهادهاي ديني اين چنين در كنار هم، گشاينده افق هاي روشن سعادت و خوشبختي به روي جامعه ما هستند و در اين صورت مي توان انتظار زايش تمدني جديدبر اساس آموزه هاي وحي و قرآن را داشت كه با درك نيازهاي جديد بشريت و بهره گيري از دستاوردهاي تمدن موجود، آينده بهتري را براي جهان ترسيم كند و نشان دهد كه مضمون جاويد دين مبين اسلام ودعوت روشمند و منطقي آن براي نيل به سعادت، قدرت و قابليت خلق تمدني زنده و پويا در هر زماني را دارد و عليرغم آنكه قرآن كريم غايت وجود آدمي را جهاني ديگر مي داند ولي در عين حال كتابي است كه مخاطبان و پيروان خودرا به سوي تلاش براي ايجاد نظام مطلوب فرهنگي، اجتماعي و سياسي فرامي خواند و در صورت درك درست اين پيام است كه دعوت به گفت و گوي تمدنهامعني و مفهوم پيدا مي كند. اسلام ديني است كه بيش از هر چيز به حكمت، موعظه نيكو و جدال احسن تكيه دارد و طبيعي است كه مي تواند و بايد پيشتاز دعوت همه اديان وتمدنها به گفت وگو باشد تا از اين طريق افق تازه اي به روي بشر نيازمندصلح بگشايد، بشري كه در بيشتر ادوار تاريخ خود دچار قهر و ستيز بوده است. انساني كه نيازمند عدالت است اما روح او از تبعيض و بي عدالتي انساني آزرده است كه مستحق كرامت است اما تحقيرها و سركوبهاي فراواني تحمل كرده است. و ما مسلمانان بايد بيش و پيش از هر چيز، همزيستي، تفاهم، گفت وگو و همكاري را در ميان خود تجربه كنيم و با پندگيري از با گذشته، تكيه بر مشتركات و با بهره گيري از مزاياي نسبي خاص هر كشور، نه تنهامنشا تحولي اساسي در حيات مسلمين باشيم، بلكه جهان را نيز به آشتي وهمزيستي مبتني بر معنويت و عدالت فرا خوانيم. جهان اسلام از قابليتهاي چشمگيري برخوردار است كه استفاده درست ازاين قابليتها، عزت اسلامي را به ما باز خواهد گرداند و جايگاه بايسته جهان اسلام را در معادلات بين المللي تضمين خواهد كرد و شناخت و بكارگيري اين امكانات، جز از طريق تفاهم، اعتماد متقابل و احترام متقابل امكانپذير نيست. نيروي انساني عظيم و كارآمد جهان اسلام كه نه تنها از نظر عظيم ترين تعداد، سرمايه ما محسوب مي شود، با مسلح شدن به سلاح روشن بيني ودانش، جايگاه ممتاز مسلمانان و كشورهاي اسلامي را در قرن آينده مشخص خواهد كرد. امكانات اقتصادي و منابع سرشار خدادادي كشورهاي اسلامي درشرق و غرب عالم، هر چند در قرني كه به پايان آن نزديك مي شويم بيشترمايه طمع ورزي و سلطه جويي قدرتهاي استعماري بود اما با توجه به عزم كشورهاي اسلامي در بكارگيري اين امكانات در راه توسعه همه جانبه و رفاه مردم خود، سرمايه لازم براي اعتلاي جهان اسلام و از آنجا براي همه بشريت رافراهم خواهد آورد. اما، گمشده بزرگ مسلمانان در قرن گذشته، وحدت كلمه حول كلمه توحيدبوده است. درگيريها و نزاعهاي فرساينده بين مسلمانان و تنها ماندن برادران و خواهراني كه در نوك پيكان هجوم دشمنان اسلام قرار زخمهاي گرفته اند، عميقي است كه رنج آنها براي مدتهاي طولاني فراموش نمي شود مگر به شيريني وحدت و اتحاد و ما امروز چشم به آينده داريم، رشد و آگاهي مسلمانان موانع وحدت را يكي پس از ديگري برطرف خواهد كرد و تجربه بزرگ ما در قرن بيستم ميلادي همراه با بازگشت به اصول و مباني انسان ساز اسلام سبب خواهد شد تا بتوانيم بر پايه اعتماد متقابل و احترام به حقوق يكديگرو با برسميت شناختن همه تفاوتهاي طبيعي، مذهبي و سياسي، در كنار هم بنشينيم و مسايل و مشكلات خود را بر اساس حق و عدالت، طرح و برطرف نماييم. امروز همه دلسوزان جهان اسلام به اين نقطه مشترك و تفاهم اصولي رسيده اند كه اگر راهي براي ايجاد امنيت و توسعه و ترقي وجود داشته باشدهمانا راه وحدت توام با آگاهي و مسوءوليت پذيري مسلمانان است. و حركتي كه با انقلاب اسلامي در ايران آغاز شد و از دو سال پيش درمسير تثبيت نظام و استحكام استقلال و تامين حقوق مردم مراحل كمالي خود راطي مي كند، نمودي از هماهنگي و عزم و اراده رهبري، دولت و ملت ايران است كه از جمله سياست هاي اصولي آن تنش زدايي، گفت وگوي صميمانه وشجاعانه و تفاهم براي رسيدن به اين هدف بزرگ است. توسعه طلبي، تجاوز و ستم رژيم صهيونيستي يكي از مهمترين عوامل ناامني در منطقه و در جهان اسلام است و براي دور كردن اين خطر، چاره اي جزتحكيم روابط برادرانه و گسترش اعتماد نداريم و اين امر با گسترش و توسعه روابط سياسي، اقتصادي و فرهنگي سرعت خواهد يافت. جهان اسلام، قرن بيست و يكم ميلادي را در حالي شروع خواهد كرد كه طليعه هاي عزت و سرافرازي امت، ظاهر شده است و از آنجا كه اراده ملتهادر وراي اين خواسته وجود دارد به خواست خداوند به سرمنزل مقصود خواهدرسيد هرچند راهي طولاني و سخت خواهد بود و سرمايه اصلي همه ما در اين دين راه، حنيف اسلام همراه با روشن بيني و همبستگي خواهد بود. اسلام دين خاتم است و براي انسانها آمده است و بدون ترديد ديني ماندگاراست كه از چنان قوت و در عين حال انعطاف برخوردار باشد كه در عين پاي فشردن بر اصول و مباني خود، بتواند هماهنگ با جنبه متغير هستي آدمي، پاسخگوي شخصيت تحول ناپذير و نيازهاي جديد انسان در بستر زمان باشد و ماامروز در جستجوي اين گوهر ارزنده هستيم كه هويت مسلماني ما را تفسير كندو لذا در كنار توجه به عوامل و رموز بقاي دين به آنچه آفت دين زنده وپويا مي باشد مي انديشيم. يكي از اين آفات اين است كه ارزش گوهر دين را محصور در آن چيزي بدانيم كه در ذهن و دل مومنان مي گذرد و يا حقيقت دين را در پس پرده هاي ضخيم و سياه عادتهاي خرافي و ذهنيتهاي بسته انسانهاي مسلمان مخفي كنيم و با مطلق انگاري برداشت هاي خود، اسلام را درحد اين برداشتهاي ناقص، تنزل دهيم. اميد آن دارم كه اين ديدار و گفت وگو، كمكي بر همكاريهاي گسترده تربين دو كشور ايران و عربستان و سرآغازي براي احياي ثمرات عظيم تمدن اسلامي باشد.