Hamshahri corpus document

DOC ID : H-780228-44674S4

Date of Document: 1999-05-18

آموزه هايي درباره صلح جهاني گفت وگوي اختصاصي همشهري با هلموت اشميت صدراعظم اسبق آلمان * در جهان پرجمعيت قرن 21 ما واقعا نيازمند اصول مشترك اخلاقي براي صلح هستيم هلموت اشميت، سياستمدار برجسته و صدراعظم اسبق آلمان، اينك رجلي كهنسال و پرتجربه است. او همچنان نسبت به مسائل جهاني علاقه مند و داراي نظرياتي عميق و دقيق است. جايگاه او در كشورش همواره به عنوان يكي از بزرگترين صاحبنظران و طراحان سياسي و اقتصادي مطرح بوده و هم اينك نيز شخصيت مورد احترام سياسيون جهان است كه به اعتدال و متانت اشتهار يافته. هلموت اشميت كه هنوز با عنوان صدراعظم اشميت از سوي مردم كشورش و ساير سياستمداران و متفكران خطاب مي شود، در كنفرانس اديان ابراهيمي كه اوايل ماه مه در شهر ليماسول قبرس برگزار شد به ايراد خطابه پرداخت. اين گفتگو در حاشيه همان سمينار انجام گرفته و واجد ديدگاههاي وي درباره خشونت، معضلات جهاني، صلح، جمعيت و تساهل ملي و ديني است. * شما در سخنراني افتتاحيه سمينار اديان نكته هايي را درباره مشكلات كنوني جهان مطرح كرديد، به نظر شما مهمترين مسئله يا مسائل؟ كدامند هلموت اشميت: صلح و ايجاد توازن پايدار، بخصوص در بالكان و خاورميانه، البته از اهميت زيادي برخوردار است. در واقع مهمترين مسائل جهان، هنوز هم جنگ و مسئله آوارگان و گرسنگي است كه بخش مهمي از دنياي كنوني را درگير ساخته و انسانها را از ميان مي برد. * پس جنگ و عواقب آن هنوز مهمترين مسائل؟ است هلموت اشميت: جنگ خودش معلول عوامل ديگر است. همه ما مسائل ديگري داريم كه اگر راه حلي براي آن نيابيم، وضع جهان خطرناكتر خواهد شد. مثلا رشد جمعيت انسانها اگر به انفجار نزديك شود در حالي كه سرانه درآمدها در بسياري نقاط كاهش مي يابد، در اين صورت به وضعيت وخيم تر و بحراني تري مي رسيم. شما دقت كنيد، در گذشته، مثلا در عهد حضرت ابراهيم چند ميليون نفر شايد در سراسر جهان پراكنده بودند كه بين فرات و عراق امروزي به كشاورزي و دامداري مشغول بودند. امروز قرنها از آن زمان گذشته است. وقتي من در سال 1925 شش ساله بودم و تازه مي خواستم به مدرسه بروم جمعيت انسانها در كره زمين دو ميليارد نفر بود، اما امروز شش ميليارد نفر است و به نظر مي رسد در دهه دوم قرن بيست، جهان از جمعيت اشباع شده و به انفجار نزديك مي شود. بر طبق برآوردها و مطالعات سازمان ملل، پيش بيني مي شود كه در پنجاه سال آينده، اين رقم به نه ميليارد نفر برسد. * آيا عواقب اين وضع، جدا غيرقابل كنترل؟ است هلموت اشميت: امروز فضاي سرانه، موجود و ضروري براي فعاليت انسان كاهش يافته و در واقع به چهاردرصد آنچه در دو هزار سال قبل بود رسيده است. اين كاهش بيشتر هم خواهد شد و شايد انسانها، ميليونها انسان، مجبور شوند روي سر يكديگر زندگي كنند. در آپارتمانهاي كوچك و بلند در شانگهاي، قاهره، مكزيكو و... اين ضرورتها وجود دارد. * براي من هميشه اين مسئله وجود داشته كه با وجود چنين مشكلاتي كه بشر را تهديد مي كند: انفجار جمعيت، گرسنگي، كاهش فضا، فرسايش محيط زيست و... چرا رهبران و دولتها خود را در گرداب جنگها و مصائبي مي افكنند كه آنها را از امور اصلي و جدي غافل؟ مي كند هلموت اشميت: اين پرسش خوبي است. ضرورتهاي دنياي جديد دارد عوض مي شود. در كنار انفجار جمعيت، ما شاهد فرايند جهاني شدن فناوري هستيم. تبادلات اقتصادي و مالي بسيار پيچيده و زياد شده و انسانها از طريق تلويزيون و رسانه ها، به تبادل اطلاعات مشغولند. اما مشكلات سابق و جنگها نيز همچنان وجود با دارد اين حال، مشكلاتي نظير افزايش جمعيت، كاهش فضاي زندگي، كاهش منابع آب و زمين كشاورزي و جهاني شدن، مي تواند باعث بروز رقابتهاي خصمانه و اختلافات بيشتر در مناطقي نظير آسيا، خاورميانه، آفريقا و تا حدي امريكاي لاتين شود; مناطقي كه جمعيت در آنها اشباع شده است. اما اين مسائل با اين شدت در امريكا، اروپاي شمالي و ژاپن وجود ندارد. روسيه هم با مسئله افزايش جمعيت روبه رو نيست. * چه چيزي موجب آسيبپذيري بيشتر اين جوامع و عدم توجه دولتها به مسائل بنيادي، رفع فقر و ايجاد توسعه؟ مي شود هلموت اشميت: ايدئولوژيهاي سياسي و ناسيوناليستي در آسيبپذيري اين جوامع نقش داشته اند و آنها را آسيبپذير كرده است. در كنار اين ايدئولوژي هاست كه دشمني ها و جنگها و سركوبهاي نژادپرستانه وجود دارد. روآندا، برونئي، كشمير، بوسني، كوزوو، عراق و... نمونه هاي خاصي از مشكلات جهان ماست. * گاهي اين ايدئولوژيها از طرف توده مردم در كشورهاي توسعه نيافته حمايت مي شود و آنها نقش اساسي در اين گرايشها دارند... هلموت اشميت: بله، اما ريشه مسائل چيز ديگري است. مثلا هرچه مردم مجبور شوند در جوامع متراكم به سر برند، در واقع دچار عقده مي شوند. زيرا از افرادي كه بهتر زيست مي كنند بدشان مي آيد. اينها به افراط و ايدئولوژيهاي تند سياسي و بنيادگرايي دامن مي زند. * شما چگونه درباره بنيادگرايي سخن؟ مي گوييد ريشه آن ؟ چيست هلموت اشميت: بنيادگرايي در واقع توسط رهبران كينه جو و تندرو ايجاد شده است. مثلا جنگهاي صليبي چيزي نبود جز تمايل بنيادگراهاي مسيحي كه به دنبال جهانگشايي و فتح جوامع ديگر جوامعي بودند كه غالبا از آنها پيشرفته تر و صلح آميزتر مي زيستند. بنيادگرايي هيتلر، از آن هم بدتر بود و كشتارهاي نژادي و فجايع جهاني عظيم در پي داشت. * اينها اشارات تاريخي است. بنيادگرايي امروزه چه وضعي ؟ دارد هلموت اشميت: واضح ما است امروز هم شاهد نسل كشي هستيم. بنيادگرايي ديني نيز وجود دارد كه به نظر من به هيچ وجه نماينده و نمايانگر حقيقت يك دين نيست; فقط بخشهاي عقب مانده از جامعه و تمدن هستند. برخي از اين بنيادگراها براساس عقايدي افراطي به تروريسم دامن مي زنند. * اما فقط بنيادگراها عامل ايجاد خشونت نيستند. عوامل ديگري نيز وجود دارد كه اين وضع را دامن مي زند. آيا بچه هاي آلماني و بدتر از همه، امريكايي ها معضل خشونت ؟ ندارند هلموت اشميت: البته، من از نقش رسانه ها انتقاد مي كنم. تلويزيون و اينترنت دائما به خشونت دامن مي زنند. رسانه هاي الكترونيكي بچه هاي ما را مسموم مي كند و خشونت را در تصويرهاي خود به همه جا گسترش مي دهد. آراء و افكار اكثر جوانها، دائما روياروي جنگ، قتل، تيراندازي و سوءاستفاده است كه از طريق رسانه ها به او القاء مي شود. در كشور من كه شما به آن اشاره كرديد، يك نوجوان ساعتها روبه روي تلويزيون و ويدئو مي نشيند و به اندازه تعداد ساعات مدرسه از آنها استفاده مي كند. آمارها حاكي از آن است كه به اين ترتيب آنها شاهد 3500 مورد قتل در طول يك سال هستند. به آنها القاء مي شود كه خشونت بخش عادي زندگي است. همه چيز طبيعي جلوه داده مي شود. خانواده ها هم نقش واقعي خود را ايفا نمي كنند، چون آنها هم با واقعيت بيگانه اند. نسبت به فضاي تربيتي فرزندانشان بي تفاوت اند. رسانه هاي الكترونيكي ناخودآگاه به فرهنگ خشونت دامن مي زنند. دو سه هفته پيش در يك مدرسه در كلرادوي امريكا شاهد يكي از اين صحنه ها بوديم. در خاك كوزوو و در اخبار خاورميانه نيز مي بينيم. اينها سبب مي شود تا خشونت به عنوان يك واقعيت، عادي شود. جوانها اين صحنه ها را طبيعي مي پندارند و شايد به اين باور مي رسند كه دنيا لازم است چنين چهره اي داشته باشد. * چكار بايد؟ بكنيم شما براي ملت خود، جوانهايتان چه چيزي را پيشنهاد؟ مي كنيد هلموت اشميت: ما نيازمند آموزش و تلاش سياسي هستيم تا بتوانيم تاثير آنچه منفي است را برطرف كنيم. بايد رسانه ها را اصلاح كرد تا شرايط مناسب براي آموزش صلح و آرامش و مزاياي آن فراهم شود. ما مزاياي عدم خشونت را از ياد برده ايم. * مزاياي صلح و عدم خشونت از نظر شما؟ چيست هلموت اشميت: تساهل ( تولرانس ) و تحمل. اين چيزي است كه ما بايد آموزش دهيم. هم در بين افراد يك جامعه و هم در سطح بين المللي. همچنين بايد بياموزيم كه سه دين به يكديگر احترام بگذارند. اين براي صلح اهميت زيادي دارد و بخصوص با جمعيتي كه دائما در حال گسترش است، بر اهميت آن افزوده نيز خواهد شد. * القاي خشونت از طريق رسانه ها، يك مسئله است. اما تئوريك شدن آن توسط برخي متفكران مشهور نيز وجود دارد. هلموت اشميت: منظور شما تئوري ساموئل هانتينگتون است. اگر براي مسائلي كه گفتم راه حلهاي مناسب نيابيم، نظريه هانتينگتون در برخورد تمدنها ممكن است به منصه ظهور برسد. مسئله اين است كه اگر در زمان مناسب جلوي آن را نگيريم، حتي پيروان اديان ممكن است وارد دور تازه اي از برخورد بشوند. * اين مسئله مربوط به تحريف اديان است. اديان به تساهل و صلح دعوت كرده اند ولي سياستمداران از اعتقادات مردم سوءاستفاده مي كنند. هلموت اشميت: ما از نظر تاريخي، نمونه هاي خوب و مثبتي در رابطه با تحمل و مدارا داشته ايم. تعليم دهندگان اديان بايد بر اين نمونه ها تكيه كنند. مثلا امپراتور فردريك دوم در پالرمو، حدود يكهزار سال قبل، دستور داد كه مسيحيان و مسلمانان مي بايد در برابر پيروان يهود و مسلمانان از خود مدارا و بردباري نشان دهند. آنها يكديگر را تحمل مي كردند و اين يعني همزيستي اديان، در كوردوبا، تولدو ونمونه هاي ديگر، به نحو موءثري تحمل ديني وجود داشته و آنها هم پيروان همين اديان ما بوده اند نيازمند اعمال تحمل ديني هستيم. اما باز هم مجبورم به همان مسائل بازگردم، مجموع عوامل تاثيرگذار جهاني، يعني انفجار جمعيت و فناوري جهاني و كمبود منابع و.. باعث دو وظيفه و چالش عظيم خواهد شد كه پيش روي دينهاي بزرگ قرار دارد: - 1 حمايت و حفاظت از هويت ديني و فرهنگي خود- 2 حمايت و حفاظت از هويت ساير ملتها، بخصوص همسايگان نزديك. * آيا مي توانيم اتحاديه اروپا را نمونه اي از اين حمايت و حفاظت هويت خودي و همسايه قلمداد؟ كنيم هلموت اشميت: اتحاديه اروپا نمونه مثبتي است. اين كشورها همواره درگير جنگهاي ويرانگر بوده اند. جنگهايي كه بيش از يك هزاره ادامه داشت. اما گرد آمدند و به صورت مشترك در كنار هم قرار گرفتند. آنها داراي فرهنگ و زبانهاي خاص خود هستند كه برخي هزار سال قدمت را در پشت سر دارند. سيستمهاي آموزشي و تاريخ و نهادهايشان هم متفاوت است. اما همه آماده اند تا هويت و فرهنگ ملي خود را حفظ كنند در عين شركت در يك مجمع مشترك كه به سرنوشت جمعي آنها مربوط مي شود. به اين ترتيب اتحاديه اروپا تشكيل شده تا بتوانند در برابر مشكلات بايستند و در برابر سه ابر قدرت - و شايد هم چهار ابرقدرت - ايستادگي كنند. اين مجمع و اتحاد، در جهت ارتقاي تحمل اعضاي است اتحاديه اروپا پانزده كشورند كه سعي دارند سالها و قرنها نفرت و تنازع سنتي را كنار بگذارند و نمونه اي از تحمل سياسي و همكاري بين المللي را ارائه كنند. * اكثريت مردم اين كشورها پيرو دين واحدي هستند كه مسيحيت است. اما در بالكان مسلمانان به دست صربهاي مسيحي كشته مي شوند. در آنجا تحمل ديني وجود ندارد، هر چند كه ناتو و كشورهاي مسيحي بالاخره روياروي صربها ايستاده اند. به نظر شما تحمل و تساهل ديني چه نقشي در اين ميان؟ دارد هلموت اشميت: اين موضوع به روحانيان و رهبران اديان بازمي گردد. آنها بايد به ديگران تساهل مبتني بر احترام را بياموزند و با جهل مبارزه و كنند اين هنگامي ميسر است كه يكديگر را بشناسيم و با نقاط مثبت و ارزشهاي مثبت اديان ديگر آشنا شويم. پس لازم است كه ما حداقل اطلاعات و آموزه هاي بنيادي را درباره اديان ديگر داشته باشيم. در جهان پرجمعيت قرن 21 ما واقعا نيازمند اصول مشترك اخلاقي براي صلح هستيم. نمايندگان اديان، مسئوليت خاصي جهت جلوگيري از بيان تبعيض و اعمال تبعيض آميز در مقابل پيروان ساير اديان دارند. آنها بايد ريشه خشونت، فناتيزم و جنگهاي ديني را از ميان ببرند و به شناخت و احترام متقابل اهتمام ورزند. * آيا تحولات و اخبار ايران را دنبال؟ مي كنيد هلموت اشميت: ايران كشور مهمي است. * مي توانم به عنوان آخرين سئوال نظرتان را درباره تحولات اخير ايران و ديدگاهها و برنامه هاي رئيس جمهور خاتمي؟ بپرسم هلموت اشميت: مردم ايران با انتخاب رئيس جمهور خاتمي توانستند نمونه خوبي از دموكراسي را در خاورميانه ارائه اين كنند حركت مثبت است و نشان مي دهد مردم ايران مسائل آينده را درك شما كرده اند براي دموكراسي مي كوشيد و آقاي خاتمي هم يك روحاني مسلمان است. پس اسلام با دموكراسي و صلح و تساهل مخالف نيست. اين باعث شده تا ديدگاه همه مردم جهان نسبت به اسلام تغيير به كند نظر من اين يك گام به سوي تفاهم و شناخت جهاني و اديان است. اميدوارم اين موفقيتها همچنان در كشور ايران ادامه داشته باشد. * از لطف و بردباري شما سپاسگزارم. گفت وگو از: سيد مسعود رضوي