Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780230-44706S2

Date of Document: 1999-05-20

( ) 20 شنبه 3 مرداد اول وقت، به عيادت آقاي خامنه اي رفتم. حالشان رضايت بخش است و مقداري مذاكره و مشاوره كرديم. آقاي اشراقي داماد امام را كه سكته مغزي كرده، در همان بيمارستان قلب بستري شده اند، عيادت كردم. بيهوش است. خطر، قوي است. خداوند شفا دهد. پيش از ظهر، در دفترم مصاحبه اي با مجله سروش درباره بيت المقدس داشتم. آقايان [حسن ] روحاني و [علي اكبر ] ناطق نوري آمدند و درباره مديرعامل صدا و سيما، منزل و محافظت آقاي [حسن ] روحاني صحبت شد.... افطار را در نخست وزيري، با آقايان رجائي، احمد خميني، موسوي اردبيلي، تيمسار فلاحي و سرهنگ فكوري، صرف كردم. فلاحي از عملكرد دادگاه انقلاب و انجمنهاي اسلامي و سلب امنيت شغلي افسران، شكايت داشت و چاره جوئي مي كرد. بعد از بحث زياد، قرار شد آنها با اين نهادها گرم بگيرند و تعارضهاي زمان بني صدر، كه عامل اين موضعگيريهاست، جبران شود و با هم كمك به رفع تضادها كنيم و به آنها اعتماد داديم. درباره هواپيماي فراري به مصر، توسط خلبان خيرخواه كه كودتاچي آزاد شده است، بحث شد. معلوم شد، فريب داده و به دروغ مدعي قفل شدن فرمانهاي هواپيما شده و فرار كرده و به مصر پناهنده شده و چهار نفر همراه او، خواهان مراجعت به ايران اند. فردا با هواپيما برمي گردند. يكشنبه 4 مرداد شب را در نخست وزيري خوابيدم. چون آخر شب، خبر دادند كه افراد مشكوكي در باغچه مجاور منزل ديده شده اند و بچه ها هم به همين دليل در خانه نمانده اند.... به تعدادي از نامه هاي تبريك و تسليت كه از روءساي مجالس دنيا رسيده بود، جواب دادم. عصر، در كاخ وزارت خارجه، در جلسه شوراي مركزي حزب، شركت كردم... دوشنبه 5 مرداد ... ظهر آقاي سازگارنژاد نماينده سروستان شيراز آمد و از مزاحمت حزباللهي ها نسبت به ايشان و اتهام امتي بودن، گله داشت و كمك خواست.... سرهنگ نامجو و كلاهدوز، گزارشي مبني بر تقصير نيروي هوائي، در عدم حمله به مركز كنفرانس سران ضدانقلاب در كردستان كه از طرف استاندار اروميه خواسته شده بود، دادند و قرار شد پس از بررسي، تنبيه شوند. آقاي ميرسليم [مصطفي ] راجع به بازسازي شهرهاي جنگ زده، مشورت كرد و نظر خواست و شكايتي از صنايع نظامي به خاطر عدم كارائي، مطرح شد. افطار در مجلس ماندم. اول شب به عيادت آقايان خامنه اي و اشراقي رفتم. حال آقاي خامنه اي بهتر است و حال آقاي اشراقي خطرناك. بعضي از برادران دلسوز توصيه نمودند كه اين همه به بيمارستان نروم، به خصوص كه منافقين قبلا در مريضخانه، نفوذ زيادي داشته اند و اسم آن را بيمارستان مهدي رضائي گذاشته اند و مي توانند در آنجا كمين براي ما برقرار كنند، اما با توجه به اشتياقي كه به ملاقات آقاي خامنه اي دارم و نيز ضرورت مراقبت از ايشان، ترجيح مي دهم بروم. سه شنبه 6 مرداد ... آقاي مهندس مهدي ]:[ بازرگان، براي آقاي شيخ علي تهراني - كه در مشهد بازداشت شده - كمك مي خواست و آقاي انواري براي آقاي مرواريد كه به منزلش ريخته اند و تجسس كرده اند. ظهر طبيبي عراقي، پناهنده به ايران، آمد و كمك خواست. شب در دفتر من، جلسه مشورتي داشتيم. آقايان رجائي، [موسوي ] اردبيلي، باهنر، نبوي و احمدآقا [براي ] افطار آمدند و درباره روز و مراسم تنفيذ رياست جمهوري آقاي رجائي، از طرف امام و تعيين فرمانده كل قوا از طرف امام، بحث قرار كرديم شد آقاي رجائي باشد. درباره اعضاي كابينه بحث شد. ساعت يازده، خبر فرار يك هواپيماي بوئينگ سوخت رساني نظامي از فرودگاه تهران رسيد. دستور تعقيب و برگرداندن آن را ساعت داديم دوازده خبر دادند كه وارد تركيه شده و از دست ما كاري برنمي آيد و خلبان آن، همان سرهنگ معزي خلبان مخصوص شاه است كه هواپيماي شاه را به ايران آورده بوده. وصيت نامه محمدرضا سعادتي، عضو كادر مركزي مجاهدين خلق - كه در زندان اعدام شده - مطرح شد، سازمان را محكوم كرده، قرار شد پخش وصيت نامه شود جالبي است و ممكن است براي دادگاه انقلاب، خوب تمام نشود. شب، در دفترم خوابيدم. آقايان رجائي، باهنر [موسوي ]و اردبيلي هم خوابيدند سحري هم همان جا ضمن خورديم سحري بحثهائي داشتيم و تصميماتي. چهارشنبه 7 مرداد ..ساعت يازده گزارش رسيد كه بني صدر و مسعود رجوي، سرنشين هواپيماي فراري هستند و امروز صبح به پاريس رسيده اند و فرانسه به بني صدر، پناهندگي سياسي داده. خبر تلخي است. ماموران مي گفتند تا حدودي به سرنخهائي در مورد محل اخفاي آنها رسيده اند. در دفتر آقاي رجائي، فورا جلسه با حضور آقاي موسوي اردبيلي و سرهنگ فكوري فرمانده نيروي هوائي تشكيل داديم. سرهنگ فكوري خيلي ترسيده و تعادل خود را از دست داده [بود ] و مي گفت، نيروي هوائي با اين دو مورد فرار هواپيما متزلزل شده است. گفتيم زمينه خوبي براي تصفيه ضدانقلاب در نيرو پيش آمده. با مشورت انجمن اسلامي، سياسي - ايدئولوژي نيرو و دادگاه انقلاب ارتش، تصميمات مهمي گرفتيم. ستاد فرماندهي و فرماندهان پايگاهها را عوض كرديم. جانشين فرمانده را آقاي سرهنگ معيني قرار داديم. اختيارات آقاي فكوري را به معيني داديم. به بيمارستان قلب رفتم. آقاي خامنه اي، حالشان خوب است و موافق اين تغييرات بودند. به زيارت امام رفتم. امام هم موافقت با كردند امام، قرار زمان تنفيذ رياست جمهوري را گذاشتيم. افطار به خانه آمدم. يكي از سپاهيان آمد و گزارشي از فعاليت دوستانش در خارج، در رابطه با ضدانقلاب داد و در مورد تصفيه رفقاي ابوشريف در سپاه، كمك خواست. پنجشنبه 8 مرداد .. گزارشي رسيد كه با توطئه بني صدر، رجوي، قاسملو و حمايت امريكا، ممكن است، آشوبي در غرب كشور به وجود آيد. با حضور آقايان رجائي، موسوي اردبيلي، [يوسف ] كلاهدوز، [محسن ] رضائي و موسي ]:[ نامجو جلسه اي در دفتر من تشكيل شد و رسيدگي نموديم و تصميماتي اتخاذ شد. از سازمان بهزيستي هم آمدند و درباره وزير جديد بهزيستي، مذاكره كردند. افطار به خانه آمدم. شب آقايان ميناچي، تحريريان، حاج طرخاني و نويد آمدند و درباره اوضاع جاري سياسي و تورم و... بحثهائي داشتند. ساعت دوازده خوابيديم. جمعه 9 مرداد امروز با اعلان امام، روز جهاني قدس امام است بعد از پيروزي انقلاب، جمعه آخر هر ماه مبارك رمضان را، روز قدس اعلان نمودند. راهپيمائي در سراسر ايران انجام شد. در دانشگاه تهران جمعيت عظيمي حضور داشت. مهندس موسوي وزير خارجه، سخنراني قبل از نماز جمعه داشت و امام به مناسبت روز قدس پيام مفصلي داده بودند كه حاج احمدآقا خميني قرائت من كرد خطبه خواندم و نماز را به جا آوردم. عصر، در شوراي امنيت شركت كردم و گله هاي ارتش را مطرح كردم و تصميماتي اتخاذ كرديم. توسط احمد آقا به امام پيغام داديم و از امام نظر خواستيم. امام با تغييراتي در ارتش، براي اطمينان بيشتر، موافقت كردند. عصر، شوراي عالي دفاع گزارش داشتيم جبهه ها، صنايع نظامي و مهماتي را كه در ايران مي سازيم، دادند. رفته رفته، صنايع فعال مي شود. افطار را در نخست وزيري مانديم و جلسه شورا تا ساعت ده شب ادامه داشت. مسئول بسيج عشاير، گزارشي از وضع عشاير غرب در جبهه ها و سلاحهائي كه به آنها داده ايم، روابط با طالباني ها و توقعات آنها و همكاريشان با كومله و دمكراتها داد.