Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780229-44693S2

Date of Document: 1999-05-19

( ) 19 شنبه 27 تير اول وقت، از طرف ستاد ارتش چند نفر كارشناس امنيتي آمدند، براي بررسي وضع امنيتي منزل. پاسدارها گزارش داده بودند كه صداهاي نامانوسي شنيده مي شود. احتمال نقب زدن داده اند... به بيمارستان قلب، براي عيادت آقاي خامنه اي رفتم. حالشان بهتر است، بي نشاط هستند; كه حق دارند. با شنيدن حادثه وقوع انفجار و شهادت 74 نفر از بهترين ياران و تعويض مكرر خون و عمل مكرر جراحي با آن ضعف بنيه و... نزديك ظهر به مجلس جلسه رفتم علني نداشتيم. به كارهاي دفترم رسيدم. گزارشها را عصر خواندم آقاي سيدمهدي هاشمي، مسئول نهضتهاي آزاديبخش آمد و مشكلات كار خود را در رابطه با ارز و فرودگاه و نداشتن ضوابط مشخص مطرح كرد... افطار به خانه آمدم. اخوي محمد و خانواده اش مهمان ما بودند. آقاي فتوحي آمد و درباره استفاده از منزل مجاور صحبت كرد و پيشنهادي براي ايجاد واحدهاي تصفيه سريع نفت داشت. در اخبار خارجي، حمله اسرائيل به لبنان و كشتن بيش از نفر 300 و جرح 800 نفر; فاجعه عظيمي است. دولتهاي عربي بي عرضگي بروز مي دهند. شورش انگلستان كه مبارزه رنگين پوستان، دولت را در معرض سقوط قرار داده است، خبر مهم روز است و بريتانيا را دچار مشكل عظيمي كرده. آقايان كيانوري و عموئي از رهبران حزب توده آمدند و خواسته هايي داشتند و توصيه هايي. يكشنبه 28 تير پيش از رفتن به مجلس، منزلي را كه براي ما درنظر گرفته بودند، در همسايگي مان ديدم، جالب نيست. مي گويند از نظر امنيتي مناسبتر است... آقاي ابوشريف آمد و از اينكه ايشان را بيكار كرده اند و دوستانشان را از سپاه اخراج مي كنند، گله داشت و گريه كرد. متاثر شدم، قول كمك دادم. دو نفر افسر پليس آمدند، براي اسكورت من معين شده اند. خود را معرفي كردند، امروز يكي از آنها براي اولين بار جلوي ما در خيابان حركت كرد. جالب نيست، در خيابانها جلب توجه مي كند. بعدازظهر، جلسه شوراي مركزي حزب، در دفتر من تشكيل شد. بعداز بحث زياد، با نخست وزيري آقاي باهنر، موافقت شد و تعدادي اسم براي وزراي جديد به ايشان داده شد. افطار در منزل اخوي محمد، مهمان بوديم. دوشنبه 29 تير پيش از رفتن به مجلس به عيادت آقاي خامنه اي رفتم، حالشان روبه بهبودي است و مسائل جاري را با ايشان درميان گذاشتم و مشورت كردم... در دفتر كارم، مشغول نصب شيشه هاي ضدگلوله به پنجره هستند و دفتر نامنظم است... ظهر، آقاي نوري معاون وزارت خارجه آمد و پيشنهاد نخست وزيري مهندس [ميرحسين ] موسوي را داد. آقاي [فضل الله ] محلاتي نماينده ] امام در [سپاه آمد و درباره تصفيه ياران ابوشريف از سپاه شكايت داشت و كمك خواست. آقاي رباني املشي دادستان كل كشور تلفن كرد و تقاضاي انگشتر حفاظت، ساخت حافظان براي آقاي رجائي داشت. بعداز به وجود آمدن ناامني، اين نوع چيزها رواج يافته و اكثر شخصيتها گرفته اند، من جمله خود من... سه شنبه 30 تير آقايان دكتر [يدالله ] سحابي و مهندس [مهدي ] بازرگان و دكتر [كاظم ] سامي آمدند و خواستار آزاد شدن روزنامه ميزان بودند. دكتر سامي از اينكه محل حزب جاما جنبش ] مسلمانان [ايران كه به طور غيرقانوني، دو سال در اختيارش بوده و امروز دادگاه انقلاب براي هر ماه، پنجاه هزار تومان كرايه مي خواهد، ناراحت بود و كمك مي خواست. گفت كيهان، روزنامه اش را چاپ نمي كند. به آنها گفتم، موضعتان را بايد مشخص كنيد... عصر دكتر شيباني به مجلس آمد. براي محافظت بيشتر تصميم گرفته كه دو سه روز در مجلس بماند. زيرا توطئه مخالفان اين است كه با كشتن يكي از كانديداهاي رياست جمهوري، پانزده روز انتخابات را (به موجب قانون اساسي ) به تاخير اندازند. ترور عسكراولادي كه ناكام ماند، براساس همين توطئه است. آقاي بهزاد نبوي و دو نفر ديگر از كادر رهبري سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي آمدند و درباره بهتر كردن روابط حزب جمهوري و سازمانشان و جلوگيري از تيره شدن روابط، بحثهايي كرديم. شوراي رياست جمهوري با حضور احمدآقا [خميني ] و بهزاد نبوي، بعداز افطار در دفتر من تشكيل شد و تا ساعت يازده شب ادامه يافت. درباره كابينه و روابط با روحانيت و راديو و تلويزيون و... بحث كرديم. شب را در مجلس در دفتر خوابيدم. اين روزها، توصيه زيادي داريم كه كمتر در خيابانها رفت وآمد داشته باشيم و كار زياد هم صرفه جوئي در وقتها را توصيه مي كند. چهارشنبه 31 تير اطلاع رسيد كه نقشه ايجاد انفجاري در مجلس را دارند. دستور مراقبت شديد دادم. آقايان مدرسي زاده و زريني آمدند و درباره وفاداري قشقائي ها و لزوم مراعات آنها، مذاكره كردند. گفتم قبلا قرار بود كه سرانشان بيايند تهران، زيرنظر باشند. اينها مي گفتند لزومي ندارد، همان جا خدمت مي كنند. ساعت ده صبح، در دفتر آقاي رجائي در جلسه شوراي عالي امنيت شركت كردم. گزارشات اقدامات ضدتروريسم را دادند. پيروزيهاي زيادي به دست به آمده گروهك پيكار ضربه شديدي وارد شده و ديگران هم مقاومتشان را ازدست داده اند، تصميماتي درباره كيفيت برگزاري انتخابات و برخورد با مخالفان اتخاذ از شد شوراي عالي قضائي، سپاه، اطلاعات، وزير كشور و نخست وزير هم حضور نماز داشتند ظهر را همان جا خوانديم و براي استراحت به خانه آمدم. عصر به زيارت امام رفتم و از ايشان تقاضا كردم كه بيانيه اي در تشويق مردم، جهت شركت در انتخابات بدهند. موافق نبودند. قرار شد فكر كنند و تصميم بگيرند. براي استفاده از مبلغي از سهم امام، كه براي حزب جمهوري رسيده بود و چك به نام امام نوشته شده بود، از ايشان امضا گرفتم. علي اخوي زاده را كه از جبهه آمده بود، همراه با پاسداران به دستبوسي امام بردم... پنجشنبه 1 مرداد امروز تعطيل است و بيشتر در منزل ماندم. وقتم صرف مطالعه تاريخ امام علي (ع ) شد. جريان بيعت با امام و جنگهاي بصره و صفين و نهروان را از تاريخ حبيبالسير، مرور كردم. بعدازظهر به بيمارستان، براي ملاقات آقاي خامنه اي رفتم و ساعتي با ايشان ماندم. حالشان بد نيست، ولي تب قطع نمي شود. اطباء اميدوارند با دارو تب را قطع كنند; درباره كابينه با ايشان مشورت كردم. افطار، در نخست وزيري بودم. با آقايان رجائي و دكتر باهنر كه كانديداي نخست وزيري است، درباره اعضاء كابينه آينده مشورت كرديم. تا ساعت يك بامداد طول كشيد و تقريبا روي اعضاي كابينه، با كمي اختلاف نظر توافق كرديم و اميد مي رود، پس از رسميت آقاي رجائي، به سرعت كابينه را تشكيل بدهيم. امروز صبح آقاي عبدالله نوري نماينده ] امام در [جهاد خبر شهادت حجتالاسلام [سيدحسن ] بهشتي، كانديداي حزب جمهوري اسلامي براي مجلس در اصفهان را داد. صبح ساعت هفت و نيم، دو نفر به خانه ايشان مراجعه مي كنند و در درب خانه، ايشان و كودك چهار ساله برادرشان را به گلوله بستند و هر دو را شهيد و فرار تاثر مي كنند و تنفر عظيمي در اصفهان برانگيخته، نايب امام جمعه بود و محبوب و مبارز و تشييع جنازه كم سابقه اي اين شد گونه اعمال براي منزوي كردن دشمن، موءثر است. جمعه 2 مرداد ..برخلاف پيش بيني دشمنان، انتخابات خيلي خوب برگزار شد. شركت مردم، فوق انتظار بود. در بعضي جاها اوراق تعرفه، كم آمد و دو ساعت وقت تمديد شد. چهار كانديدا بيشتر نداريم، آقايان [محمدعلي ] رجائي، [علي اكبر ] پرورش، [عباس ] شيباني و [حبيبالله ] عسكراولادي كه پيش بيني مي شود، اكثريت آراء از آقاي رجائي باشد. ساعت ده صبح در دانشكده افسري، مقابل مجلس راي دادم. دانشجويان دانشكده در يك صف طولاني، منتظر دادن راي بودند. بعدازظهر، در جلسه شوراي عالي دفاع در ستاد ارتش، شركت كردم. آقاي فلاحي گزارش جبهه ها و آقاي فكوري، گزارش رسيدن مهمات را - كه نگران كمبود آنها بوديم - و آقاي مهندس [ميرحسين ] موسوي، گزارش عادي شدن آب رودخانه هيرمند را - كه در جلسه گذشته فكر مي شد، افغانها آن را منحرف كرده اند - دادند. فرماندهان لشكرها را دعوت كرده بوديم. از خوزستان آمدند. اعتراض كرديم كه چرا به وعده هاي حمله، عمل نشده. عذرهايي مطرح كردند و وعده كردند به زودي عمل كنند. افطار را در ستاد خورديم و جلسه تا ساعت ده شب، ادامه داشت.